نوشته شده توسط : ali
آیا هوش تنها به وسیله ژنتیك تعیین می‌شود؟با مطالعه این مقاله ضمن آشنایی با عوامل موثر بر هوش می‌آموزید که چگونه هوش فرزندتان را تیز کنید!

اگر مشتاق به داشتن کودک باهوش هستید و آرزویتان نخبه شدن وی و رسیدن وی به مدارج بالای علمی است پس این روش ها را درپیش بگیرید.

مسئولیت‌های مادری یا پدری تمامی ندارند. وقتی بچه‌دار شوید، ناخودآگاه وظایف زیادی پیدا خواهید كرد.شما باید علاوه بر غذا دادن،شستن لباس‌ها، رسیدگی مرتب، تحمل گریه و بی‌قراری‌های كودك در ۲۴ ساعت و خواندن‌هزار باره داستان‌هایی كه فرزندتان دوست دارد، به‌فكر درآوردن پول و درآمد كافی برای زندگی، تهیه غذا،لباس‌های قشنگ و سایر هزینه‌های لازم و غیرلازم كه كودكتان را خوشحال می‌كند، باشید.

هدف شما از انجام تمام این سرمایه‌گذاری‌ها رسیدن به یك سود بزرگ است و آن چیزی نیست جز یك بچه دوست داشتنی، صالح و سالم كه شما را دوست داشته و قدردان محبت‌هایتان باشد. البته بهتر می‌شود اگر فرزند دوست‌داشتنی، پرمحبت و سالم شما، یك فرد باهوش یا حتی نابغه نیز باشد.

هر چند در گذشته تصور می‌شد هوش، عاملی است كه تنها به‌وسیله ژنتیك تعیین می‌شود، ولی امروزه دانشمندان عقیده دارند محیطی كه فرزند شما در آن رشد می‌كند و نیز فردی كه كودك را بزرگ می‌كند نقش بسیار مهمی در تعیین میزان هوش كودك دارند.درواقع والدین می‌توانند كمك بسیار زیادی به باهوش‌تر شدن فرزندشان بكنند.

۳۰ امتیاز IQ تا ۳ سالگی
دكتر دیوید پرلماتر،یكی از متخصصان برجسته اعصاب كه كتاب‌های زیادی در زمینه افزایش هوش كودكان نوشته، عقیده دارد كودك از تولد تا ۳ سالگی شانس به‌‌دست آوردن ۳۰ امتیاز IQ را دارد.
وظیفه شما به‌عنوان یك والد این است كه مطمئن شوید فرزندتان آن امتیازها را كاملا به‌دست آورده است. برای گرفتن كامل این امتیازها، باید تنها چند توصیه ساده را انجام دهید مانند تغذیه با شیر مادر به مدت حداقل یك سال، جلوگیری از مواجهه زودرس شیرخوار با تلویزیون و سعی در آموزش استفاده از ابزارآلات ساده موسیقی به بچه‌ها.البته با وجود آنكه موارد فوق همگی منطقی و ثابت شده هستند، ولی برخی از پزشكان آنها را توصیه نمی‌كنند؛ چراكه معتقدند وظایف والدین به‌اندازه كافی سخت و پیچیده است و نباید بار اضافی دیگری بردوش پدر و مادر قرار داد.

به‌عقیده دكتر كیتلین استاد اطفال و ژنتیك دانشگاه پزشكی واشنگتن، بهتر است والدین ذهنیت خود را تنها به پرورش یك سری خصوصیات خاص در فرزندانشان متمركز نكنند. توجه بیش از اندازه به پرورش یكسری خصوصیات خاص، ممكن است موجب دست كم گرفته شدن دو مساله اصلی یعنی تغذیه مناسب و عشق و محبت شود.

یك خبرخوب
اگر شما جزو والدین رقابت‌جو هستید و دوست دارید همیشه از بقیه جلوتر باشید، لابد خوشحال خواهید شد اگر بدانید تغذیه مناسب نه‌تنها به سالم‌تر بودن فرزند شما كمك می‌كند، بلكه مغز وی را نیز قوی می‌كند.نكته‌ای كه هرگز نباید فراموش كنید آن است كه تغذیه فرزند شما از دوران بارداری و از داخل رحم مادر شروع می‌شود.پس از به دنیا آمدن، نوبت دوران شیرخوارگی و تغذیه با شیر مادر می‌رسد.

به باور بسیاری از محققان، شیرمادر یك غذا و وسیله بسیار مهمي برای رساندن مواد مغذی و ضروری به نوزاد است. اگرچه نوزاد می‌تواند همین مواد را با استفاده از شیر خشك‌های كامل نیز دریافت كند، نباید فراموش كرد تغذیه با شیر مادر یك ارتباط عاطفی‌ قوی میان مادر و فرزندش ایجاد می‌كند.

 
آن روی سكه
به عقیده بسیاری از دانشمندان، والدین باید در نظر داشته باشند هوش اجتماعی یعنی واكنش‌هایی كه شخص در وضعیت‌ها و موقعیت‌های اجتماعی مختلف نشان می‌دهد به همان اندازه IQ مهم است.

حتما تاكنون اشخاص زیادی را دیده‌اید كه علیرغم داشتن سطح IQ بالا، در پست‌های پایین مشغول به كار هستند و به حق خود نمی‌رسند. آنها مهارت‌های اجتماعی لازم برای آنكه خودشان را نشان داده و بر مشكلات موجود غلبه كنند، ندارند. شما نمی‌توانید بچه‌هایتان را فقط مجبور به درس خواندن و شاگرد اول شدن كنید و انتظار داشته باشید كه هوش و مهارت‌های اجتماعی خودبه‌خود در آنها ایجاد شوند.

در این مورد، دكتر كتی پازك خاطرنشان می‌كند كه بازی كردن و انجام فعالیت‌های معمول روزانه نظیر ساختن یك خانه با استفاده از اسباب‌بازی‌ها یا رفتن به سوپرماركت، به یادگیری و افزایش هوش اجتماعی كمك می‌كند. زیرا فعالیت‌هایی سازنده، اجتماعی و معنی‌دار هستند.

دكتر پازك استاد روان‌شناسی دانشگاه تمپل در پنسیلوانیا كتاب‌های زیادی در زمینه یادگیری كودكان نوشته است. به باور دكتر پازك، هر اندازه بچه‌ها نیاز به مداخله والدین در كارهایشان دارند، به‌همان اندازه نیز لازم است زمانی را برای خودشان داشته باشند. بچه‌ها در لحظات سكوت و آرامش می‌آموزند فضاهای درون خودشان را پر كنند و متوجه موارد جالب و غیرعادی شوند. اگر شما بخواهید تمامی فعالیت‌های فرزندتان را در تمام اوقات كنترل و در آنها مداخله كنید، خطرش این است كه به فرزندتان اجازه نخواهید داد تا بتواند خودش خلأ‌های درونش را پر كند.


۷ نكته برای تقویت هوش بچه
۱- تغذیه مناسب را از دوران بارداری شروع كنید: برای بچه‌ها‌، داشتن تغذیه مناسب كاملا ضروری است. مادرها باید رساندن ویتامین‌ها و مواد مغذی لازم به فرزندانشان را حتی پیش از به‌دنیا آمدن آنها شروع كنند.این راهی موثر برای تقویت هوش کودکان است. برای اطمینان از اینكه در آینده فرزند باهوش و سالمی خواهید داشت، قبل از هر چیز باید برای فرزندتان یك رژیم غذایی مناسب و كامل درنظر بگیرید.به‌عقیده دكتر كیتلین،اگر چه تكامل مغزی پس از تولد روی می‌دهد و مغز قادر است خود را با تغییرات محیطی سازگار كند، اما تغذیه بد دوران بارداری دارای آثار منفی مشخص و برجسته‌ای است كه می‌تواند در تمام طول زندگی فرزند شما ادامه داشته باشد.

۲- شیر مادر، ۸ امتیاز: بسیاری از دانشمندان بر این باورند كه تغذیه شیر مادر طی‌سال اول ۸ امتیاز IQ برای فرزند شما به‌همراه خواهد داشت. شیرمادر یك نوع چربی بسیار مهم برای تقویت هوش کودکان دارد.یك خبر خوب برای مادرانی كه قادر نیستند به بچه‌هایشان شیر بدهند آن است كه امروزه سازندگان شیرخشك‌های جدید این نوع چربی را به ساختمان‌ شیر خشك اضافه كرده‌اند.

۳- تماس با تلویزیون را محدود كنید: برخی از مردم فكر می‌كنند كه تلویزیون در طول سال‌های رشد و تكامل هوش برای بچه‌های آنها مضر است. ولی به گفته دكتر پرلماتر، تلویزیون فقط تا ۲ سالگی مشكل‌زاست.طبیعت یك‌سویه و یك‌طرفه تلویزیون موجب جلوگیری از تشویق كودك به یادگیری و استفاده از مهارت‌های كلامی می‌شود. برای یادگرفتن استفاده مناسب از زبان، كودك باید بتواند پاسخ‌های صحیح و مناسب را از كسانی كه اطرافش هستند، بگیرد.

۴- بازی كردن: دكتر پازك معتقد است، به همان اندازه كه مهم است یك كودك چه چیزی را یاد بگیرد، چگونگی یاد گرفتن آن مطلب نیز اهمیت دارد. به‌همین دلیل است كه وی والدین را تشویق می‌كند كه وقت بازی‌ كافی به بچه‌هایشان بدهند.این موضوع به افزایش قدرت هوش و یادگیری طبیعی بچه‌ها در محیط‌های معمولی روزانه كمك می‌كند.

۵- نواختن موسیقی، ۶ امتیاز: مواجهه زودرس با آموزش‌های موسیقی اثر بسیار خوبی روی فرزند شما دارد. به گفته پرلماتر، مهارت بازی با یك ابزار موسیقی در ۴ سالگی می‌تواند باعث افزایش هوش کودک تا ۶ امتیاز باشد. ممكن است فكركنید فرزندتان در آن سن برای انجام این كار آماده نیست ولی واقعیت این است كه آنها در ۴ سالگی می‌توانند به‌راحتی طرز استفاده از ابزار موسیقی را یاد بگیرند.

۶- آرام و طبیعی باشید: اگر چه روش‌ها و دستورالعمل‌های متعددی برای بزرگ كردن بچه‌ها وجود دارند، ولی مهم‌ترین توصیه‌ای كه دانشمندان به والدین می‌كنند،حفظ آرامش، خونسردی و رفتار طبیعی است.دكتر گیتلین معتقد است باید والدین را تشویق كرد تا به استعدادها و غرایزشان اعتماد داشته باشند.روش‌های بسیار زیادی برای تربیت صحیح یك كودك وجود دارد كه اغلب آنها درست است و نباید در استفاده از آنها دچار آشفتگی شد.

۷- مداخلات اجتماعی را تقویت كنید: تعیین اینكه یك كودك به چه مقدار مداخله اجتماعی نیاز دارد، آسان نیست.ولی یك‌چیز مسلم است و آن اینكه این موضوع به فرزند شما كمك می‌كند مهارت‌های اجتماعی‌اش را (كه برای زندگی آینده بسیار ضروری هستند) توسعه دهد.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 591
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
اوقات تلخی در کودکان خیلی آزاردهنده است، ولی یکی از واقعیت های دوران کودکی است.

   


کج خلقی بیشتر شبیه به قدرتی برای مبارزه است.
 اوقات تلخی در کودکان خیلی آزاردهنده است، ولی یکی از واقعیت های دوران کودکی است. کودکان جوان، به آن دسته از کودکانی گفته می‌شود که بین 1 تا 4 سال دارند و هنوز توانایی مقابله و رویایی با مسائل را به خوبی کسب نکرده اند.

شروع هر کج خلقی نتیجه یک مسئله ساده است: دست نیافتن به خواسته خود. برای کودکان بین 1 تا 2 سال، اوقات تلخی می‌تواند بر اثر برآورده نشدن یک نیاز مثل شیر بیشتر، عوض کردن پوشک یا اسباب بازی باشد، اما مهارت های زبانی برای بیان آن را ندارند. کودک از اینکه ببیند شما به درخواست های او واکنشی نشان نمی‌دهید نا امید می‌شود. برای نوپایانی که کمی بزرگتر شده اند، کج خلقی بیشتر شبیه به قدرتی برای مبارزه است. زمانی که کودک 3 یا 4 سال دارد، مستقل تر شده است. آن ها کاملاً از نیازها و خواسته‌هایشان آگاهند، و اگر با آنها مخالفت کنید اوقات تلخی آن‌ها بیشتر خواهد شد.

 چطور می‌خواهید از بروز این بدخلقی ها جلوگیری کنید؟ در ادامه 10 راه حل برای این مشکل ارائه شده است:

 1. او را نادیده بگیرید
هنگامی که کودک شما اوقات تلخی می‌کند، کنترل خود را از دست داده است و بیش از حد دچار غلیان احساسات شده است. قسمتی از مغز او که مختص تصمیم‌گیری و قضاوت است برجسته می‌شود. به دلیل اینکه بخش استدلال مغز او فعال نیست، در این مرحله استدلال موثر نخواهد بود. این شرایط مانند موقعیتی است که کسی در حال غرق شدن می‌باشد و شما در آن لحظه نمی‌توانید به او شنا کردن را بیاموزید. در این شرایط، برای بهتر کردن اوضاع کاری از دست شما ساخته نیست. در حقیقت هر تلاشی در این زمینه فقط شرایط را بدتر می‌کند. بعد از اینکه آرام شد، شما می‌توانید با او صحبت کنید.

 2. به کودک خود کمی مهلت بدهید
گاهی اوقات بچه ها فقط می خواهند خشم و عصبانیت خود را تخلیه کنند، پس به آن‌ها اجازه این کار را بدهید (فقط اطمینان حاصل کنید که در حین بروز خشم به خودشان آسیبی نمیرسانند). این کار به کودکان کمک می‌کند بدون درگیر شدن با شما، یاد بگیرند که چطور خشم و عصبانیتشان را به روشی غیر مخرب بروز دهند، همچنین قادر خواهند بود احساساتشان را نشان دهند، خود را جمع و جور کرده و کنترل دوباره خود را به دست بگیرند.

 3. حواس او را پرت کنید
کودک خود را به کار دیگری که به آن علاقه دارد سرگرم کنید ، تا اوقات تلخی چند لحظه پیش را فراموش کند. در کیف خود همیشه انواع وسایل حواس پرتی شامل اسباب بازی، کتاب یا خوراکی را قرار دهید تا در هنگام اوقات تلخی و بهانه‌گیری بتوانید حواس او را پرت کنید. هنگامی که کودکتان بدخلقی می‌کند، در هر لحظه موضوع جدیدی برای بهانه گیری پیدا می‌کند و حالش بدتر می‌شود، مگر اینکه بتوان توجه او را به موضوع دیگری جلب کرد. پرت کردن حواس کودک اگر در زمان مناسبی اتفاق بیفتد، می‌تواند قبل از شروع اوقات تلخی و بهانه گیری آن را دفع کند.

اگر هنگام وارد شدن به سوپر مارکت کودک شما دوست دارد تا انتهای سوپر مارکت برود و دنبال خوراکی مورد علاقه اش بگردد و بهانه بگیرد که چرا آن را برایش نمیخرید، سعی کنید حواس او را پرت و از او بخواهید که در انتخاب نوع و طعم بستنی کمکتان کند یا توجه او را به بخش دیگری از خوراکی ها جلب کنید.

ظرفیت توجه کودکان محدود است. به این معنی که خیلی راحت ذهن آنها از روی موضوعات منحرف می‌شود. سعی کنید خیلی سریع توجه آن ها به موضوعات دیگر جلب کنید و جلوب بدخلقی آن‌ها را بگیرید.

اوقات تلخی در کودکان می‌تواند بر اثر برآورده نشدن یک نیاز کودک باشد
 4. دلیل بهانه جویی های کودک را پیدا کنید
این ترفند برای بدخلقی‌های کودکان زیر 2/5 سال جوابگو است. کودکان در این سن معمولاً دامنه لغات محدودی شامل 50 لغت دارند و در هر زمان نمیتوانند بیشتر از 2 کلمه را بایکدیگر به کار ببرند. بنابراین ارتباطات آن‌ها محدودتر است. زمانی که شما پیام آن‌ها را به درستی دریافت نمی‌کنید یا منظور آن‌ها را متوجه نمی‌شوید آنها عصبانی و ناامید می‌شوند.

از زبان اشاره استفاده کنید. به کودک خود آموزش دهید که از نشانه هایی برای چند کلمه کلیدی استفاده کند. برای مثال غذا یا شیر بیشتر، یا خستگی، و آن گاه می‌بینید که چه معجزه‌ای اتفاق میفتند.

روش دیگر همدردی کردن با کودک است. این کار از شدت بدخلقی های او کم می‌کند، بعد از آن می‌توانید به دنبال دلیل این بهانه گیری های او باشید. کودکان همیشه نمی‌توانند از نشانه ها برای بیان خواسته هایشان کمک بگیرند، باید از آنها بخواهید خواسته هایشان را نشان دهند، ممکن است همیشه واضح نباشد اما با کمی تمرین و زمان بهتر می‌توانید با او ارتباط برقرار کنید. برای مثال وقتی او به برادر بزرگترش اشاره می‌کند، به این معنی است که چیزی را از او گرفته و به او نمی‌دهد، پس از برادرش بخواهید که چیزی را که می‌خواهد به او برگرداند.


  5. او را در آغوش بگیرید
ممکن است این آخرین کاری باشید که بخواهید کودک عصبانی و بهانه گیرتان را بغل کنید، ولی اینکار واقعاً به آرام تر شدن او کمک می‌کند.‌ او را گرم و محکم در آغوش بگیرید و در آن لحظه کلمه ای با او صحبت نکنید، زیرا با این کار وارد یک بحث بیهوده با او می‌شوید. در آغوش گرفتن به بچه ها حس امنیت می‌دهد و آن‌ها متوجه می‌شوند که برای شما مهم هستند و حتی اگر با نظر آن‌ها مخالف هستید به آن‌ها اهمیت می‌دهید. گاهی اوقات بچه ها فقط به دنبال مکانی برای ابراز احساسات خود هستند.

 6. به او پیشنهاد غذا یا خوراکی بدهید
خسته بودن یا گرسنه بودن 2 دلیل عمده برای اوقات تلخی کودکان محسوب می‌شوند. بیشترین بدخلقی کودکان در زمان هایی نزدیک به نهار یا خواب یا در اوایل بعداز ظهر اتفاق میفتد. این موضوع اتفاقی نیست. به کودک خود غذا و سبزیجات بدهید و تشنگی او را با آب برطرف کنید، او را در رختخواب بگذارید و یا به او اجازه بدهید تا کمی تلویزیون تماشا کند. به این فکر کنید که خود شما هم هنگامی که گرسنه یا خسته باشید کمی بدخلق می‌شوید.

 7. برای رفتار خوب او را تشویق کنید
بعضی از شرایط برای کودکان خسته کننده است، مثلاً انتظار طولانی برای آوردن غذا در رستوران. هنگامی که در راه رفتن به رستوران هستید از او بخواهید که در صورتی که در رستوران خوب غذا بخورد و مودبانه رفتار کند، هنگام برگشتن به خانه به او اجازه می‌دهید که برنامه مورد علاقه اش را تماشا کند. در هر زمان که احساس کردید رفتارش رو به تغییر است، موضوع را به او یادآوری کنید.


 8. به آرامی با او صحبت کنید
این یک مسئله مهم است. متخصصان می‌گویند که به هنگام اوقات تلخی کودک باید خونسردی خود را حفظ کنید، در غیر این صورت وارد یک جنگ قدرت می‌شوید و همه چیز بدتر می‌شود. به علاوه بخشی از دلیلی که کودکان اوقات تلخی می‌کنند برای جلب توجه است. برای آن‌ها مهم نیست که این توجهی که می‌گیرند مثبت است یا منفی. تنها چیزی که برای آن‌ها اهمیت دارد تمام توجه شماست.

به آرامی صحبت کردن با کودک به او نشان می‌دهد که شما به او اجازه نمی‌دهید که او با رفتارش شما را تحت تأثیر قرار دهد. هم چنین این کار به حفظ آرامش شما نیز کمک می‌‌کند.

 9. با لبخند عکس‌العمل نشان دهید
هنگامی که کودک شما در بیرون از خانه و جلوی افراد دیگری شروع به اوقات تلخی می‌کند، سعی کنید همیشه لبخندی روی لب‌های خود داشته باشید و عصبانیت خود را بروز ندهید، زیرا در این صورت او مطمئن می‌شود که توانسته است روی شما تأثیر بگذارد. آرامش و لبخند شما او را نیز آرام می‌کند. حتی اگر هیچ کاری برای متوقف کردن بدخلقی های او انجام ندهید و فقط سعی کنید خونسرد باشید و لبخند بزنید و نشان دهید که همه جیز را تحت کنترل دارید، یک مادر یا پدر نمونه خواهید بود.

 10. محیط را ترک کنید
کودک خود را از محیطی که او  را خسته و عصبانی کرده است دور کنید. این یک استراتژی خوب برای زمانی است که در بیرون از خانه هستید. هنگامی که کودک شما برای خریدن یک اسباب بازی یا شکلات اصرار می‌کند و بهانه می‌گیرد، دست او را بگیرید و او را به قسمت دیگری از فروشگاه یا بیرون از فروشگاه ببرید و او را آرام کنید. تغییر مکان می تواند در تغییر رفتار او بسیار تأثیرگذار باشد.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 597
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
یک پزشک سلامت روان گفت: سخت‌گیری‌های بیش از حد والدین نسبت به کودکان، شلوغ بودن محیط خانواده و مشترک شدن وسایل میان اعضای خانواده به گونه‌ای که کودک احساس کمبود کند، می‌تواند علل دزدی کودکان باشد.

یک پزشک سلامت روان گفت: سخت‌گیری‌های بیش از حد والدین نسبت به کودکان، شلوغ بودن محیط خانواده و مشترک شدن وسایل میان اعضای خانواده به گونه‌ای که کودک احساس کمبود کند، می‌تواند علل دزدی کودکان باشد.


چیت‌ساز  با بیان اینکه دزدی کردن کودکان عملی بسیار شایع است، اظهار کرد: البته در گروه‌های سنی مختلف مفهوم برداشتن یا دزدی کردن از وسایل دیگران متفاوت است.

وی با بیان اینکه اگر دزدی در کودکان کمتر از سه سال انجام شود از اهمیت چندانی برخوردار نیست، افزود: چون این عمل به صورت اتفاقی انجام شده، حتی تا پنج سالگی نیز به دلیل اینکه حس مالکیت در کودکان ایجاد نشده، این امر یک عمل عادی است و نمی‌توانیم بیان کنیم که کودک از روی قصد و نیت قبلی این عمل را انجام داده است.

چیت ساز با بیان اینکه نباید در برخورد با کودک کلمه "دزدی" را بکار ببریم، خاطر نشان کرد: از سن پنج سالگی کودک مفهوم مالکیت را درک می‌کند و می‌فهمد که مثلا این شی متعلق به خود اوست و اگر اقدام به دزدی کرد باید بفهمد که دزدی کار نادرستی است.

وی با بیان اینکه معمولا دزدی کردن کودکان با دروغگویی به صورت هم زمان روی می‌دهد، اضافه کرد: کودک به دلیل اینکه می‌ترسد والدین او را دعوا کنند اقدام به دروغگویی می‌کند.

پزشک سلامت روان ادامه داد: مهمترین کاری که والدین در خانه یا مربیان در مدرسه باید انجام دهند این است که سریعا به دنبال علت این اقدام کودک باشند و انگیزه انجام دزدی کودکان را پیگیری کنند که چرا این عمل اتفاق افتاده است.

چیت‌ساز با بیان اینکه اگر این اتفاق در خانه روی دهد معمولا کودک سراغ کیف مادر می‌رود افزود: به ندرت روی می‌دهد که کودک سراغ کیف پدر، خواهر و یا برادر برود، اما اگر مشاهده کنیم کودکی به صورت مرتب از کیف مادر دزدی می‌کند به این معنی است که ارتباط ناسالمی میان کودک و مادر ایجاد شده و ممکن است این عمل پاسخی به پرخاشگری‌های مادر و یا به نوعی انتقام از او باشد.

این پزشک سلامت روان با بیان اینکه اگر این عمل در مدرسه روی دهد معمولا به علت تاثیر گروه هم سن‌سالان است اضافه کرد: معمولا دزدی چه در خانه و چه در مدرسه به صورت هوشیارانه اتفاق می‌افتد.


اگر دزدی در کودکان کمتر از سه سال انجام شود از اهمیت چندانی برخوردار نیست


وی با بیان اینکه حتی ممکن است این عمل توسط یک کودک کند ذهن و یا کم هوش به صورت ناخودآگاه انجام شود افزود: ممکن است یکی از علل دیگر انجام این عمل این باشد که این عمل به صورت عادی در میان اعضای خانواده وجود داشته باشد بدین صورت که خواهر یا برادر و یا حتی والدین این عمل را انجام می‌دهند.

 

 این پزشک سلامت روان با بیان اینکه یکی از علل دیگر اقدام به دزدی کودکان بی توجهی والدین نسبت به نیازهای کودک است، اضافه کرد: برای نمونه کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا شدند و یا والدین آنها هر دو شاغل هستند ممکن است که بیشتر این حالت در آنها مشاهده شود.

برداشتن یک وسیله با قرض گرفتن آن متفاوت است
چیت ساز تصریح کرد: والدین شاغل وقت کمتری برای کودکان صرف می‌کنند و ممکن است در کودکان والدین شاغلی که به کار خود بیشتر از فرزندان اهمیت می‌دهند این عمل بیشتر مشاهده شود.

وی ادامه داد: سخت گیری‌های بیش از حد والدین نسبت به کودکان، شلوغ بودن محیط خانواده و مشترک شدن وسایل میان اعضای خانواده به گونه‌ای که کودک احساس کمبود کند نیز می‌تواند از علل دزدی کودکان باشد.

این پزشک سلامت روان با بیان اینکه گاهی اوقات کودک و نوجوان از برقراری یک ارتباط مناسب با دوستان و همکلاسی‌های خود برخوردار نیست و با برداشتن یک شی از آنها قصد باج دادن به آنها را دارد تا آنها را دوست خود کند، خاطر نشان کرد: گاهی اوقات می‌بینیم که فرد برای خرید وسایل مورد نیاز برای مدرسه نیازمند پول است که از روی اجبار اقدام به برداشتن پول دیگران می‌کند.

چیت ساز با بیان اینکه علت دیگر در عملی شدن دزدی کودکان، حس حسادت یا رقابت در کودکان است، افزود: حسادت و یا رقابت در صورتی که زیاد شود می‌تواند از علل دزدی در کودکان کردن باشد.

وی با بیان اینکه دزدی کودکان  بیشتر در دختر بچه‌ها مشاهده می‌شود، گفت: طبقه اقتصادی خانواده در عملی شدن این حرکت مهم نیست، بدین معنا که به همان اندازه که در کودکان طبقه فقیر این امر مشاهده می‌شود در کودکان طبقه ثروتمند نیز مشاهده می‌شود و فرقی از لحاظ طبقه اجتماعی در میان کودکان وجود ندارد.

این پزشک سلامت روان با بیان اینکه از جمله علل مهم پیشگیری از دزدی کودکان روبرو نشدن با خشم و توهین با کودک است، اضافه کرد: باید اشتباه بودن کار کودک را برای او توضیح دهیم و مفهوم مالکیت را به او یاد دهیم و توضیح دهیم که در صورت نیاز به هر وسیله‌ای از والدین خود کمک بگیرد.

یکی از علل دزدی کودکان بی توجهی والدین است

 

 چیت ساز با بیان اینکه اگر کودک کار خوبی انجام داد حتما او باید را تشویق کنیم، گفت: باید به کودک یاد دهیم که برداشتن یک وسیله با قرض گرفتن آن متفاوت است.

وی با بیان اینکه اقدام اشتباهی که بیشتر والدین انجام می‌دهند این است که کودک را وادار به قسم خوردن می کنند، ادامه داد: این عمل منجر می‌شود تا کودک یاد بگیرد چگونه ماجرا را انکار کند.

این پزشک سلامت روان با اشاره به اینکه نباید کودک را در یک جمع سرزنش کرد، خاطر نشان کرد: معمولا مربیان مهد و مدرسه فکر می‌کنند باید پلیس را در جریان کار قرار دهند که این امر اقدام اشتباهی است، بلکه باید کودک را به روان پزشک معرفی کرد.

چیت‌ساز تصریح کرد: روان پزشک با مشاوره و گفت‌وگو با فرد علت‌های اقدام دزدی کودکان را می‌فهمد و در صورتی که اختلال شخصیتی در فرد مشاهده شود باید درمان اختلال شخصیت انجام گیرد.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 562
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
درگذشته شاهد تنبیهات بدنی کودکان از سوی والدین بودیم، اما در چند سال اخیر کمتر شاهد این تنبیهات بدنی هستیم؛ با این حال این سوال پیش می آید که آیا والدین دیگر کودکان خود را تنبیه نمی کنند و یا شیوه‌های جدید تنبیهی را در پیش گرفته‌اند که تاثیراتی مخرب‌تر بر کودکان دارد؟

مهدی بیاتی در گفت‌وگو با ایسنا، در ارتباط با تنبیه کودکان گفت: تنبیه به عنوان آخرین مرحله تربیتی در روانشناسی تربیتی تایید شده است. تنبیه در واقع به عنوان یکی از ابزارهای رفتارسازی و رفتارپذیری کودکان است که می‌تواند در شکل‌گیری رفتار آنان تاثیر گذار باشد.

این روانشناس افزود: در اعمال تنبیه از سوی والدین مسئله مهم چگونگی انجام آن است، زیرا در صورت اعمال اشتباه در انجام این ابزار تربیتی شاهد بروز مشکلات متعدد در حوزه روانی، رفتاری و شخصیتی کودک خواهیم بود. همچنین در بسیاری از مواقع کودکان برای مسائلی تنبیه می‌شوند که هیچ لزومی ندارد. در واقع آنان به خاطر انجام رفتارهایی تنبیه می‌شوند که جزء رفتارهای رشدی و ویژگی‌های شخصیتی آنهاست؛ مانند کنجکاوی و دست زدن به وسایل گوناگون.

وی تصریح کرد: در برخی مواقع شاهد آن هستیم که والدین برای راحتی و آسایش خود و یا حتی "پز اجتماعی" کودکان خود را تنبیه می کنند؛ برای مثال والدین در مقابل جمع به کودک خود اخم و یا وی را تنبیه می کنند درنتیجه کودک در آن لحظه ساکت می شود و در چنین شرایطی آن پدر و یا مادر تصور می‌کند در مقابل جمع تصویری مقتدرانه از خود ارائه کرده است.

بیاتی در ادامه تصریح کرد: در این شرایط والدین اقتدار را با برخوردهای منفی اشتباه گرفته و این سرآغازی برای انجام برخوردهای منفی متعدد آنان با کودکشان است.

این روانشناس در توضیح والدین مقتدر گفت: والدین مقتدر افراد تنبیه گری نیستند، بلکه کسانی هستند که با ایجاد ارتباط موثر با کودک خود می توانند در مسیر تربیت مثبت و موثر گام برداشته و در جریان همین ارتباط وی را متقاعد می کنند که کارهای خطا را انجام ندهد.

وی افزود: در گذشته تنبیهات عموما به صورت فیزیکی و بدنی بوده و کودک پس از انجام خطا منتظر اعمال تنبیه از سوی والدین بود و پس از آن تنبیه تمام می‌شد اما در حال حاضر تنبیهات بسیار بدتر از قبل بوده و به صورت روانی و ذهنی اعمال می‌شوند که به مراتب تاثیرات بدتری را به لحاظ آسیبی به کودک وارد می‌کنند.

بیاتی ادامه داد: تنبیه به عنوان آخرین راهکار تربیتی، خوب است اما چگونگی آن و همچنین مشخص شدن موضوع تنبیه مساله بسیار مهمی است که باید همواره از سوی والدین مورد توجه قرار گیرد.

این روانشناس، تهدید، بی‌محلی، قهر و... با کودکان را به لحاظ روانی بسیار مضر دانست و گفت: در فرایند تنبیهات روانی، کودک به شدت از لحاظ ذهنی و روانی آسیب دیده و در نتیجه این آسیب‌ها باعث عقده‌های روانی متعدد در فرد شده که ممکن است در بزرگسالی وی موجب بروز اختلالات متعدد شود که تمامی آنها ماحصل همین تنبیهات و رفتارهای منفی والدین در دوران کودکی است.

وی در ادامه تاکید کرد: والدین باید بدانند که به هیچ عنوان نباید با کودک خود قهر کنند و تنبیه عاطفی نباید از سوی والدین اعمال شود، زیرا قهر کردن بدترین نوع تنبیه بوده و همانطور که گفته شد، آسیب‌های متعددی را به همراه خواهد داشت.

بیاتی در ادامه استفاده از واژه‌هایی چون "دوست ندارم"، "دیگه مامانت نیستم "و... را بسیار مضر دانست و گفت: متاسفانه در حال حاضر شاهد آن هستیم که والدین پس از انجام هر خطایی از سوی کودکشان این اصطلاحات را به کار برده و به لحاظ روانی کودک را شکنجه می‌کنند.

این روانشناس ادامه داد: در حین تنبیه والدین باید دقیقا مشخص کنند که چرا کودک خود را تنبیه می‌کنند و چه رفتاری موجب این امر شده است، زیرا والدین اجازه ندارند در جریان اصلاح تربیت کودک خود، کل شخصیت وی را زیر سوال ببرند.

وی تصریح کرد: برخی از کلمات چون "تو آدم بدی هستی"، "باز هم خرابکاری کردی" و... جزو اصطلاحاتی هستند که شخصیت کودک را به کلی تخریب می‌کنند و والدین باید یاد بگیرند که به جای بکاربردن اینگونه کلمات برای مثال بگویند من به عنوان مادر/ پدر تو از این رفتارت خوشم نمی‌آید؛ در واقع کودک باید به طور مشخص بداند که چرا تنبیه و یا تشویق می‌شود.

بیاتی همچنین به یکی از روش‌های غلط تنبیه کودکان که در سال‌های اخیر توسط بعضی از روانشناسان توصیه می‌شود اشاره کرد و گفت: متاسفانه بعضی از روانشناسان به والدین توصیه می‌کنند که چنانچه کودکی رفتار خطایی را انجام داد متناسب با سن وی مثلا برای کودک چهار ساله 4 دقیقه، پنج ساله 5 دقیقه او را در اتاقی تنها گذاشته تا به رفتار خود فکر کند. این رفتار تنبیهی نه تنها باعث برطرف شدن و اصلاح رفتار کودک نمی‌شود، بلکه باعث اختلالات متعدد و بهم ریختگی کودک در حوزه‌های گوناگون خواهد شد.

وی در ادامه عنوان کرد: والدین باید دقت کنند که به هیچ عنوان برای تنبیه ،کودک را به اتاق خواب و محل استراحت نبرند، زیرا این مساله در بزرگسالی کودک تاثیر گذاشته و باعث می‌شود وی از اتاق خواب متنفر شود و به جای آنکه فضای اتاق خواب برای وی آرامش تامین کند، به طور مداوم تداعی‌گر خاطرات و تصویرات منفی کودکی است.

بیاتی همچنین به روش‌های غلط تنبیه در مدارس ابتدایی اشاره کرد و گفت: متاسفانه در برخی مواقع شاهد آن هستیم که معلمان کودک را به گوشه کلاس فرستاده و به او می‌گویند پشت به کلاس ایستاده و به رفتار زشت خود فکر کن؛‌این رفتار بسیار ناآگاهانه و مضر بوده زیرا والدین و معلمان به هیچ عنوان حق از بین بردن شخصیت و آبروی کودک را ندارند و نباید به علت ناآگاهی تمام شخصیت کودک را در مقابل هم‌سالان به باد فنا بدهند.

این روانشناس در ادامه به برخوردهای «حالی به حالی» والدین با کودکان اشاره کرد و گفت: والدین هر موقع حال خودشان خوب باشد، با کودک برخورد خوبی داشته و هر زمان حالشان بد است، کودک را تخریب می‌کنند و تا زمانی که والدین با این شیوه "حالی به حالی" با کودک برخورد کنند، آن کودک به طور نادرست تربیت شده و این شیوه غلط تربیتی به نسل‌های بعدی نیز تعمیم می‌یابد همانطور که رفتارهای غلط امروز والدین نیز نشان‌دهنده همین تربیت نادرست نسل‌های گذشته است.

وی ادامه داد: در بازه سنی کودکان پیش از دبستان به طور مشخص شخصیت کودک در حال شکل‌گیری است و فرصت دادن به وی بهترین راه تربیتی است که والدین می‌توانند انتخاب و اعمال کنند؛ یعنی والدین باید بدانند چنانچه کودکشان در چنین بازه سنی رفتارهای خطایی را انجام داد باید نسبت به آنها بی توجهی کامل کنند.

این روانشناس تصریح کرد: این بی‌توجهی اصلا به معنای بی‌احترامی نیست بلکه به معنای آن است که انگار اصلا والدین آن رفتار کودک را ندیده‌اند و در مقابل زمانی که کودک رفتار مناسبی را انجام می‌دهد باید حتما وی را تشویق کنند.

بیاتی بهترین تکنیک تنبیه کودکان را که امروزه در تمام دنیا مطرح است،" اصل پیماک "دانست و گفت: این اصل به معنی محروم کردن کودک از وسیله‌ای است که کودک در طول روز از آن استفاده کرده و به آن وابسته است.

وی تصریح کرد: برای مثال والدین باید بگویند که به طور مشخص کودک برای انجام رفتار خطای خود برای یک ساعت حق استفاده از کامپیوتر یا تبلت خود را ندارد و در آن یک ساعت هم قرار نیست شخصیت کودک را خرد کنیم بلکه تنها اجازه استفاده از آن وسیله خاص را ندارد، اما والدین همچنان تمامی رفتارهای مثبت خود را با کودک انجام داده و وظایف پدر و مادری خود را نیز به نحو احسن به انجام می‌رسانند.

بیاتی در پایان کودکی را بسیار متفاوت با بزرگسالی و نوجوانی دانست و گفت: حوزه کودکی حوزه رفتار است و ما با رفتارهای خود باعث ایجاد کنش‌های مثبت و منفی در کودک می‌شویم و در چنین شرایطی اگر کودکمان را تنبیه عاطفی نکرده و موجب برهم‌ریختگی حوزه روانی وی نشویم، بلکه تنها با استفاده از شیوه‌های صحیح تنبیه رفتارهای خطای آنان را بهبود و اصلاح کنیم، شاهد رشد کودک از جنبه‌های مختلف ذهنی و اجتماعی خواهیم بود اما اگر تنبیهات اشتباه و بد را در دستور کار خود قرار دهیم و با ناآگاهی تکنیک‌های غلط را به کار بگیریم باید بدانیم باعث ایجاد عقده‌های منفی متعدد در کودک شده که این عقده‌ها در بزرگسالی موجب بروز رفتارها و اختلالات متعدد در آنان خواهد شد.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مطالعات بر روي 9هزار مادر و كودك‌هايشان نشان داده است، مادراني كه امگا 3 كمتري دريافت كرده‌اند، فرزندانشان از ضريب هوشي پايين‌تري برخوردارند.

مطالعات بر روي 9هزار مادر و كودك‌هايشان نشان داده است، مادراني كه امگا 3 كمتري دريافت كرده‌اند، فرزندانشان از ضريب هوشي پايين‌تري برخوردارند. اين مطالعات نشان داده‌اند، هماهنگي بين چشم‌ها، دست‌ها و مهارت‌ اجتماعي در اين كودكان بهتر بوده است و سرعت عمل بالا‌تري دارند. محققان مي‌افزايند،ضريب هوشي اين كودكان 6 مرتبه از حالت عادي كمتر است. به علاوه، اين كودكان در فعاليت‌هاي اجتماعي خود (مانند دوستيابي) ناتوان‌تر هستند و با اختلالات رفتاري در بزرگسالي روبه‌رو خواهند بود.آنها در ادامه مي‌افزايند،60 درصد ‌از ‌مغز ‌را‌ چربي‌ها ‌تشكيل مي‌دهند كه‌30‌درصد از آن اسيدهاي چرب ضروري و اسيد چرب امگا‌3 است كه اغلب از طريق امگا 3 اي كه مادر در دوران بارداري مصرف مي كند، به نوزاد مي‌رسد. به اين دليل مصرف روغن ماهي به صورت ماهي‌هايي كه روغن بالاتري دارند، در دوران بارداري توصيه مي‌شود.حتي در مطالعه‌اي ديگر ديده شده است كه مي‌توان با دادن مكمل روغن ماهي به بچه‌هاي دبستاني تا حدودي در رفتارهاي بد آنها تغييراتي ايجاد كرد. محققان در اين مطالعه به اين نتيجه دست يافته‌اند كه كمبود امگا 3 در بچه‌ها‌و حتي در دانش آموزان بزرگ تر10(تا16‌ساله) نيز موجب بروز مشكلات رفتاري مي‌شود كه با دريافت روغن ماهي مي‌توان به ميزان قابل توجهي از مشكلات روحي، رفتاري و اجتماعي آنها كاست.  

بچه‌هاي سالم تر با روغن ماهي

جالب است بدانيد كه اين روغن در دوران بارداري نه تنها بر ضريب هوشي نوزادان اثر دارد، بلكه داراي فوايد ديگري نيز هست. به تازگي مطالعات نشان داده‌اند، مادراني كه در دوران بارداري از اين روغن استفاده كرده‌اند به احتمال كمتر كودكاني با وزن كم را به دنيا خواهند آورد. از آنجايي كه كمبود وزن در بدو تولد با ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و ديابت رابطه مستقيمي دارد، از اين رو جلوگيري از بروز اين بيماري‌ها در حفظ سلامت كودك حتي در بزرگسالي نيز اهميت بالايي دارد. به علاوه چون ماهي‌ها سرشار از امگا‌3 هستند، داشتن يك بارداري سالم مي‌تواند با مصرف اين ماده غذايي ميسر شود. از اين رو دانشمندان ماهي را به عنوان جزء مهمي از رژيم غذايي انسان‌ها خصوصاً در اين دوران به حساب مي‌آورند. محققان در رابطه با اثرات مصرف روغن ماهي در دوران بارداري عقيده دارند كه دريافت مناسب امگا‌3 مي‌تواند از بروز بيماري فشار خون و ساير مشكلات ناشي از آن در ميانسالي بكاهد و به اين دليل است كه به مادران باردار توصيه مي‌شود حداقل دوبار در هفته از ماهي استفاده كنند .با وجود تمامي فوايدي كه روغن ماهي دارد، نبايد آن ‌را بي مورد و بدون حساب و كتاب مصرف كرد. گاهي مصرف زياد اين ماده كمبود ويتامين E را به همراه دارد كه افراد را با كم خوني مواجه مي‌سازد. گاهي نيز مصرف بي‌رويه اين روغن‌ها موجب بروز خونروي شده كه بر اثر ضربه، عمل جراحي و يا اعمال دندانپزشكي آشكار مي‌شود. پس خودسرانه از روغن ماهي به ميزان بالا استفاده نكنيد. به علاوه ، به ياد داشته باشيد كه اين روغن نيز مانند روغن‌هاي ديگر داراي كالري بالايي است كه مصرف بي‌رويه آن مي‌تواند انرژي مازادي را به بدن رسانده و موجب چاقي شود.

 

برچسب ها: ماهی ، روغن ماهی ، کودکان ، هوش کودکان ، کودک و ماهی ، ماهی و هوش کودک ، خبرنو ، خبر نو ،



:: بازدید از این مطلب : 737
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
نائب رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که ارجاع ایرادات مجمع تشخیص به مصوبات برنامه ششم توسعه از سوی شورای نگهبان بدون بررسی این ایرادات در شورا، بدعت و خلاف قانون اساسی است و پاسخ سخنگوی شورای نگهبان به این امر نیز عذر بدتر از گناه است.

علی مطهری با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر اینکه ارجاع ایرادات مدنظر مجمع تشخیص مصلحت به مصوبات برنامه ششم بدون بررسی و اظهارنظر شورای نگهبان به مجلس در برنامه پنجم هم رخ داده است و بدعت نیست گفت: این که در گذشته و در برنامه پنجم توسعه هم این اتفاق افتاده و بنابراین بدعت نیست، عذر بدتر از گناه است. ظاهراً ایشان بدعت را فقط چیزی می‌دانند که برای اولین بار اتفاق افتاده است، در حالی که ما می‌گوییم نسبت به قانون اساسی بدعت است، خواه قبلاً اتفاق افتاده باشد و خواه نه. به هرحال آنچه درباره برنامه ششم رخ داد نیز بدعت و خلاف قانون اساسی است.

 

وی افزود: درک این مطلب کار مشکلی نیست که آنچه شورای نگهبان به مصوبه مجلس ایراد می‌گیرد باید نظر خود شورای نگهبان باشد نه نظر مرجع دیگری از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام.

 

نائب رئیس مجلس تاکید کرد: آیین نامه مجمع نیز نمی‌تواند تکلیفی و به بیان بهتر بدعتی برای شورای نگهبان ایجاد کند، بگوید به جای آنکه نظر خودت را درباره مغایرت یا عدم مغایرت مصوبه مجلس با سیاستهای کلی را به مجلس اعلام کنی، نظر مرا اعلام کن. این کار قطعاً خلاف قانون اساسی و مستلزم وجود دو شورای نگهبان است. این که رویه شورا همین بوده است نیز قانع‌کننده نیست زیرا رویه غلط باید تغییر کند.

 

مطهری در پایان گفت: به هرحال امیدوارم شورای نگهبان از این پس نظر خودش را درباره مغایرت مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام به مجلس اعلام کند نه نظر مجمع تشخیص را.
 


:: بازدید از این مطلب : 618
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 30 اسفند 1395 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
روحاني چاره‌اي جز آمدن ندارد ، هنوز زيان فقدان هاشمي را نفهميده‌ايم

تا انتخابات رياست ‌جمهوري بيش از دو ماه باقي مانده؛ هنوز حسن روحاني براي اعلام حضور در دور دوازدهم اعلام نظر نكرده است، با اين حال گفت‌وگو‌ها و رايزني‌ها براي اعلام نظرش ادامه دارد. روز گذشته محمدرضا عارف، رييس شوراي عالي سياستگذاري انتخاباتي اصلاح‌طلبان در مورد ديدار اصلاح‌طلبان با روحاني بدون اشاره به اعلام نظر روحاني عنوان كرده بود كه كانديداي نهايي رياست‌جمهوري اصلاح‌طلبان قبل از پايان سال اعلام خواهد شد.

 

هرچند پيش از اين برخي اصلاح‌طلبان گفته بودند كه روحاني هنوز نظر خود را اعلام نكرده است، با اين حال محمد شريعتمداري، معاون اجرايي رييس‌جمهوري در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌گويد: «من تصور مي‌كنم ايشان چاره‌اي جز آمدن ندارند. خيلي از نزديكان و دوستان ايشان و بسياري از متفكران، انديشمندان و دلسوزان نظام در ملاقات با ايشان با اصرار براي حضور در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري از آقاي دكتر روحاني دعوت كرده‌اند. هرچند ايشان به صراحت به زبان نياورده، ولي من تصوري جز اين ندارم. فكر نمي‌كنم راهي جز اين، پيش روي ما باشد. » محمد شريعتمداري از نزديكان حسن روحاني محسوب مي‌شود؛ اگرچه اين روزها برخي شايعات از استعفاي او و پذيرش رياست ستاد انتخاباتي حسن روحاني خبر مي‌دهند، اما او اين موضوع را تكذيب كرده است.

 

شريعتمداري در گفت‌وگويي مفصل با سالنامه اعتماد كه به زودي منتشر مي‌شود، درباره حضور حسن روحاني در دور دوازدهم گفت: « تصور مي‌كنم كه ايشان{روحاني} تلاش‌هايي كرده‌اند و دستاوردهايي داشته‌اند كه حفاظت از آنها لازم است. آبياري اين نهال‌هاي نورسته‌اي كه در چهار سال اول كاشتند به حضور مجدد ايشان نياز دارد، تا اين نهال‌ها را قوي و تنومند كنند. البته اين مردم شريف ايران هستند كه بايد در نهايت انتخاب كنند و طبيعتا هرچه نظر مردم باشد، همان خواهد شد. ولي فكر مي‌كنم ايشان نتوانند به خواست بسياري از افراد موثر در جامعه ما بي‌اعتنايي كنند و حتما به صحنه انتخابات وارد خواهند شد.»

 

ضايعه رحلت آيت‌الله

شريعتمداري درگفت‌وگوي خود با «اعتماد» درباره تاثير رحلت آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني به عنوان مهم‌ترين حامي دولت روحاني گفت: « از دست رفتن آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني و حجم ضايعاتي كه به دليل فقدان ايشان تحمل كرديم و خواهيم كرد، بسيار زياد بوده و به نظر مي‌رسد اين ضايعات هنوز قابل احصا و اندازه‌گيري نيست. هنوز ما گوشه‌هاي پنهاني از اين ضايعات بزرگ را نمي‌بينيم و در آينده مشخص مي‌شود كه نبودن چنين مرد بزرگي در عرصه سياست ايران و عرصه‌هاي اجتماعي و اقتصادي و اداره اين كشور چقدر زيانبار است.»

 

وي اضافه كرد: « آيت‌الله هاشمي يكي از پشتيبان‌هاي بزرگ دولت بود. دو جا ظاهرا با الفاظ گوناگون يكي بعد از روي كارآمدن آقاي دكتر روحاني و دولت يازدهم و يكي بعد از به نتيجه رسيدن برجام، ايشان گفته بودند مي‌توانم با آرامش بيشتري از دنيا بروم كه البته بعضي‌ها با جسارت از اين موضوع سوءاستفاده كردند و حرف‌هاي توهين‌آميزي هم زدند. اما اين صحبت ايشان نشان مي‌دهد كه خطر بسيار بزرگي را احساس مي‌كردند و بعد از روي كار آمدن دولت يازدهم احساس كردند كه اين خطر از ملت ايران دور شده است كه با آرامش خاطري نسبت به اين امر صحبت كردند.» شريعتمداري با بيان همين نشانه‌ها و آن انگشت نشانه‌اي كه پس از حضور خودشان در عرصه انتخابات رياست‌جمهوري سال ١٣٩٢ و كناره‌گيري‌شان به سمت آقاي دكتر روحاني نشانه رفتند، تصريح كرد: «آقاي هاشمي خيلي در توجه بيشتر مردم به سوي آقاي دكتر روحاني نقش داشت. در انتخابات آن ايام بدون ترديد، اين حمايت‌ها بسيار موثر بود و حالا هم چون مردم ايران از اين نظر آگاهند، به نظر من دولت نه تنها پشتوانه خود را از دست نداده، بلكه به نظر من اين پشتوانه مستحكم‌تر هم شده است.»

 

او با ذكر اين مثال كه حضور شهيد بهشتي در اداره كشور خيلي موثر بود، وقتي به شهادت رسيدند خون شهيد بهشتي در استحكام نظام بسيار تاثيرگذارتر بود، عنوان كرد: « قطعا حضور آيت‌الله هاشمي بسيار ذي قيمت بود، اما فقدان ايشان براي ما هم درس عبرت داشت و هم موجب انسجام و همراهي بيشتر گروه‌هاي سياسي كشور با هم براي پيشرفت و سازندگي در كشور شد. به نظر من روح ايشان و مشي ايشان همچنان پشتوانه قوي براي مردم و گروه‌هاي سياسي است. پيروي از تلقي ايشان از اعتدال همچنان مستدام خواهد بود. لذا من تصور مي‌كنم اين ضايعه بسيار سنگين كه آثاري برجاي مي‌گذارد، به لطف خدا جبران خواهد شد.» شريعتمداري خاطرنشان كرد: « بايد دعا كنيم كه خدا خود ظرفيت‌هاي جبران آن را فراهم كند. بنابر‌اين در موضوع سياسي انتخابات آتي نه تنها اثر منفي ندارد، بلكه توجه بيشتري كه مردم به ايشان داشتند، آنها را بيشتر پاي كار مي‌آورد. در صحنه انتخاباتي سال آينده هم اعتقادم اين است بخشي از حماسه‌اي كه آفريده خواهد شد، مرهون روح پرفتوح آيت‌الله هاشمي در ماه‌هاي پيش‌رو خواهد بود.»

 

روايتي از آخرين ديدار

او در پاسخ به اين سوال كه آيا آقاي روحاني پيش از درگذشت آقاي هاشمي با ايشان در رابطه با دور بعدي رياست‌جمهوري صحبتي كرده بودند كه نظر خود را به آقاي روحاني بگويند، گفت: « من نمي‌دانم كه آيا آقاي روحاني راضي هست كه من اين صحبت را مطرح كنم، يا نه؟ اما شنيدم در مذاكره‌اي بين ايشان و آيت‌الله هاشمي از اينكه دكتر روحاني گفته بودند، من هنوز براي دور بعد فكر نكرده‌ام؛ آيت‌الله هاشمي خيلي برآشفته شده بودند. آيت‌الله هاشمي مي‌پرسند براي حضور در دور دوم انتخابات برنامه‌تان چيست؟ آقاي دكتر روحاني مي‌گويند من به اين موضوع فكر نكرده‌ام. آيت‌الله هاشمي عصباني مي‌شوند و حتي به نوعي تند مي‌شوند و مي‌گويند يعني چه كه هنوز به موضوعي به اين مهمي فكر نكرده‌ايد؟! و بسيار با تاكيد اين موضوع را گوشزد مي‌كنند.

 

آقاي دكتر روحاني به آيت‌الله هاشمي مي‌گويند هنوز تا انتخابات فاصله زيادي است. آيت‌الله هاشمي مي‌گويند خيلي فاصله‌اي نيست. آقاي دكتر روحاني روايت مي‌كند كه به آقاي هاشمي گفتم من واقعا درباره اين موضوع فكر نكرده‌ام. ايشان با عصبانيت گفتند چطور فكر نكرده‌ايد! در واقع در اين حد مذاكره شده بود. يكي از دلايلي هم كه من فكر مي‌كنم الان ديگر حتما بايد آقاي روحاني به عرصه بيايد، همين موضوع است. چون خواست آقاي هاشمي حضور ايشان در انتخابات دور دوازدهم بوده و آقاي روحاني نمي‌تواند نسبت به اين موضوع بي‌تفاوت باشد. »

 

كارنامه اقتصادي روحاني

بخش ديگري از گفت‌وگوي «اعتماد» با محمد شريعتمداري به بررسي دستاوردهاي اقتصادي دولت اختصاص يافت. او در مقام معاون اجرايي رييس‌جمهور گفت: «كنترل نرخ تورم بلاشك يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي اين دولت است كه در تاريخ اقتصاد ايران بي‌سابقه است. اينكه طي سه سال متوالي نرخ تورم روندي كاهنده را طي كند يك استثنا در تاريخ اقتصاد ايران است. اين دستاورد قطعا از طريق سياست‌هاي انقباضي پولي به دست نيامده است. زيرا دولت همزمان متهم است كه چرا نقدينگي را به ١٣٢٠ هزار هزار ميليارد تومان رسانده است. در واقع دستاورد مهم كاهش شديد نرخ تورم همراه با سياست پولي متعادل اگر نگوييم سياست انبساط پولي به دست آمده است. هرچند كه بخشي از رقم اعلام شده نقدينگي مربوط به آمار موسسات مالي و اعتباري و بانك‌هاي غيرمجازي است كه آمار آنها در جمع آمارهاي گذشته نمي‌آمده است.»

 

وي افزود: « نكته مهم ديگر اين است كه اين كنترل جدي نرخ تورم با تحميل تعميق ركود به اقتصاد ايران انجام نشده است و آمارها نشان مي‌دهد كه در اين سال‌ها نرخ رشد اقتصادي كشور مثبت بوده است و در نه ماهه اخير ٤/٧ درصد به روايت بانك مركزي و ٥/٦ درصد به روايت مركز آمار ايران رشد اقتصادي اعلام شده كه در هر دو سهم رشد غيرنفتي اقتصاد سهم خوبي است. در حالي كه در گذشته نرخ برخي از كالاها در يك دوره زماني ١٦ برابر و ٢٠ برابر رشد مي‌كرد، در اين دوره حتي در خصوص كالايي كه وارداتي است و قيمت جهاني آنها افزايش يافته و در مورد كالايي كه به دلايل بلايا و آفات طبيعي توليدشان كاهش يافته است و عوامل برون‌زا در محدوديت عرضه يا افزايش قيمت آنها نقش داشته است، ما هيچگاه رشدهاي متوسط سالانه ١٦ و ٢٠ برابري را مشاهده نمي‌كنيم و حداكثر رشدها به ٣٠ درصد هم نمي‌رسد.» او با تاكيد بر اينكه دولت در حفظ و كنترل قيمت كالاهاي اساسي، خوراك و پوشاك و نيازهاي اساسي مردم در اين دوره نسبت به ادوار قبل بسيار خوب عمل كرده است و گزارش‌هاي مقايسه‌اي آن منتشر شده است، خاطرنشان كرد: «دولت تلاش كرد و سرمايه در گردش لازم براي حدود ٢٣ هزار واحد توليد نيمه فعال يا تعطيل ديگر را به ميزان حدود ١٦ هزار ميليارد تومان در استان‌هاي مختلف تامين كرد و اين واحدها به فعاليت كامل برگشتند. همچنين حجم تسهيلات پرداختي بانك‌ها به واحدهاي اقتصادي را طي سال ١٣٩٥ به ميزان ٤/٤٣ درصد افزايش داده و به ٤٢٧ هزار ميليارد تومان رساند.»


:: بازدید از این مطلب : 632
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 30 اسفند 1395 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
ارتباط نزدیکی برای اینکه بدانم اینها در شرایط فعلی چگونه عمل می‌کنند، ندارم که بدانم اینها چه محورهایی را مدنظر دارند

 علی لاریجانی به نشریه دولت گفته است:«ارتباط نزدیکی برای اینکه بدانم اینها در شرایط فعلی چگونه عمل می‌کنند، ندارم که بدانم اینها چه محورهایی را مدنظر دارند و چه سیاستی را دنبال می‌کنند.» این اظهارات سبب حیرت برخی شد که تصور می‌کردند رئیس مجلس با اصولگرایان کنونی همسوست.

 

احتمال رونمایی از جناح جدید سیاسی در کشور وجوددارد و پیش‌بینی می‌شود این گروه پیش از انتخابات موجودیت خود را اعلام کند؛ طیفی متشکل از علی لاریجانی به عنوان لیدر سیاسی و با همراهی افرادی مانند باهنر، نعمتی، کاظم جلالی، تاجگردون و.... اهداف این جریان سوم درابتدا رسیدن به کرسی‌های قدرت تعریف نخواهد شد، بلکه سعی در بازگشت اخلاق و قانونمداری دارند. چندی پیش علی لاریجانی گفت:‌«اخلاق و معنویت ارکان مهم نظام اسلامی هستند.»

 

او درمجلس هم بارها نشان داد که بی اخلاقی و تهمت را تحمل نمی‌کند و واهمه‌ای از برخورد با اتهام زنندگان ندارد. وقتی چند نماینده تندرو در مجلس قبل از تلاش برای تخریب تیم مذاکره کننده هسته‌ای‌ و دستاوردهای آن هیچ ابایی نداشتند، لاریجانی بودکه به صراحت گفت:‌«برادری مطرح کرده که تمامی واحدهای هسته‌ای تعطیل شده است و یا برادری در جای دیگری گفته که دار و ندار هسته‌ای ما را به آمریکایی‌ها داده‌اند و شخص دیگری نیز مردم را تحریک می‌کند که رهبری تنهاست و مردم باید به میدان بیایند.

 

پرسش اینجاست که چرا بدون اطلاع و آگاهی از مسائل خلاف سخن می‌گویید و به هیات مذاکره کننده هسته‌ای تهمت می‌زنید.شما اگر خودتان مشکل دارید، لازم نیست پشت سر رهبری مخفی شوید؛ حرف‌های شما با سخنان رهبری یکی نیست.» باهنر هم شخصیتی مشابه لاریجانی داردکه البته به تازگی این روحیه تقویت شده است. وی چندی پیش گفت:«به گفته آیت‌‌ا... مهدوی‌کنی اگر بحث وحدت و همدلی را داریم، بحث ما وحدت فلسفی نیست. قرار نیست از مواضع خود دست برداریم. ممکن است اختلاف‌نظرهایی هم وجود داشته باشد. باید متحد و همدل در انتخابات ریاست جمهوری حضور داشته باشیم.»

 

قطار اصولگرایان بدون لاریجانی

برخی اصولگرایان جدا شدن طیف لاریجانی را محتمل می‌دانستند. درانتخابات مجلس دهم لاریجانی حاضر به قرارگرفتن در لیست اصولگرایان برای انتخابات اسفند ۹۴ نشد و مستقل شرکت کرد. لاریجانی نشان داده که بدون تعارف با اصولگرایانی که اعتقادی به اخلاق و منافع ملی ندارند و هدفشان ماهیگیری از آبی است که خودشان گل‌آلود کردند، همراه نیست.

 

وی در مواجهه با اظهارات برخی اصولگرایان علیه مصوبه مجلس درباره حقوق‌های مقامات گفت‌:«براي من جالب است برخي تشكل‌هايي كه تازگي‌ها هم به وجود آمده و در فضاي انتخابات فعاليت مي‌كنند، با يك بيان بي‌ادبانه نسبت به مجلس حرف‌هاي نادرست زدند. مهم نمی‌دانم در کشور از این حرف‌ها زده شود، ولی بی جهت اعتماد مردم را تخریب نکنید.‌اگر ایرادی دارید، به شورای نگهبان بگویید. این طور نیست که شما به خاطر انتخابات حرف خلافی بزنید و کسی چیزی به شما نگوید. برخی آقایانی را که این حرف‌ها را زدند، من نمی‌خواهم نام ببرم. اینها در مجلس سابقه دارند و دریافتی‌هایشان در مجلس وجود دارد.

 

می‌دانم چطور بودند؛ این‌قدر جانماز آب نکشند.» پیش از آن مشخص بود که اصولگرایان انتظار جدا شدن لاریجانی از خود را دارند. از سوی دیگر مرضیه وحید دستجردی گفت: «موضوع جذب لاریجانی به جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی را باید از خود ایشان سوال کرد.» این جمله گویای واقعیات زیادی است که نخستین نکته آن را می‌توان بی‌علاقگی لاریجانی به این مجموعه دانست و البته با نگاهی به اعضای «جمنا» دلیل نبودن رئیس مجلس در جمع آنها عیان خواهد شد.

 

انگ‌زنی به باهنر تمام نمی‌شود

باهنر هم به طور کلی قید حضور در مجلس را زد و ترجیح داد در مسئولیت‌های دیگری انجام وظیفه کند. البته هر ازگاهی نام او از سوی اصولگرایان به میان می‌آید، اما آنها به خوبی می‌دانند که نباید روی وحدت او با خودشان در شرایط به هم ریخته اردوگاه اصولگرایی حساب باز کنند! زمانی که باهنردر گفت‌وگو با«آرمان» از پیروزی روحانی در انتخابات ۹۶ گفت، بسیاری به او هجمه بردند؛ از جمله احمد بخشایش، عضو جبهه پایداری گفت:«تنها فکر باهنر پیروزی روحانی در انتخابات است، ولی قصد هم ندارد که جبهه خود را برای آینده از دست بدهد. او علاقه دارد که روحانی برنده شود و در همین جهت حرکت می‌کند، چون از نظر فکری به روحانی نزدیک است، اما اینکه روحانی بعدا زحمات باهنر را جبران کند یا خیر، نمی‌دانم.

 

ذات سیاست برخی بده‌بستان‌ها را اقتضا می‌کند. تمام مصاحبه‌های باهنر در جهت حمایت از روحانی است، شاید به این دلیل که نیروی دلخواه خود را در بین اصولگرایان پیدا نکرده است.» بیشترین مخالفان مشی اعتدالی باهنر اعضای جبهه پایداری هستند. به عنوان مثال روزی که او گفت روحانی اصولگراست، حمید رسایی در اینستاگرام خود با انتشارعکس باهنرنوشت:«باهنر:دراصولگرا بودن روحانی تردیدی نیست،‌ همان‌طور که در اصولگرا بودن باهنر تردید نیست؛ برای همین ما از اصولگرا بودن اعلام برائت می‌کنیم !» اکنون باهنرهم آن‌چنان تمایلی به همراهی با«جمنا» ندارد و ترجیح می‌دهد در تشکیلات جدید همراه لاریجانی و دیگر میانه‌روها باشد.


:: بازدید از این مطلب : 546
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 30 اسفند 1395 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
فاطمه هاشمی گفت:‌ پدر با این که ۸۲ سال داشت از من سالم‌تر بود، برای خود ما هم ابهاماتی وجود دارد که چه اتفاقی افتاد.

 

به گزارش ایلنا،فاطمه هاشمی در مراسم گرامیداشت آیت‌الله هاشمی در دانشگاه علامه طباطبایی عنوان کرد: پدر با این که ۸۲ سال داشت از من سالم‌تر بود، برای خود ما هم ابهاماتی وجود دارد که چه اتفاقی افتاد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در بدترین شرایط هم طوری رفتار می‌کرد که انگار اتفاقی نیافتاده است.

 

او افزود: شبی که دفتر حزب را بمب گذاشته بودند، ایشان به ملاقات رهبری رفته بودند، وقتی رسید خانه احمد آقا خبر بمب‌گذاری دفتر حزب را دادند. آن شب من دیدم حال مساعدی نداشت تا صبح کنار تلفن بود من می‌دیدم وقتی خبر درگذشت یکی از اعضا را می‌دادند به مثابه این بود که جان از بدنش می‌رود.

 

هاشمی یادآور شد: نماز صبح که شد، ایشان گفتند من بروم نیم ساعتی فکر کنم که چه کنیم، در این بمب‌گذاری نیمی از کابینه به شهادت رسیده بودند که خودش می‌توانست محل تفرقه باشد. صبح که بلند شدند دیدم روحیه‌شان تغییر کرده و می‌گفتند حالا باید به فکر راه‌حل‌های مناسب باشیم این روحیه پدرم همیشه زبانزد بود.

 

او افزود: من وقتی تنها می‌شوم می‌گویم نباید گریه کنم می‌گویم باید سربلند باشم که ۵۶ سال با چنین فردی زندگی کردم، ایشان همیشه مورد تهمت قرار داشتند، زمانی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) ، زمانی اصلاح‌طلبان و زمانی دیگر اصولگرایان و همیشه به ایشان می‌گفتم چرا چیزی نمی‌گویید، می‌گفتند زمان همه چیز را مشخص می‌کند.

 

فرزند آیت‌الله هاشمی تصریح کرد: وقتی برای تشییع جنازه پدرم رفتم حقیقت را دیدم. موج جمعیت را که مشاهده کردم به خودم گفتم چرا گریه می‌کنم، من باید خوشحال باشم بعداز ۳۷ سال چنین مراسم تشییعی برگزار شده است. مردم مرا می‌بینند می‌پرسند میراث هاشمی برای ما چیست، من باید خوشحال باشم که چنین پدری داشتم که مردم دنبال میراث و راه او هستند.

 

او گفت: پدر همیشه مرگ راحت می‌خواستند، نمی‌خواست در سختی بمیرد، من امروز برای این گریه می‌کنم که کاش از فرصت‌هایم بیشتر در کنار ایشان استفاده می‌کردم. امروز می‌گویم کاش از رازهای در قلبش بیشتر آگاه می‌شدم، ایشان معتقد بودند مسائل شخصی افراد نباید گفته شود، اما مسائل سیاسی را می‌گفتند.

 

فاطمه هاشمی با بیان اینکه من امروز برای خودم گریه می‌کنم و از مردم می‌خواهم غم فراق آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به کنار بگذارند و راه ایشان را ادامه دهند، گفت: آیت‌الله هاشمی به تاریخ اهمیت می‌داد و می‌گفتند تاریخ چراغ راه ماست. پدرم نگران نسل جوان کشور بود، همیشه می‌گفتند آینده جوانان را بسازیم، می‌گفتند آرزوهایی برای جوانان دارم که محقق نشد.

 

او ادامه داد: پدرم شاخصه‌های خاصی داشتند، پیش خودم می‌گویم پدر خودش بود، اکبر هاشمی رفسنجانی بود، ویژگی‌های خاص خود را داشت. آیت‌الله هاشمی هوش عجیبی داشتند که ذاتی بود، او بسیار صبور بود که این ویژگی در نهاد او بود، من همیشه می‌گفتم چقدر شما صبور هستید می‌گفتند خداوند گفته صبور باشید. می‌گفتم این حرف‌ها را می‌زنند شما جواب دارید چرا نمی‌گوید، داستان فاطمه زهرا را بیان می‌کردند و می‌گفتند من که بالاتر از ایشان نیستم.

 

هاشمی تاکید کرد: پدرم به سازندگی، اعتدال‌گرایی، واقع‌گرایی و نوگرایی اعتقاد داشتند، بر این باور بودند که ما در کشور می‌توانیم و اقدامات گسترده‌ای هم انجام دادند. دانشگاه آزاد و مترو از اقدامات ایشان در زمان ریاست مجلس بود. زمان احداث مترو، برخی مسئولان حاضر نبودند به مترو بودجه بدهند و می‌گفتند لوکس است اما امروز می‌بینید مترو چه خدماتی ارائه می‌کند.

 

هاشمی گفت: اولین کتابی که در ایران ترجمه شد کتاب مبارزه فلسطین بود تا آن زمان صحبتی راجع فلسطین نشده بود امثال چریک‌های خلق آموزش‌های خود را در فلسطین می‌دیدند اما کتاب و سخنرانی راجع  به آن نبود.

 

او افزود: آیت‌الله هاشمی قبل انقلاب با عرفات دیدار کرد و کمک‌هایی به فلسطینیان داشتند. چیزی که باید از هاشمی یاد بگیریم این است که شاخصه‌ها را در خود تقویت کنیم. هرجا هستید برای خود هدف داشته باشید متاسفانه الان جوانان هدف ندارند. پدرم در درس به من کمک می‌کرد آخرش می‌گفت در آینده چه کار می‌خواهی انجام دهی. از همان دوران به ذهن ما ضربه می‌زدند. شما هم باید همین‌گونه باشید.

 

فرزند آیت‌الله هاشمی یادآور شد:  عاقبت خود را ترسیم کنید برای حرکت خود انگیزه داشته باشید. پدر شوهر من آیت‌الله لاهوتی با آیت‌الله هاشمی در زندان بود ایشان و سایر هم‌بندان ایشان نقل می‌کردند پدرم در زندان بود و به نقشه ایران نگاه می‌کرد و فکر می‌کرد ما کجای ایران به سد احتیاج داریم. نقل می‌کنند وقتی در سلول باز می‌شد ما گمان می‌کردیم ما را برای شکنجه می‌بردند آیت‌الله  هاشمی می‌گفت نه می‌خواهند ما را آزاد کنند.

 

او گفت: از ایشان پرسیدم چه شد در زندان روی قران کار کردید چون ادم وقتی در زندان است اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد این است که آیا کار ما درست بود اما هاشمی به فکر استفاده از وقت بود. در آن روزهای بازجویی به زندانبانان گفت به من قلم و کاغذ بدهید اما ندادند از فرصت زندان استفاده کرد و روی قران کار کرد. هاشمی تمام آیات را از حفظ بودند فکر می‌کردند مثلا کلمه آب  در قرآن چند جا کار شده است.

 

بعد از آزادی خدا را شکر کرد که فرصت داشته است در این مدت روی قرآن کار کند که محصول آن سه سال اکنون بیش از چهل جلد تفسیر قرآن است.

 

فاطمه هاشمی تصریح کرد: کتاب فلسطین را ایشان در دوران فرار خود ترجمه کردند. ایشان در ده کوشکویه زیر نور چراغ نفتی این کتاب را ترجمه کردند و بخاطر مقدمه‌ای که برای این کتاب نوشته بوند چند ماه بازجویی شدند. رژیم پهلوی بخاطر اینکه می‌گفت در مقدمه کتاب به انگلیس توهین شده است کتاب را ممنوع کرد.

 

او با بیان اینکه اگر انسان بدون انگیزه زندگی کند، فرصت‌هایش از دست می‌رود، گفت:  پدر می‌گفت تمام موفقیت خودم را در انس با قرآن می‌بینم سال ۵۴ به ایشان به من گفت روزی پنج آیه قران را بعد نماز اگر می‌توانی حفظ کن ولی حتما معنای آن را متوجه شوید این باعث شد ما در خانواده انس با قران داشته باشیم. باید قصه و غم را کنار بگذاریم سعی کنید به مسائلی که مد نظر ایشان بود بپردازید. ایشان غمگینی را دوست نداشتند و می‌گفتند ناراحتی باعث می‌شود آدم تضعیف روحیه شود با غصه خوردن چیزی حل نمی‌شود.

 

فاطمه هاشمی در خصوص برگزاری جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه علامه طباطبایی گفت: جامعه ما آمادگی شنیدن واقعیت را ندارد پس پرسش و پاسخ نداریم.


:: بازدید از این مطلب : 561
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 30 اسفند 1395 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
اگر ما ایرانی ها به این تحرکات در بعد وسیعتر نگاه کنیم می بینیم که دیپلماسی ما فعلا در شرایط نظارت و انفعال قرار دارد و هیچ واکنشی که درخور تحرکات دشمنان ایران باشد از خود نشان نداده است.


ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی یک سفر پر زرق و برق به سمت آسیای شرقی براه انداخته و موفق شده حمایت ظاهری بعضی از این کشورها بر علیه ایران را به دست آورد در حالی که ایرانی ها فقط نظاره گر این تحرکات می باشند.

 

اگر ما ایرانی ها به این تحرکات در بعد وسیعتر نگاه کنیم می بینیم که دیپلماسی ما فعلا در شرایط نظارت و انفعال قرار دارد و هیچ واکنشی که درخور تحرکات دشمنان ایران باشد از خود نشان نداده است.


منظور از واکنش این نیست که سخنگوی وزارت امور خارجه یا مقامات پاسخ دندان شکنی به صحبت های دیگران بدهد. منظور این است که ما ایرانی ها در این زمینه چه کار کرده ایم ویا قرار است چه کنیم؟


بعضی وقت ها بد نیست سوزنی به دیگران و جوالدوزی به خود بزنیم تا ببینیم دور و برمان چه می گذرد.

 

از شعارها و صحبت ها و تصمیمات آمریکا علیه ایران گرفته تا سیاست های خصمانه همسایه شمالی ما ترکیه تا مواضع کذایی مقامات مالزی و دیگر کشورهای شرق آسیا همه نشانه آن را دارند که یک فضای بین المللی بر علیه ایران در حال شکل گیری است و عربستان سعودی لیدر ایجاد این فضا و در حال تغییر فضای بازی بر علیه ایران می باشد.


اگر به این ماجرا سفر اخیر عادل الجبیر به عراق و تماس های عربستانی ها با میشال عون رئیس جمهوری لبنان را اضافه کنیم متوجه می شویم که سعودی ها نه فقط تلاش دارند در محیط های برونی بر علیه ما صف بندی ایجاد کنند بلکه تلاش دارند در محیط فضای خودی ها هم نفوذ کنند.


در مقابل این تحرکات هیچ تحرکی که درخور این تحرکات باشد را مشاهده نمی کنیم و ادامه این روند به معنی منزوی کردن ایران می باشد در سطح بین المللی می باشد، مخصوصا که یک کشور هم نمی توانیم پیدا کنیم که مانند مثلا مالزی یا ترکیه که بر علیه ایران موضع گرفتند بر علیه عربستان به نفع ما موضع بگیرند.


بنظر می رسد الآن وقت آن است که به هر ترفندی شده راهکاری پیدا کنیم تا این صف بندی ها تا دیر نشده شکسته شود و اولین هدف باید آن باشد که تیم دیپلماسی خارجی به هر ترفندی باشد اتصال دهنده همه این صف بندی ها یعنی ایالات متحده را از پشت این ماجرا ها جدا کرد و اگر دیپلماسی خارجی ما بتواند این اتصال را جدا کند خواهد توانست کل زنجیر را از هم بپاشد.

 

اینکه ما تلاشی برای گفتگو با وزیر امور خارجه ایالات متحده نداشته ایم هنر به حساب نمی آید بلکه بر عکس تلاش برای گفتگو با وی یک هنر به حساب می آید. تا همین چند صباح پیش که وزیر امور خارجه ایران و وزیر امور خارجه ایالات متحده گاه و بیگاه با هم دیدار داشتند وتابوی گفتگو میان وزرای خارجه دو کشور را شکستند، پس چی شد؟ اینکه وزیر امور خارجه ما با آقای تیلرسون دیدار نکند فقط نشانه این می باشد که ما به دنبال افزایش تنش می باشیم وموضعی علیه واشنگتن و به حمایت مخالفان آن گرفته ایم، مخالفانی که علیرغم ظاهر دوستانه اما در واقع خصمانه ترین رفتارها و تحریم ها را بر علیه ایران و ملت ایران اعمال کردند، وخوب طبیعنا صف بندی بر علیه ما خواه نا خواه ادامه خواهد یافت.


اتفاقا بر عکس تصور ها شاید به دلیل شرایط ناهموار داخلی و بین المللی دولت جدید ایالات متحده بدش هم نیاید که با ایرانی ها گفت و شنودی حال به هر بهانه ای که شده، مثلا بحث توافق هسته ای، داشته باشد تا مقداری از فضای پر تنشی که در سطح بین المللی ایجاد کرده بکاهد.


حتی اگر بنا باشد ترامپ و دولت وی به موضع گیری های خصمانه خود بر علیه ایران ادامه دهند، بهترین راه برای پاسخ به این موضع گیری ها نمایش منطق ایران در سطح بین المللی خواهد بود و قطعا با توجه به موقعیتی که ترامپ ایجاد کرده ما نیز خواهیم توانست نه فقط صف بندی ها بر علیه خودمان را بشکنیم بلکه یک فضای پشتیبان برای خود ایجاد کنیم تا موریانه ها دور و بر ما جمع نشوند.



:: بازدید از این مطلب : 617
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دو شنبه 30 اسفند 1395 | نظرات ()