نوشته شده توسط : ali
توضيح مرگ به كودكان يكى از سخت ترين كارها براى اولياست، بخصوص هنگامى كه خود آنها با غم مرگ عزيزى دست به گريبان هستند.

شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتى كودكان ۲ ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاى تلويزيون از مرگ مى شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگى يا خيابانى مرده را مى بينند.

على رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمى دانند. آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند.

آنها تصور مى كنند كه اجساد هنوز مى خورند و مى خوابند و كارهاى هميشگى خود را انجام مى دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مى دهند. حتى وقتى يكى از اوليا يا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمى تواند اين اتفاق را براى آنها در نظر بگيرد.

كودكان به روشهاى مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان مى دهند:

اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك ۲ ساله اى در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا كودك ۵ ساله اى نخواهد به مهد كودك هميشگى اش برود، چرا كه كودك در جست و جوى علت پريشانى و غمگينى بزرگترها است و مى خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مى كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است.

 از سوى ديگر، ممكن است كودكى هم باشد كه اصلاً واكنشى به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهى در بين شادى و خوشحالى هاى كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعى است و دليل سنگدلى كودك نيست!

اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگى درك مى كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتى بسيارى از آنها تا وقتى كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمى دهند، يعنى فرايندى كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزى را شاهد بوده باشند.

بعضى از كودكان رفتارهايى انجام مى دهند كه به نظر عجيب مى رسد. مثل بازيهاى تشييع جنازه يا اداى مردن كسى را درآوردن. اين هم امرى طبيعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين، اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.

احساسات خود را در مورد مرگ توضيح بدهيد. سوگوارى يك قسمت بسيار مهم براى التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگوارى شديد، وحشت زده كرد، ولى از طرفى هم نبايد مسأله را بى اهميت جلوه داد.

به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسى ناراحت هستيم. در غير اين صورت، كودك كنجكاوانه تغييرات خلقى شما را درك مى كند و بخصوص وقتى حس كند مسأله اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى كردن آن داريد، نگران تر مى شود.

به سؤالات كودك پاسخ دهيد.كنجكاوى كودكان درباره مرگ يك امر عادى است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.

جوابهاى آسان و كوتاه عرضه كنيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند. بنابراين سعى كنيد براى توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاى پيچيده آن نشويد.

آنچه براى كودكان بخصوص زير ۵ سال درك بهترى دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاى جسمانى است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعنى اينكه او ديگر راه نمى رود يا غذا نمى خورد و چيزى را نمى بيند و هيچ دردى را احساس نمى كند و جسم آن ديگر كار نمى كند.

كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كى مى ميرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هيچ كس نمى داند كه كى كسى مى ميرد، ولى بيشتر ما زمان خيلى خيلى زيادى زندگى مى كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتى كه خيلى پير بشوى، زندگى مى كنى.» يا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كى مى ميرى؟» اين سؤال معمولاً براى اوليا خيلى تكان دهنده است.

عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مى كنى و يا چه كسى بعد از اين از من مراقبت مى كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوى و سالم است و خيلى خيلى وقت زيادى، پيش تو خواهد ماند.» حتى به كودكان زير ۵ سال توصيه مى شود اوليا بگويند «مامان نمى ميرد»، «بابا نمى ميرد».

بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه «فرزند عزيزم همه ما يك روزى مى ميريم» براى كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مى ميريم.

واژه هاى مسأله ساز

در بخش نخست مقاله، به چگونگى نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند، اشاره شد. و همچنين نكته هايى براى ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پايانى ، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسى قرار مى گيرد.

از عبارت هايى كه به يك امرخوب اشاره مى كند، پرهيزكنيد.

عبارت هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» يا «خواب ابدى» يا «رفتن به يك جاى دور» براى خردسالان بسيارگيج كننده است.

پس نگوييد كه «پدربزرگ خوابيده است» يا «به يك جاى دوررفته است». كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد، يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكركند كه شما هم برنمى گرديد. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضيح بدهيد مثلاً بگوييد: «پدربزرگ خيلى خيلى پيرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مريض بوده اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضى ها نمى تواند كسى را بكشد.

درمورد كاربرد واژه هاى خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتاركنيد. دقت كنيد اين مفاهيم را براى يك كودك ۵ساله يا حتى كوچكتر به كار مى بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد. پس مراقب باشيد او را بيشتر گيج و مضطرب نكنيد.

براى مثال اگر بگوييد «مادربزرگ الآن خيلى خوشحال است چون توى بهشت است» كودك فكرمى كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانى كه دور و برمن هستند، اين همه ناراحتند؟!» يا مثلاً بگوييد كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد.» كودك فكرمى كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من يا هركس خوب ديگرى را نيز پيش خودش ببرد!!» يا «اگر من هم خيلى خوب باشم مى توانم برم پيش خداوند و بابابزرگ را ببينم» يا اينكه «سعى كنم كه بچه بدى باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم!» بنابراين عبارتى به كار ببريد كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگوييد: «ما خيلى ناراحتيم كه بابابزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلى دلتنگ او مى شويم ولى اين خوب است كه بدانى او الآن پيش خداوند است.»

منتظر واكنش هاى مختلفى ازسوى كودك باشيد. كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدامى كنند. بخصوص اگر متوفى يك فرد نزديك خانواده باشد.

مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت هاى او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مى زده و اذيت مى كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه شديد برسد.

گاهى ممكن است كودك نسبت به متوفى خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتى نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.

ازسوى ديگر كودك ممكن است با بروز رفتارى كاملاً بى تفاوت شما را متعجب كند مثلاً بگويد«حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مى توانم بازى كنم!» از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتوانى كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد.

كودكان نمى توانند آنطور كه بزرگترها معنى و اثر مرگ را درك مى كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكانى سنگدل و بى احساس نيستند.

انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد. سؤالات تكرارى درمورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتى براى كودك ممكن است مدت ها به طور بينجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت هاى شناختى او، سؤالات تازه ترى مطرح مى شود.

نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكرارى كودكان يك امر طبيعى است. تنها كارى كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.

به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد.صحبت از شيرينى با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلى آرامش مى دهد. كودكان به روش هاى قابل لمس براى سوگوارى نيازمند هستند، بنابراين به جاى شركت درمراسم تدفين، كودك زير۵سال مى تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگوارى شركت داده شود.

دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براى ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مى توان يك گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.

 گاهى اوقات مادر به علت سقط جنين بيمار، دچار سوگ مى شود. دراين موارد كودك نيز نگران مادر مى شود حتى بدون اينكه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى دهد.

او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر يا برادر بزرگترشدن خودش بنشيند كه شما ازقبل به او وعده داده بوديد. دراين مواقع، كودك احتياج دارد مطمئن بشود اينگونه مرگ و مير خيلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى ديگرى داريد.

به كودك بايد توضيح داد «بچه فوت شده به اندازه كافى بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون شكم مامان زندگى كند». به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشى يا درست كردن يك كاردستى دراين باره سوگوارى خود را نشان بدهد.

 درمواقعى كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مى كنيد، كودك شما اضطراب و نگرانى شما را درك مى كند. بنابراين به او بگوييد «از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختى روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولى دركنار تو، كودكم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد.»

 سعى كنيد كه كودك هرچه زودتر به زندگى هميشگى و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاى هميشگى به كودك كمك مى كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند.

در شرايط دشوارى كه خود شما ازيك غم بزرگ دررنج هستيد، انتظار رفتاركامل و بدون اشكال ازخود نداشته باشيد. دراين مواقع، ممكن است شما جلوى كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعى است.

بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مى توانيد يارى برسانيد.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 569
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
چاقی یک موقعیت پیچیده است، که احتمال ابتلا به دیابت، مشکلات قلبی و حتی برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد.

تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که شیوه‌های تربیتی مختلف، چه تأثیری بر وزن فرزندتان می‌تواند داشته باشد؟ به عقیده دانشمندان رفتارهای والدین به‌خصوص مادران بر چاقی یا لاغری کودکان مؤثر است.
چاقی در میان کودکانی که مادرانشان بیش‌ازحد نگران یا مراقب آن‌ها هستند بیشتر از سایر کودکان دیده می‌شود. بر اساس تحقیقات انجام‌شده در مؤسسه کودک استرالیا، این زنان اغلب مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیاری را در زندگی خود پشت سر گذاشته‌اند، حال نمی‌خواهند فرزندانشان سختی‌های آن‌ها را تجربه کنند. اما همین مراقبت‌های بیش‌ازحد با تبعاتی هم چون چاقی و اضافه‌وزن کودکان همراه است.

چاقی یک موقعیت پیچیده است، که احتمال  ابتلا به دیابت، مشکلات قلبی و حتی برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد. مطالعات قبلی حاکی از آن بود که چاقی در میان کودکانی با والدین سخت‌گیر پدیده‌ای رایج است. اکنون یافته‌های جدید این گزاره را در مورد مادران همیشه نگران و مراقب نیز تأیید می‌کند. درواقع مادرانی که در این تحقیق بیشترین نمره در میزان مراقبت از فرزندانشان را کسب کردند، به‌احتمال 27 درصد بیش از سایرین کودکانی چاق یا دارای اضافه‌وزن خواهند داشت. این رقم برای زنانی که نمرات متوسطی کسب کردند، 13 درصد است.

دلیل اصلی چاقی این کودکان، محدودیت‌هایی است که مادرشان برای فعالیت‌های فیزیکی آن‌ها قائل می‌شوند. این محدودیت‌ها در حالی است که، پیاده‌روی برای رفتن به مدرسه، بازی کردن با سایر بچه‌ها یا شرکت در فعالیت‌های ورزشی مدرسه به کودکان کمک می‌کند تا چاق نشوند وزندگی سالم‌تری داشته باشند.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 530
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
در پاسخ به پرسش های کودک صبور و با حوصله باشید. اطلاعات غلط ندهید، بلکه اگر پاسخ پرسشی را نمی دانید با شجاعت این موضوع را ابراز کنید و بگویید پس از مطالعه درباره آن، به پرسشش پاسخ خواهید داد.

در پاسخ به پرسش های کودک صبور و با حوصله باشید. اطلاعات غلط ندهید، بلکه اگر پاسخ پرسشی را نمی دانید با شجاعت این موضوع را ابراز کنید و بگویید پس از مطالعه درباره آن، به پرسشش پاسخ خواهید داد. وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید از کجا بیرون می آید، می گویید «از پشت یک کوه بلند

«خورشید از کجا می آید؟ کجا می رود؟»، «پرنده ها چه جوری آواز می خوانند؟ چه طوری لانه می سازند؟»، «آدم ها چرا می میرند؟»، «چرا نوزاد گریه می کند؟» کودکان هر روز از شما ده ها پرسش می کنند. گرچه این پرسش ها گاهی حوصله تان را سر می برند، بیشتر پدر و مادر ها می دانند که باید به آنها به شیوه های قابل فهم و زبانی ساده توضیح بدهند، چرا که پاسخ های شما نه تنها به کنجکاوی آنها نسبت به بسیاری از پدیده های جهان پاسخ می دهند، بلکه باعث می شوند خوب گوش کردن و چگونگی آموختن یک مطلب علمی را به مرور زمان بیاموزند.

این آموزش در سال های بعد سبب می شوند آنها به یادگرفتن علاقه مند شوند و در نتیجه در مدرسه هم به درس خواندن علاقه نشان دهند و با توجه به این که در کودکی راه های یاد گرفتن و درک یک مطلب را به شکل غیرمستقیم آموخته اند می توانند از همان سال های اول در تحصیل موفق شوند. بنابراین اگر پدر و مادری از راه های مشتاق کردن کودک به دانستن، آگاه باشند، موفقیت او را در دوران تحصیل، تا حدود زیادی تضمین کرده اند. برای علاقه مند کردن کودک به یادگیری و تحریک بیشتر کنجکاوی او روش های زیادی وجود دارد که از آن جمله می توان به ۳ نکته طلایی اشاره کرد:

اول: اگر او با مشاهده پدیده ای جدید، پرسشی نمی کند، شما سوال هایی را مطرح کنید و نظر او را بخواهید و سپس از او بپرسید آیا پرسشی برایش پیش نیامده است؟

 دوم: در پاسخ به پرسش های کودک صبور و با حوصله باشید. اطلاعات غلط ندهید، بلکه اگر پاسخ پرسشی را نمی دانید با شجاعت این موضوع را ابراز کنید و بگویید پس از مطالعه درباره آن، به پرسشش پاسخ خواهید داد. وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید از کجا بیرون می آید، می گویید «از پشت یک کوه بلند»، وقتی در پاسخ به این پرسش که خورشید وقت غروب کجا می رود می گویید «روی سرش پتو می اندازد و تاریک می شود»، وقتی در پاسخ به این پرسش که آدم ها چرا می میرند، می گویید «می روند زیرزمین زندگی کنند»، وقتی در پاسخ به خیلی از پرسش های دیگر سرش داد می کشید و با خشم می گویید «چقدر سوال می کنی بچه! برو پی بازی!» چه طور می توانید انتظار داشته باشید او مهم ترین اصل یادگیری یعنی پرسیدن با جرات و جسارت را بیاموزد؟! و از طرفی آیا واقعا گمان می کنید با توجه به اطلاعات غلطی که به او داده اید در آینده به دانش شما اعتماد می کند و مهم تر از آن، آیا این اطلاعات نادرست در سال های بعد راه درک حقایق علمی را که پاسخ پرسش های کودکی اش بوده اند بر او نمی بندد؟

 سوم: برایش الگوی مناسبی باشید، نباید انتظار داشته باشید کودکی که هرگز پدر و مادرش را در حال گوش کردن به یک خبر علمی از رادیو یا تماشای برنامه ای آموزشی از تلویزیون یا خواندن کتاب و روزنامه ندیده است، علاقه مند به بیشتر دانستن باشد و اگر هم در سال های اولیه کودکی کنجکاوی یا میلی برای آموختن داشته باشد با گذشت زمان این احساس در او سرکوب می شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 633
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
به منظور حس امنیت و آسایش در کودک، وی را در نهایت دقت و به آرامی در جای خود مستقر نمائید.با این حال نسخه کاملاً پیچیده نهائی برای فراهم نمودن زمینه و شرایط ایده آل خواب کودکان مهیا نیست.

به منظور حس امنیت و آسایش در کودک، وی را در نهایت دقت و به آرامی در جای خود مستقر نمائید.با این حال نسخه کاملاً پیچیده نهائی برای فراهم نمودن زمینه و شرایط ایده آل خواب کودکان مهیا نیست، لیکن والدین را باید تشویق نمود که بدانند اکثر کودکان قابلیت و استحقاق یک خواب خوب و آرام را دارا می باشند

خواب و یا کمبود و فقدان آن از جمله مباحث بی شمار جنبه‎های مراقبت از کودکان و نیز از مسائل مهم والدین جوان در هفته‎ها و ماه های اولیه زندگی کودک به شمار می‌آید، همچنین کیفیت و میزان خواب طفل علی رغم برخورداری از والدینی با ذکاوت، خوش رو و همچنین افراید که بدون ایجاد کوچکترین صدائی اقدام به راه رفتن می نمایند، به آسایش جسم و روان هر یک ازافراد در محیط خانه بستگی دارد.

کشمکش های کودک با خواب با افزایش جنب و جوش او در گهوار به پایان می رسد و به اشکال ساده تری همچون پس از گریه کردن، امتناع از پذیرش، تغذیه ساعت ۳ نیمه شب، کابوس و نیاز به نوشیدن آب شکل می گیرد. اینکه به چه شیوه کودکان را به واسطه گریه، جیغ و داد، بدخلقی او به خواب می برید و یا و نحوه پاسخگوئی شما به نیازهای او در نیمه های شب، همچنین میزان خواب مفید برای وی، همگی به سن کودک شما بستگی دارد.

چه میزان خواب کافیست؟

نمودار ساعات خواب اطفال تا سن ۲ سالگی، منتخب میانگین ارقام گزارش شده گروه های بی شماری از کودکان می باشدکه بدون احتساب هم نوعان آنان با شرایط استثنائی و یا ویژه تهیه شده است.

در این نمودار به هیچ وجه عدد اعجاب انگیزی از ساعات گزارش شده توسط کلیه اطفال در گروه سنی خاصی وجود ندارد. ممکن است کودک ۲ ساله ای بین ساعات ۸ شب تا ۸ صبح روز بعد به خواب رود، در حالی که کودک ۲ ساله دیگری بعد از خوابیدن بین ساعات ۱۰ شب تا ۵ صبح روز بعد کاملاً هوشیار به نظر آید.

از آنجا که خواب برای آسایش جسم روان کودک بسیار مهم است ولیکن رابطه میان کمبود خواب با رفتارهای کودک همیشه آشکار نیست، به همین دلیل که وقتی بزرگسالان خسته هستند، بدخلق، عبوس و یا کم طاقت به نظر می رسند در حالی که کودکان می توانند در چنین شرایطی پر سر و صدا، ناسازگار و حتی رفتاری افراطی بروز دهند.

با توجه به این که هر کودک به عنوان یک شخصیت واحد، نیازهای اختصاصی خویش را برای به خواب رفتن دارا می باشد لیکن خواب قریب به اتفاق کودکان براساس سن آنا در یک گسترده (محدوده) خاصی از ساعاتشبانه روز اتفاق می افتد.

کودک در ۶ ماه اول تولد

برای این نوزادان فرمول خاصی برای به خواب رفتن وجود ندارد زیرا ساعت فیزیولوژی (درونی) آنها هنوز تکامل نیافته است. آنها عموماً باری مدت ۱۶ تا ۲۰ ساعت که در طول شبانه روز به دفعات تقسیم می شود یا می خوابند و یا چرت می زنند با این حال نوزدان را در دو هفته اول تولدشان می بایست هر ۳ یا ۴ ساعت یکبار به لحاظ تثبیت وزن حاصل شده در آنها بیدار نمود، و بعد از آن مهم نیست که کودک برای مدت طولانی به خواب رود.

طولانی ترین زمان خواب نوزادان بین ۴ تا ۵ ساعت می باشد که این بستگی به میزان تغذیه ای دارد که بتواند معده کوچک آنها را پوشش دهد. اگر نوزادان برای مدت طولانی به خواب روند به طور حتم در طول روز دچار گرسنگی مفرط شده و تناوب نیاز به شیر خواری و یا دریافت شیشه حاوی مواد غذائی مناسب را احساس خواهند نمود.

درست زمانی که والدین احساس می کنند کودکشان در طول شب به خواب رویائی و دور دستی فرو رفته است، از آن زمان است که می توان دریافت که ساعات خواب طفل از روز به شب در حال تغییر و شکل گیری است. در ۳ ماهگی خواب کودک با ۵ ساعت در طول روز و ۱۰ ساعت در شب و غالباً بایک یا دو وقفه صورت می پذیرد که حدود ۹۰ درصد اطفال در این سن در طول شب به طور تقریبی ۶ تا ۸ ساعت به خواب می روند.

اما مهم است بدانیم که اگر کودکان در طول زمان خواب به نوعی گریه کردند و یا انواع صداها را از خود درآورند، الزاماً نباید بیدار باشند، حتی اگر در طول شب تنها برای چند دقیقه بیدار شوند دوباره به خواب خواهند رفت. بهتر است که اجازه دهیم کودکان چگونه به خواب رفتن را خود بیاموزند و تجربه نمایند. با این حال اگر کودک زیر ۶ ماهه به دفعات گریه کردن را ادامه دهد زمانی است که باید به او پاسخ داد.

شاید کودک شما به درستی گرسنه، مرطوب، سرد و یا حتی بیمار باشد، بیدار نمودن شب هنگام کودک به واسطه تعویض البسه و یا تغذیه وی بایستی فوری و به آرامی، بی هیچ گونه تحریک و صبحت با وی و یا روشن نمودن چراغ ها که باعث اختلال در آرامش او گردد، صورت پذیرد. با علم به اینکه کودک برای اجابت خواسته هایش به زمان توجه ندارد، ولیکن می بایست این نظریه را که شب هنگام زمان مناسب برای خوابیدن می باشد را در او تقویت نمود. ایده آل اینست که کودک شما به منظور خوابیدن در گهواره خود قرار گیرد. نیازی نیست که شما زمان مقرری را برای به خواب رفتن به او القاء کنید. هر فعالیت آرام کننده و تسکین دهنده که پیوسته و بدین منظور در طول شب صورت پذیرد، می تواند عادی گشته و نه تنها این روش ها به خواب کودک شما کمک خواهد کرد بلکه او نیز با این سبک انس گرفته و حتی اگر در طول نیمه های شب از خواب برخیزد، با استفاده از این روش ها خواهد توانست که مستقلاً مجدداً به خواب رود.

از ۶ ماهگی تا یکسال

در شش ماهگی ممکن است کودک در حدود ۳ ساعت در طی روز و ۱۱ ساعت در شب بخوابد، در این سن شما می توانید عکس العمل خود را نسبت به رفتار کودکی که در طول شب بیدار شده و گریه می کند تغییر دهید. شما می توانید به مدت ۵ دقیقه او را به آرامی در گهواره اش نوازش کرده تا مجدداً به خواب رود و اگر موفق نشدید بدون اینکه کودک را از جایش بلند کنید.

با کلماتی آرام و نیز با مالش دست بر پشت او، کودک را آرام نمائید وس پس همانجا رها کنید مگر آنکه کودک شما علائم بیماری را از خود بروز نماید، که در این صورت طفل بیمار را می بایست و از جایش برداشته و آرام نمائید و اگر به گریه کردن ادامه می دهد شما اجازه دارید کمی بیش از ۵ دقیقه و به آرامی به نوازش او بپردازید، به همین ترتیب طفل بعد از چند روز به خواب رفتن مجدد را در محل مناسب خویش خواهد آموخت ولیکن اگر از خواب برخاستن های مکرر او بیش از ۵ یا ۶ نوبت در طول شب اتفاق افتد، حتماً باید با پزشک کودک خویش مشاوره نمائید.

بین سن ۶ ماهگی تا یکسال، هیجان های متفرقه عامل بزرگی برای بیدار شدن کودکان از خواب به شما می آیند، اما روش کلی برای مقابله با این بیداری های نابه هنگام در طول شب همان روش برخورد با کودکان در ماه های نخستین تولدشان می باشد: به هیچ وجه آنان را از گهواره شان بلند نکنید، چراغ ها را روشن ننمائید، آواز نخوانید، با آنان صحبت و یا بازی نکنید و حتی اقدام به تغذیه آنها ننمائید که تمام این اعمال کودکان را در تکرار رفتارشان تشویق می نماید.

اگر کودک شما در طول شب با گریه کردن از خواب برخاست، او را صرفاً به خاطر عدم ابتلا به بیماری و یا تعویض البسه مرطوب مورد بررسی قرار دهید و در غیر این صورت شما می توانید شکم و یا پشت کودک را با دست به آرامی مالش داده و حتی استفاده از پستانک و یا مکیدن انگشت شصت می تواند کودک را در این سن به آرام گرفتن عادت دهد و اگر طفل به گریه کردن بیش از این ادامه دهد می توانید به مدت ۵ دقیقه به مراقبت ازوی اقدام نمائید.

یک تا سه سالگی

اغلب کودکان در بین سنین ۱ تا ۳ سالگی حدود ۱۰ تا ۱۳ ساعت می خوابند. هیجانات گوناگون و یا تمایل به بیدار ماندن با پدر و مادر و غافل نشدن ازجریاناتی که در پیرامون خود می گذرد و می تواند عاملی برای عکس العمل متقابل کودک در برابر خواب و بیدار ماندن تلقی گردد. زمان شروع علائم به خواب رفتن کودکتان را در شب هنگام یادداشت کرده و سعی نمائید که آن را در شب های آتی به عنوان زمان تقریبی به خواب رفتن او اعمال کنید. به استراحت نمودن اطفال ۲ یا ۳ ساله خود در طول روز اصرار نورزید مگر سستی و خستگی بر آنها فائق آید.

والدین گه گاه به اشتباه فکر می کنند که بیدار نگه داشتن کودکان به طرق مختلف آنان را برای به خواب رفتن در ساعت مقرر کمک می نماید. در حقیقت اگر کودکان بیش از حد خسته شده باشند ساعت مشخصی برای خوابیدن نخواهند داشت. برقراری ساعت معمول خواب به کودکان کمک می نماید تا آنان آرامش داشته و برای خواب مهیا گردند. برای اطفال ۱ تا ۳ ساله حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه زمان نیاز دارد تا با خواندن داستان، دوش گرفتن و یا شنیدن یک موسیقی آرام به خواب روند.

هرآنچه که عادات، تشریفات و مراسم شبانه شما باشد، کودک نیز در شب های دیگر اصرار به تکرار آن دارد، سعی کنید عادات شبانه خود را طولانی تر یا پیچیده تر ننمائید. در حد امکان اجازه دهید کودکتان با همان عادات همیشگی خود از قبیل پوشیدن پیجامه، همراه داشتن اسباب بازی حیوانات مختلف پارچه ای و یا با گوش کردن به موزیک دلخواه خود به خواب روند. این روش به کودک شما کمک می کند تا حس کنترل بر عادات دائمی خود را تقویت نماید.

دندان در آوردن کودک ممکن است باعث بیدار شدن و به رویا رفتن او گردد. رویاهای فعالی در این سنین بروز می نماید. برای بچه ها دیدن رویا و خواب می تواند هشداری جدی تلقی گردد. کابوس ها غالباً برای کودکان ترسناک بوده زیرا با واقعیت دنیای بیرونی آنها سازگاری نداشته و مطابقت نمی نماید. بنابراین والدین می بایست در خصوص تماشای برنامه های تلویزیونی برای کودکان دقت عمل بیشتری بنمایند. در صورت بروز کابوس بر کودک، می بایست به او آرامش بخشید و اجازه دهید آنان درباره هر آنچه که در رویا و کابوسشان دیده اند برای شما تعریف نمایند، صبر کنید تا کودک کاملاً آرام گیرد و سپس به آرامی او را برای خواب مجدد تشویق نمائید.

کودکان پیش دبستانی

کودکان پیش دبستانی در حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در هر شب می خوابند اما دلیلی وجود ندارد که به طور کلی در این حد آنها در خواب باشند. کودک ۵ ساله ای که در طول شب به قدر کافی استراحت نموده است نیازی به خواب در طول روز ندارد، با این حال اغلب مربیان مدارس و مهدها کودک زمان خاصی را برای استراحت کردن کلیه کودکان در نظر می گیرند. برای کودک ۵ ساله ای که معمولاً دچار کابوس شبانه گردیده و به خواب رفتن مجدد او کمی با مشکل همراه می باشد بهتر است که از مجموعه لوازمی که بدین منظور آماده گردیده است کمک گرفت. این لوازم شامل اسباب بازی هائی است که به جهت سپری نمودن وقت کودک و ایجاد آرامش در او گردآوری شده است مانند چراغ قوه،کتاب بازی های کامپیوتری، نوارهای داستانی و... این مجموعه می بایست در اتاق کودک و در دسترس وی باشد تا هر زمان از نیمه شب که کودک اراده نماید بتواند به آنها دسترس داشته و با آنها سرگرم گردد تا به آرامش رسیده و مجدداً به خواب رود.
کودکان در سنین مدرسه

کودکان در بین سنین ۶ تا ۹ سالگی حدود ۱۰ ساعت را در خواب بسر می برند.

مشکلات این کودکان در زمان خواب می تواند نشأت گرفته از نیاز آنان به خلوت کردن با والدین خود، بدون حضور دیگر افراد خانواده و بستگان نزدیک باشد.

سعی نمائید قبل از به خواب رفتن کودک با او خلوت کنید و با گفتگوئی کوتاه به آنان درباره همه چیز اطمینان خاطر بخشید، که این کار خود در به آرامش رسیدن کودک و ادامه آن در طول خواب کمک فراوان می نماید. فقدان و یا کمبود خواب در کودکان باعث تندخوئی، انواع رفتارهای افراطی و همچنین بیماری اختلال کم توجهی و بیش فعالی در کودکان (ADHD) را فراهم می آورد.

در نگاهی کوتاه به آنچه گفته شد بدین نتیجه خواهیم رسید که:

۱) زمان معینی ر برای خوابیدن کودکتان مقرر بنمائید.

۲) به زمان خواب مقید با شید و کودک خود را به ترتیب از نیم ساعت و ۱۰ دقیقه قبل از فرا رسیدن آن زمان آگاه نمائید.

۳) اجازه دهید که کودک شما هر لباس راحتی را که برای خواب می پسندد، انتخاب نموده و آن را بپوشد.

۴) اجازه دهید هر عروسکی را که کودک شما مایل است با خود به همراه داشته باشد انتخاب نماید.

۵) انتخاب موسیقی های ملایم را مورد توجه قرار دهید.

۶) به منظور خواباندن کودک به هیچ وجه از طریق تغذیه مخصوصاً استفاده از شیشه های مخصوص شیر اطفال حاوی مایعات شیر و یا هرگونه نوشیدنی حاوی شکر و قند اجتناب ورزید زیرا تجمع این مایعات در دهان کودک از عوامل جدی در تخریب دندان های کودک به شمار می آید.

۷) به منظور حس امنیت و آسایش در کودک، وی را در نهایت دقت و به آرامی در جای خود مستقر نمائید.با این حال نسخه کاملاً پیچیده نهائی برای فراهم نمودن زمینه و شرایط ایده آل خواب کودکان مهیا نیست، لیکن والدین را باید تشویق نمود که بدانند اکثر کودکان قابلیت و استحقاق یک خواب خوب و آرام را دارا می باشند و رمز موفقیت آن به تلاش والدین از روزهای ابتدائی تولد فرزندشان وابسته است و ایجاد این روش ها، عادات و الگوهای رفتاری متضمن ارتقاء سطح بهبود و سلامت کودکان در طول زندگی خواهد بود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 645
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
وی گفت: نتایج این تحقیق نشان داد در مجموع اطفال بررسی شده 57 درصد صبحانه نمی‌خورند که از این میان 53 درصد پسر و 47 درصد دختر بودند و بیشتر در دو سن خاص 5 و 8 سالگی قرار داشتند.

یک متخصص کودکان با تاکید بر اینکه مصرف صبحانه به کودکان کمک می‌کند تا فراگیری بهتر، توجه، فعالیت و تحرک بیشتری داشته باشند و این باعث نشاط در کودکان می‌شود، گفت: 26 درصد کودکان به علت استرس برای رفتن به مدرسه، صبحانه نمی‌خورند.

دکتر اکبر کوشانفر  گفت: آزمون‌های به عمل آمده از کودکان در سنین مختلف نشان می‌دهد آن دسته از کودکانی که صبحانه را از رژیم غذایی خود حذف می‌کنند در انجام تست‌ها خطای بیشتری دارند. همچنین میزان تحریک‌پذیری، شناخت، قدرت حافظه و یادآوری آنها نیز کاهش می‌یابد.

این متخصص کودکان یادآور شد: صبحانه ‌گریزی در کودکان بویژه در سنین 4 تا 8 سال مساله شایعی است که نیازمند بررسی و علت‌یابی است. به علت اهمیت این موضوع مطالعه‌ای روی کودکان این محدوده سنی انجام شده است که هدف آن بررسی و یافتن علل صبحانه گریزی در کودکان و ارائه راه‌حل‌های عملی در جهت جلوگیری از این رفتار بوده است.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی افراد مورد بررسی در این مطالعه را کودکان 4 تا 8 ساله‌ای خواند که حداقل یک بار به بیمارستان مفید مراجعه کرده بودند. به این ترتیب عادت تغذیه‌ای در این افراد در مواقع سلامت کامل، در چهار فصل سال و همچنین در فصل شروع مدرسه مورد بررسی قرار گرفت.

وی گفت: نتایج این تحقیق نشان داد در مجموع اطفال بررسی شده 57 درصد صبحانه نمی‌خورند که از این میان 53 درصد پسر و 47 درصد دختر بودند و بیشتر در دو سن خاص 5 و 8 سالگی قرار داشتند.

این متخصص کودکان افزود: در بررسی علل ترک صبحانه نیز این نتایج به دست آمد که 32 درصد از کودکان به علت بازیگوشی، 26 درصد به علت استرس برای رفتن به مدرسه، 23 درصد به علت تنها بودن کودک در هنگام صرف صبحانه و 19 درصد به علل نامعلوم صبحانه نمی‌خوردند.

کوشانفر گفت: با دقت در نتایج حاصل از این پژوهش و نیز گفت‌وگوی حضوری با خانواده‌های کودکان صبحانه گریز مشخص می‌شود که صبحانه گریزی قابل پیشگیری است و با تغییر در روش و رفتارها و تغییر در رژیم غذایی تصحیح می‌شود؛ چنانکه 33 درصد کودکان با تغییر در رژیم به مصرف صبحانه تمایل پیدا کردند.

وی خاطر نشان کرد: می‌توان با گنجاندن مواد غذایی متنوع جذاب و مورد علاقه کودکان در وعده صبحانه آنان را به صرف یک صبحانه کامل و سالم تشویق کرد.

کوشانفر با اشاره به کودکان مبتلا به مشکلات روانی و عاطفی، گفت: با مشاوره صحیح روانپزشکی و راه حل‌های کاربردی می‌توان این مشکل را از بین برد. شاغل بودن مادر و خروج زودهنگام از منزل تا حدودی روی میل به صبحانه در کودکان تاثیر دارد که باید با تغییر برنامه اصلاح شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 630
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مطالعات محققان امریکایی بر کودکان نوپا نشان می دهد که ارتباط بین والدین و کودکان در سال های اولیه تولد کودک نقش مثال زدنی در حرف زدن هر چه سریعتر کودک دارد.

 مطالعات محققان امریکایی بر کودکان نوپا نشان می دهد که ارتباط بین والدین و کودکان در سال های اولیه تولد کودک نقش مثال زدنی در حرف زدن هر چه سریعتر کودک دارد.

اما مطالعات اولیه نتیجه تازه ای برای محققان در برنداشت زیرا محققان می دانستند که شنیدن صدای مادر به نسبت صدای پدر تاثیر بیشتری بر کودکان دارد.

مادران به طور معمول و در هر ساعت حدود 1263 کلمه با نوزادان تازه متولد شده خود صحبت می کنند در حالی که پدران در هر ساعت در حدود 462 کلمه با نوزادان تازه متولد شده صحبت می کنند.

نتایج این تحقیقات نشان داد که کودکان به صدای مادر خود بیشتر عادت دارند تا صدای پدر و ارتباط کلامی مادر با کودک تاثیر بیشتری به نسبت ارتباط کلامی کودک با پدر دارد.

 اما چرا کودکان دختر به نسبت کودکان پسر سریعتر به حرف می افتند؟ محققان برای پاسخ به این سوال مطالعات خود را آغاز کردند. در این مطالعه در حدود 33  کودک دختر و پسر مورد بررسی قرار گرفتند.

 نتایج تحقیقات نشان داد :" مادران با کودکان دختر خود بیشتر از  کودکان پسر سخن می گویند؛ در نتیجه، دختران زودتر از پسران سخن گفتن را آغاز می کنند. با وجود اینکه پدران به نسبت مادران کمتر با کودک خود صحبت می کنند اما این سخن گفتن بازهم در کودکان دختر به نسبت کودکان پسر بیشتر است.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 704
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
کودک پرخاشگر ممکن است به وسیله چاقو یا قیچی بر میز و اسباب بازی ها حمله کرده و محیط را به یک میدان جنگ تبدیل کند...
 
 بازی از ضروریات زندگی کودکان است. کودکان از طریق بازی افکارشان را بازگو می کنند و به همان راحتی که بزرگسالان احساساتشان را با کلمات بیان می کنند، آنان نیز همین کار را به وسیله بازی انجام می دهند.

بازی از ضروریات زندگی کودکان است. کودکان از طریق بازی افکارشان را بازگو می کنند و به همان راحتی که بزرگسالان احساساتشان را با کلمات بیان می کنند، آنان نیز همین کار را به وسیله بازی انجام می دهند.

کودک در طول بازی توانایی حل مشکلات خود را پیدا می کند و به وسیله آن می تواند اعتماد به نفس و روحیه استقلا ل طلبی را در خود پرورش دهد. آنان احساساتی چون ترس، اندوه، شادی و عصبانیت خود را از طریق بازی بیان و به این ترتیب احساس امنیت و ارزشمند بودن می کنند.

کودک در بازی نیازهای حسی ــ حرکتی خود را برآورده می سازد و انرژی خود را تخلیه می کند که این کار باعث افزایش آرامش او می شود، در غیر این صورت اگر این انرژی امکان بروز پیدا نکند، احتمالا به اضطراب، افسردگی و پرتحرکی تبدیل می شود. در واقع بازی به اندازه تغذیه صحیح و احساس صمیمیت و امنیت برای رشد کودک مهم و ضروری است و عاملی است که به رشد تفکرات و خلاقیت های کودک کمک می کند. ویژگی های رفتاری کودکان در بازی هایشان کاملا مشخص می شود.

به عنوان مثال کودکی که در جستجوی قدرت است، معمولا در بازی نقش رهبر، رئیس، فرمانده یا حتی نقش مدیر مدرسه را بازی می کند یا یک کودک پرخاشگر ممکن است در بازی، عروسک هایش را بزند یا اسباب بازی هایش را بشکند. پرخاشگری به صورت مستقیم و غیرمستقیم در بازی کودک نمایان می شود.

کودک پرخاشگر ممکن است به وسیله چاقو یا قیچی بر میز و اسباب بازی ها حمله کرده و محیط را به یک میدان جنگ تبدیل کند. درواقع کودک دنیای خود را با اسباب بازی هایی که در دسترس دارد، فرافکنی می کند.

بازی درمانی
امروزه از بازی یا بازی درمانی به عنوان روشی برای درمان مشکلات کودکان استفاده می کنند. بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا بتوانند مسائل و مشکلاتشان را حس کنند، با این هدف که ویژگی های روانی خود را بشناسند. در این نوع درمان، به کودک فرصت داده می شود تا احساسات آزاردهنده و مشکلات درون خود را از طریق بازی بروز داده و آنها را به نمایش بگذارد.

در کودکان بی قرار حواس پرت که کنترل کمی روی حرکات بدنی خود دارند و براحتی هم متوقف نمی شوند، بازی کمک می کند تا تنش آنها آرام شود یا کودکانی که مورد ضرب و شتم و آزار جنسی قرار گرفته اند، می توانند از طریق بازی درمانی تا حد زیادی به آرامش و بهبود برسند.

درمانگر از طریق بازی درمانی یک موقعیت بازی را به صورت کلی ایجاد می کند که کودک بتواند ترس و تنش خود را بیرون بریزد، در حقیقت در بازی درمانی کودک «خود درونی اش» را نشان می دهد.

شدت احساساتی که برخی کودکان در طول بازی درمانی از خود نشان می دهند گاهی بسیار تعجب آور است، احساساتی چون تنفر، ترس، تنهایی، ناامنی، احساس شکست، بی کفایتی و احساس ناخواسته بودن از این گونه احساسات است و غالبا شروع این احساسات باعث محرومیت و انحراف شخصیت کودک می شود.

در حال حاضر ناآگاهی های والدین برخی کودکان سبب شده است که اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان مانند ترس، خشم دروغگویی، حسد شب ادراری، وسواس ناخن جویدن و ... شیوع بیشتری پیدا کند

در بازی درمانی پس از آن که کودک بازی با وسایل را شروع کرد، درمانگر با دقت اعمال و گفتار او را تحت نظر می گیرد و با مشاهده رفتارش در ضمن بازی به نگرانی های او پی می برد و پس از تفسیر و نتیجه گیری از عملکردهای کودک، راه حل هایی مناسب برای مشکلات او ارائه می کند.

اگر کودک تمایل به بازی نداشته باشد، مشاور باید او را تشویق کند، اگر کودک ساکت بماند و بازی نکند، مشاور بازی با اسباب بازی ها را شروع می کند و بتدریج از کودک دعوت می کند که در بازی شرکت کند.

درمانگر در طول درمان و هنگام کار با کودکان، باید بپذیرد که کودک دلایلی برای هر آنچه که انجام می دهد دارد و مسائل زیادی وجود دارد که ممکن است برای کودک مهم باشد در حالی که قادر نیست آنها را با درمانگر خود در میان بگذارد. برای این که درمانگر در بازی درمانی موفق باشد، باید دارای ویژگی هایی چون قابل اعتماد بودن، پذیرا بودن و احترام به کودک باشد.

در بازی درمانی باید شرایطی فراهم شود که کودک به درمانگر خود اعتماد و احساس کند که افکار و احساساتش مورد توجه درمانگر قرار گرفته است.

ناآگاهی والدین
در حال حاضر ناآگاهی های والدین برخی کودکان سبب شده است که اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان مانند ترس، خشم، دروغگویی، حسد، شب ادراری، وسواس، ناخن جویدن و ... شیوع بیشتری پیدا کند.

در جلسات بازی درمانی منشأ اصلی این احساسات شناخته می شود و درمانگر به جای آن که احساسات و عواطف کودک را نادیده بگیرد یا انکار کند، آنها را می پذیرد و به کودک اجازه می دهد با مطرح کردن آنها، آرام و سبک شود.

در درمان کودکان، بازی به عنوان یک وسیله ارتباطی نیز به کار می رود. با مشاهده کودک هنگام بازی می توانیم به میزان توانایی و درک او در زمینه های گوناگون مانند ارتباط برقرار کردن با دیگران، درک او از مردم و همچنین درکی که از خود دارد، پی ببریم رفتارها، نظرات، احساسات و چگونگی ابراز وجود کودک در بازی به ما کمک می کند که به مشکلاتش و این که او دنیای اطراف خود را چگونه می بیند، پی ببریم.

به عنوان مثال درمانگر برای کودکی که به علت ناتوانی در بکارگیری وسایل، قوانین بازی را رعایت نمی کند، با ایجاد فرصت هایی مناسب و تشویق به او کمک می کند تا بر اضطراب خود غلبه کند و به این ترتیب کودک از طریق بازی شیوه های گوناگون کنار آمدن را یاد می گیرد.

در بازی درمانی لازم است مواردی از سوی درمانگر رعایت شود، از جمله این که رابطه حسنه ای میان وی و کودک برقرار شود، به کودک آزادی عمل داده شود، کودک به خاطر اشتباهاتش مورد سرزنش قرار نگیرد و به گفتار و احساساتش کاملا توجه شود.

همچنین انتخاب صحیح اسباب بازی مناسب، بسیار مهم است، مثلا کودکانی که وسواس دارند، میل به خمیربازی، گل بازی یا بازی های به ظاهر کثیف ندارند، درمان نکردن این کودکان باعث بروز مشکلاتی برای آنها در آینده می شود یا کودکی که بالای سن ۵ سال بوده و مشغول بازی های حسی ـ حرکتی است، ممکن است دچار اختلال «اوتیسم» یا «در خود درماندگی» باشد.

در واقع بازی درمانی تنها رها کردن کودک با اسباب بازی ها نیست. هر گاه کودک بتواند از طریق مواجه شدن صحیح با مشکلات و رویدادهایی که موجب هیجان و اضطراب او شده اند روبه رو شود، می تواند با تنش حاصله از آن مقابله کند. کودک اگر نتواند هنگام رویارویی با اضطراب راهی منطقی برای خود پیدا کند، دچار ترس و دلهره خواهد شد.

به طور کلی می توان گفت که با کمک بازی درمانی می توان عملکردهای منفی و ناسالم عاطفی، احساسی و رفتاری کودکان را تشخیص داد و به معالجه زودهنگام ناتوانی هایی جسمی و روانی او پرداخت.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 648
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
در اینجا فهرستی از غذاهای مغذی برای کودکان ارائه کرده‌ایم.
 

کودکان و نوپایان نمی‌توانند غذای زیادی بخورند چون معده و شکم آنها کوچک است. به همین دلیل مهم است که آنها را با مواد طبیعی مغذی تغذیه کنید. در اینجا فهرستی از غذاهای مغذی برای کودکان ارائه کرده‌ایم.

آووکادو

کاملاً غلیظ است و حاوی مقدار زیادی مواد مغذی از جمله امگا ۳. شما می‌توانید براحتی یک آوکادو را برش داده و مستقیماً در دهان کودکان‌تان قرار دهید.

دانه‌های گیاهی
آنتی‌اکسیدان‌های دانه‌های گیاهی ۱۰ برابر پرتقال است. سرشار از فیبر بوده و از یبوست کودک شما جلوگیری می‌کند. آهن، پروتئین و ویتامین B نیز از دیگر خاصیت‌های این دانه‌ها از جمله لوبیاست

نارگیل

اسیدهای چرب با زنجیره متوسط موجود در نارگیل فواید بسیاری برای سلامتی دارد و مشابه همان فوایدی است که در شیر مادر وجود دارد. نارگیل به سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند، هاضمه را بهبود می‌بخشد و قند خون را تنظیم می‌کند.

تخم شربتی
به گزارش سلامانه، تحم شربتی آنتی اکسیدان بیشتری از بلوبری و کلسیم بیشتری از شیر دارند. امگا ۳، منیزیم، فیبر، آهن، پتاسیم و پروتئین از دیگر خاصیت‌های آن است.
سبزی‌های دارای برگ تیره رنگ
این سبزی‌ها سرشار از آنتی‌اکسیدان و آهن و فولیک اسید هستند. به دلیل داشتن مقدار زیادی ویتامین C، K و نیز کلسیم که به ساخت و رشد استخوان کمک می‌کنند در صدر فهرست مواد مغذی قرار می‌گیرند.

تخم مرغ
حاوی کولین، نوعی از ویتامین B است که نقش مهمی در رشد و کارکرد مغز کودک ایفا می‌کند. پروتئین و امگا ۳ زیاد و نیز ویتامین D، فولیک اسید، آنتی اکسیدان لوتئین و مواد معدنی مختلفی نظیر روی، آهن و سلنیوم است.

جو دو سر
منبع غنی فیبر حلال و غیر حلال هستند و سرشار از فیتوکمیکال‌ها، ویتامین E، روی، آهن، منیزیم و سلنیوم است. همچنین به دلیل داشتن پروتئین خوردن آن در صبح‌ها توصیه می‌شود.

سیب زمینی شیرین

دارای مواد مغذی مانند ویتامین A و C است و طعم شیرین و بافت خمیری‌اش، آن را از جمله سبزی‌های قرار داده است که برای کودکان و نوپایان بسیار لذیذ است.


 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 619
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
در این مطلب شما را با دلایل مختلف جیغ و داد کودک تان آشنا کرده و راه های مدیریت آن را به شما آموزش می دهیم.

جیغ و داد و خشم در کودکان می تواند علت های مختلفی داشته باشد. در این مطلب شما را با دلایل مختلف جیغ و داد کودک تان آشنا کرده و راه های مدیریت آن را به شما آموزش می دهیم.
 جیغ های بی وقفه، گریه های شدید و مشت و لگد زدن کودک به دیگران برای بعضی پدر و مادرها عادی شده است. البته این عادی شدن به معنای لذت بردن از این اتفاقات نیست بلکه معمولا از بروز چنین رفتارهایی از طرف کودک شان در جمع خجالت هم می کشند اما چون احساس می کنند، چاره ای نیست و باید تحمل کنند برای تغییر چنین رفتارهایی در کودک شان هیچ تلاشی نمی کنند.
خشم چالش برانگیزترین هیجان است

بروز خشم به خصوص در کودکان، هیجانی طبیعی و سالم است چرا که به کودک کمک می کند که در مواقع بحرانی از خودش محافظت کند پس نباید از خشم کودکان ترسید یا نسبت به آن موضع منفی گرفت و نسبت به سرکوب آن ها اقدام کرد. خشم چنانچه در جای مناسب و به شکل مناسب بروز پیدا کند می تواند برای مثال، پاسخی به یک بی عدالتی در نظر گرفته شود؛ بنابراین فقط خشمی که با موقعیت تناسب نداشته باشد مشکل زاست و احتمالا احساس گناه و اضطراب را نیز در کودک ایجاد می کند. خشم چالش بر انگیزترین هیجان برای کنترل محسوب می شود که جز با حمایت و راهنمایی بزرگسالان درمورد کودکان رخ نمی دهد.

 
با 3 سطح خشم در کودک آشنا شوید

خشم در کودکان ناشی از ناکامی، غمگینی یا اضطراب است. در خور ذکر است که پا کوبیدن روی زمین نشان دهنده سطح پایین خشم، داد و فریاد کردن و پرت کردن اشیا نشان دهنده سطح متوسط خشم و جیغ زدن و لگد زدن به دیگران نشان دهنده سطح شدید خشم در کودک است. مدت زمانی که خشم ادامه دارد به شدت پریشانی و آشفتگی که کودک در آن موقعیت احساس می کند، بستگی دارد. والدینی که به احساسات کودک خود به درستی پاسخ می دهند زمینه را برای تنظیم این گونه هیجان های منفی فراهم می آورند. حمایت از کودک و آموختن مهارت های کلیدی حتی به کودکی که در گذشته فشار روحی زیادی را تحمل کرده است می تواند به تعدیل رفتار کودک با خودش و دیگران منجر شود.

 
ناآگاهانه کودک تان را به ابراز خشم تشویق نکنید

متاسفانه بعضی والدین ناآگاه و آسان گیر، کودک شان را به ابراز خشم تشویق می کنند به طور مثال او را تشویق به فریاد کشیدن سر یک عروسک یا مشت زدن به بالش می کنند. این شیوه نه تنها راهکار مناسبی برای آرام سازی کودک نیست بلکه آن ها به طور غیر مستقیم، تحکیم و تثبیت رفتارهای پرخاشگرانه را به کودک خود آموزش می دهند.

بی اعتنایی به خشم کودک شرایط را بدتر می کند

یکی از عوامل تاثیرگذار در تنظیم هیجانی خشم کودکان، نوع واکنش والدین به خشم آن هاست. تنبیه، نداشتن همدلی و بی اعتنایی به خشم کودک باعث می شود که وی این هیجان را شدیدتر تجربه کند؛ بنابراین والدینی که گمان می کنند با نشان دادن بی اعتنایی به خشم کودک می توان شرایط را بهبود بخشید، باید بدانند که این کار تنها احساس عصبانیت و تحقیر را در کودک شان افزایش می دهد.

راهکارهایی برای مدیریت خشم کودک

زمانی که کودک تان دچار خشم می شود یعنی به هر دلیلی خشمگین و عصبانی می شود، می توانید از راهکارهایی که در ادامه مطرح می شود برای مدیریت هیجان منفی وی بهره ببرید.

به کودک تان بگویید که دوستش دارید

هرچند وقت یک بار لازم است به کودک تان یادآوری کنید که اگرچه گاهی اوقات عصبانی می شود ولی باز هم وی را دوست دارید. البته آن رفتار خاص او را نمی پسندید و به وی کمک خواهید کرد تا راه حل مناسبی برای حل مشکل اش بیابد.

با احساس کودک همدلی و همدردی کنید

آرامش خود را حفظ کنید و با کودک همدلی کنید؛ به طور مثال از خودتان بپرسید که کودکتان چه حسی دارد؟ و از شما چه می خواهد؟ به وی بگویید که «به نظر می رسد که عصبانی هستی، باید درباره این احساس ات بعدا با هم صحبت کنیم». گاهی کودک با نوازش شدن و در آغوش گرفته شدن یا نشستن بزرگسال در کنارش آرام می شود. حتی می توان از شوخی کردن برای آرام سازی کودک بهره برد. این کار باعث می شود که کودک حس کند او و احساساتش اهمیت دارند.

به حرف های کودک گوش دهید

کودکان تمایل دارند که درباره دلیل خشم خود با شما صحبت کنند پس با بیان عباراتی چون «دوست دارم بشنوم که چرا عصبانی هستی» وی را تشویق کنید تا علت خشم اش را به زبان آورد. در این مواقع تا پایان به حرف هایش گوش دهید و از نصیحت خودداری کنید. این شیوه باعث می شود که از مقدار خشم وی کاسته شود و فرصتی فراهم می آید تا کودک احساساتش را تجربه کند و بپذیرد. هنگامی که کودک به اندازه کافی آرام شد به او کمک کنید تا بهترین راه حل را در آن موقعیت حدس بزند.

بین خشم و رفتار خشمگینانه کودک تمایز قائل شوید

وقتی کودک شما خشمگین است و شیء یا وسیله ای را پرت می کند باید بین رفتار نادرست و احساس خشم کودک تمایز قائل شوید. به این صورت که با ملایمت و در عین حال قاطعانه به او بگو یید که: «عصبانی بودنت را می فهمم ولی پرت کردن کار درستی نیست» یا « می فهمم که ناراحتی ولی ناسزا گفتن شایسته نیست». سپس وقتی کودک کمی آرام تر شد باید رفتار مناسب را در آن موقعیت به وی آموخت یا از وی بپرسید که «به چه شکل های دیگری می توانسته رفتار کند؟» در واقع به این شکل می توان به کودک آموخت که انتخاب کند که می خواهد خشمگین شود یا خشمگین نشود.
 
خشم کودک را شبیه سازی کنید

بعد از این که کودک کمی آرام شد از وی بپرسید که «چه احساسی می کردی وقتی که ...؟» وآیا می دانسته که در آن زمان خشمگین است؟ در بدنش مانند اعضای صورت چه احساس هایی داشته؟و ... توجه داشته باشید که زبان در تنظیم هیجان، ابزاری اساسی است. از کودکان کم سن تر می توان خواست تا خودشان را در حال عصبانیت نقاشی کنند. راهبرد دیگری که در این دسته می گنجد این است که با تعدادی عروسک، نمایشی ترتیب دهیم که خشم کودک را بازسازی می کند و سپس از وی بخواهیم که به سوالات مذکور درباره خشم آن عروسک و رفتار وی به هنگام خشم پاسخ دهد و به طور واضح رفتارهای مناسب و نامناسب در هنگام خشم را با کودک بررسی کنید. برای این کار می توانید از وی بپرسید که « عروسکت چرا این طوری رفتار کرد؟»یا «عروسکت چه کارهای دیگری می توانست انجام بدهد تا حالش بهتر شود؟».

با نشانه های غیر کلامی کودک تان را تحسین کنید

توجه داشته باشید هنگامی که کودک رفتار مناسبی دارد، عکس العمل های غیرکلامی والدین نظیر چشمک یا لبخند زدن، طوری که دیگران متوجه نشوند تحسینی موثر است به ویژه برای کودکانی که اضطراب دارند و به سرعت شکست را قبول می کنند. تمامی این راهبردها باید به صورت روشن و مستقیم به کودک آموزش داده شود و به صورت عملی آن ها را تمرین کند تا در خزانه رفتاری وی تثبیت شود و فقط در این صورت است که هنگام آشفتگی به خوبی قادر به کنترل هیجاناتش خواهد بود.

 

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
هرگز نبايد برای بچه‌اي كه پرخاشگري فيزيكي دارد ,تنبیه بدنی در نظر گرفت



اگر شما هم سريال شمعدوني را دنبال می کردید، حتما با «عرشیا» كودك خردسال اين مجموعه آشناييد؛ زلزله‌اي شش ساله كه نه تنها پدر و مادرش بلكه جماعتي از فاميل را روي انگشت كوچکش مي‌چرخاند. تصورش سخت است اگر كودكي با تمامي اين ويژگي‌ها در خانه تك‌تك ما باشد با این وجود اگر شما هم در خانه ورژني كوچك از اين زلزله يعني عرشياي سريال شمعدوني داريد، بايد كمي نگران شويد.

اگر كودكي داريد كه احترام بزرگ‌ترش را رعايت نمي‌كند و با تقليد رفتار و گفتار او قصد تحقير بزرگ‌ترش را دارد، اگر كودكي داريد كه عمو، خاله يا دايي‌اش را با نام كوچك صدا مي‌كند يا رازهاي شما را با ديگران به اشتراك مي‌گذارد، بايد كمي نگران شويد و به روش تربيتي‌تان شك كنيد. در اين پرونده به شما مي‌گوييم كه چطور با اصلاح شيوه تربيتي خود از يك عرشياي زلزله يك كودك مودب و جنتلمن بسازيد.

زندگي در دنياي پرمشغله و پيچيده امروز گاهي ما را از برخي از جنبه‌هاي مهم زندگي و كودكان‌مان غافل مي‌كند و سر بزنگاه ما را در چنان سردرگمي غرق مي‌كند كه به‌سادگي نمي‌توانیم راه درست را از نادرست تشيخص دهیم. يكي از اين جنبه‌ها غفلت در انتخاب صحيح شيوه‌هاي تربيتي مدرن يا بي‌تفاوتي نسبت به اين روش‌هاست. رويارويي با كودكاني كه به اصطلاح در زمره نسل جديد جاي مي‌گيرند و رفتاري آزار‌دهنده دارند، بسيار دشوار است؛ نسلي كه به اعتقاد بزرگ‌ترهاي‌شان از ادب و نزاكت بويي نبرده و مدام پيكان بزرگ‌تر‌ها پيشاني‌شان را نشانه گرفته است؛ نسلي كه چشم، گوش و حواسش به رفتار، گفتار و سكنات بزرگ‌ترهايش بوده و آنها را الگوي رفتاري خويش قرار داده است. پس نمي‌توان اين‌چنين بي‌محابا انگشت اشاره را به سوي آنها گرفت و از نقش كليدي والدين غافل شد. در اين مطلب دكتر كتايون خوشابي، فوق‌تخصص روانپزشكي كودكان درباره شيوه‌هاي صحيح تربيتي، تنبيه و تشويق و تاثيرگذاري والدين در تربيت كودكان با شما صحبت مي‌كند.

تشخيص كودكي كه ادب و احترام را در مقابل بزرگ‌ترها به جا نمي‌آورد و در مقايسه با همسالان خود پرخاشگري كلامي دارد، چندان سخت نيست اما صرف اينكه كودكي يكي، دو بار پا را از دايره قرمزي كه والدين و عرف جامعه برايش تعيين كردند، بيرون گذاشت دليل آن نيست که برچسب بي‌ادبي را به پيشاني‌اش بچسبانيم. دكتر  خوشابي، فوق تخصص روانپزشكي كودكان در اين‌باره مي‌گويد: «بچه‌هايي كه معمولا مرز را در ارتباط با بزرگسالان رعايت نمي‌كنند و به بزرگسالان به‌خصوص والدين‌شان توهين مي‌كنند و كودكاني كه دست روي والدين بلند مي‌كنند يا فحاشي و توهين‌هايي كلامي دارند و حين عصبانيت به پدر و مادر حمله مي‌كنند يا به افراد ديگر دست‌درازي مي‌كنند را تحت عنوان كودكاني كه درست تربيت نشده‌اند مي‌توان نام برد.

هميشه پاي والدين در ميان است
كودكاني كه در گروه كودكان بي‌ادب قرار مي‌گيرند و به قول دكتر خوشابي در گروه كودكاني كه درست تربيت نشده‌اند هستند، قطعا از بدو تولد با اين مشكل متولد نشده‌اند. پيدا كردن ريشه‌ها و منشاء اين بي‌ادبي چندان دشوار نيست. والدين تنها بايد كمي بيشتر به رفتار و كردار خود مسلط باشند و سنجيده‌تر عمل كنند. دكتر خوشابي در اين باره مي‌گويد: «اين كودكان معمولا حاصل روش‌هاي تربيتي نادرست والدين هستند؛ پدر و مادرهايي كه روش‌هاي فرزندپروري آنها سهل‌گيرانه است. كودكان در اين روش‌ها احترام گذاشتن به بزرگ‌تر‌ها را ياد نمي‌گيرند و محدوده‌هاي مربوط به سن‌ خودشان و والدين‌شان را نمي‌توانند به‌درستي رعايت كنند.

گام اول؛ انتخاب موضع درست در قبال فرزند
در يك روش تربيتي درست همان اندازه كه توجه، محبت و حمايت از طرف والدين نسبت به فرزندان وجود دارد، اعمال قدرت، كنترل و ديسيپلين هم بايد وجود داشته باشد. دكتر خوشابي  مي‌گويد: «زمان‌هايي كه لازم است پدر و مادر دوست فرزندشان باشند (زمان بازي كردن) مانند يك همسن با كودك بازي ‌كنند و در اين حالت از لحاظ قدرت فرقي بين والدين و كودك نيست. وقتي بچه كار درست يا نادرست مي‌كند، پدرو مادر بايد از موضع بالا بچه را مورد تنبيه يا تشويق قرار دهند و اين اصلا به معناي تنبيه بدني نيست. تشويق به معناي اينكه رفتار مطلوب كودك تقويت شود و استفاده از تنبيه به معناي اينكه رفتارهاي نامطلوب در كودك سرکوب شود.

گام دوم؛ پرهيز از تقسيم برابر قدرت
 در روش‌هاي فرزندپروري سهل‌گيرانه ارتباط والدين با كودكان‌شان مثل همسالان‌شان است. همان‌طور كه كودك ممكن است با همسال خودش به‌طور فيزيكي يا كلامي درگير شود، چون در اين روش فاصله‌اي به لحاظ سيستم قدرت بين فرزند و والدين وجود ندارد به همان صورت حد و مرز والدين توسط كودك شكسته مي‌شود و او براي خود جايز مي‌داند كه پدر و مادر را مانند همسالانش مورد توهين و تحقير قرار مي‌دهد. به گفته اين روانشناس كودك اشكال بزرگ در انتخاب روش‌هاي نادرست فرزندپروري والدين است. در حالي‌كه در روش‌هاي نوين فرزندپروري پدر و مادر به‌موقع كنترل كودك را در دست مي‌گيرند و به او اجازه نمي‌دهند از حد و مرز خودش سوءاستفاده و تجاوز كند.

وقتي از تنبيه و تشويق مي‌گوييم از چه حرف مي‌زنيم
وقتي از تشويق حرف مي‌زنيم، مقصودمان تشويق‌هاي كلامي و غيركلامي است. وقتي كودک رفتار مطلوبي دارد، والدين مي‌توانند از تشويق‌هاي غير كلامي (نگاه محبت‌آميز، خنديدن و نوازش كردن سر و...) يا از روش‌هاي كلامي (آفرين گفتن و تعريف كردن از كودك و به نوعي كارش را مورد تاييد قرار دادن) استفاده کنند كه اين موجب افزايش اعتماد به نفس كودك مي‌شود. گاهي هم تشويق‌هاي مادي مي‌تواند جايگزين اين تشويق‌ها شود مثل خريدن كتاب، اسباب‌بازي يا تشويق‌هايي مثل هديه دادن برچسب به كودك كه همه اينها مي‌تواند جزء رفتارهاي تشويقي مثبت باشد. اما در شرايطي كه كودك پدر و مادر را مورد توهين قرار مي‌دهد، پرخاش مي‌كند يا آنها را كتك مي‌زند بايد از روش‌هاي تنبيهي استفاده كرد که يكي از روش‌هاي تنبيهي محروم كردن كودك است.

در اين شرايط مي‌توان كودك را به مدت پنج دقيقه در اتاق ديگري بگذاريم تا تنها باشد. اين اتاق بهتر است اتاق خودش نباشد تا خودش را با وسايلش سرگرم کند. خيلي از خانواده‌ها اين روش را خشن و به معناي حبس كردن مي‌دانند در حالي كه اين روش به هيچ‌وجه معادل زنداني كردن كودك نيست. باید به كودك بگوييم به دليل رفتار بدت از حضور در جمع محرومي و پنج دقيقه هم اصلا زمان زيادي نيست. البته به ازاي هر سال یک دقيقه به زمان اضافه مي‌شود. حتي مي‌توانیم در اتاق را باز بگذاريم اما نبايد به او اجازه خروج دهيم و اگر بچه رعايت نكرد بايد در اتاق را ببنديم و پس از اتمام زمان والدين بايد به مدت 20 تا 30 دقيقه به كودك كم‌محلي كنند.

برخورد با کودک بی ادب,بی ادبی کودک

 یکی از روش های تنبیه برای کودک محروم کردن است

چه تنبيهي موثر است؟
مهم نيست از چه روش تنبيهي استفاده مي‌كنيد؛ مثلا كودك را از اسباب‌بازي‌هايش دور مي‌كنيد يا او را از حضور در جمع محروم مي‌كنيد يا اجازه تماشاي كارتون را به خاطر رفتار بدش به او نمی‌دهید، مهم اين است كه تنبيه شما موثر باشد و او متوجه عملكردش شود. دكتر خوشابي در اين باره  مي‌گويد: «در شرايطي كه كودك نسبت به تنبيه‌ها واكنش نشان داد؛ مثلا اگر در مقابل محروميت پنج دقيقه‌اي از حضور در كنار والدين بي‌قراري كرد، تنبيه بايد ادامه پيدا كند. تنبيه در شرايطي تاثیرگذار است كه كودك از آن عبرت بگيرد. كودكي كه شاد و خندان از اتاق خارج مي‌شود، تاثيرپذيري لازم را نگرفته و مشخص است كه آن تنبيه كاملا بي‌فايده بوده و با روش ديگري بايد جايگزين شود.

تنبيه‌هايي كه نبايد از آنها استفاده كنيد
انتخاب شيوه‌اي كه براي تنبيه كودك استفاده مي‌كنيم از اهميت زيادي برخوردار است. انتخاب شيوه نادرست اثرات مخربي بر سلامت رواني كودك مي‌گذارد. دكتر خوشابي اين روش‌ها را با شما در ميان مي‌گذارد:

جملات ممنوعه
جملاتي مانند «ديگر مادرت نيستم»، «فقط پدر فلاني هستم»، «دوستت ندارم» يا «از اين به بعد با تو قهرم» از جمله جملات ممنوعه‌اي است كه نبايد هنگام سر زدن خطا و رفتار غلط با كودك در ميان گذاشت. اين جملات به معناي طرد كردن عاطفي كودك و از مصاديق كودك‌آزاري است و والدین باید به شدت ازبه زبان آوردن آن پرهیز کنند.

بازخورد احساسي داشته باشيد
بهترين روش در كنار تنبيه‌هاي صحيح آن است كه پدر و مادر احساس‌شان را با كودك در ميان بگذارند. نبايد به او بگويند چون بچه بدي هستي از دست تو ناراحتم بلكه بايد به او بگويند به خاطر اين رفتار بدي كه انجام دادي از تو عصباني و ناراحتم و الان نمي‌توانم با تو صحبت كنم يا جواب سوالت را بدهم؛ البته اين مدت زمان نبايد بيشتر از 30 دقيقه شود.

حساب شده عمل كنيد
در صورتي كه والدين از شيوه محروم كردن كودك از اسباب‌بازي‌هايش استفاده مي‌كنند بهتر است براي 3تا2 ساعت اين روند را ادامه دهند و در پايان به‌طور مستقيم اسباب‌بازي را به كودك ندهند چون ممكن است كودك به خاطر محروميتي كه كشيده آن را پرت كند. باید اسباب‌بازي را در اتاقش گذاشت تا خودش سراغش رود.

نقش بازي كنيد
در شرايطي كه كودك‌تان پرخاشگري دارد سعي كنيد نقش فرد عصباني را بازي كنيد و مراقب باشيد با عصبانيت براي تنبيه او تصميمي نگيريد. هرگز نبايد با بچه‌اي كه پرخاشگري فيزيكي دارد همان‌گونه برخورد كرد تا بفهمد كارش اشتباه است چون در اين شرايط والدين خود را هم‌سن كودك كرده‌اند و روش تنبیهی‌شان از موضع بالا نيست.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 662
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()