نوشته شده توسط : ali
موسیقی درمانی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و با ایجاد یک سری تجربیات موسیقیایی در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آن ها بسیار موثر است.
 
 
همان طور که موسیقی برای درمان افراد بزرگسال مورد استفاده است، موسیقی درمانی بر رفتارهای کودکان تاثیر بسیار مثبتی دارد و با ایجاد یک سری تجربیات موسیقیایی در تسهیل گسترش ارتباطات کودکان، احساسات اجتماعی، اعصاب و افزایش هوش آن ها بسیار موثر است. موسیقی درمانی می تواند کیفیت زندگی کودک را در عرصه های مختلف بالا ببرد، نظیر ارتباط کودک با کودک دیگر، کودک و خانواده، ارتباط کودک و پزشک یا معلم! این ارتباطات به وسیله المان های موجود در موسیقی و توانایی نفوذ موسیقی به اعماق روح انسان تسهیل می شوند و  در نهایت فضای مثبت و موقعیت عالی برای رشد کودک فراهم می آورند. تاثیر مستقیم بر هر دو نیم کره مغز باعث می شود هماهنگی میان آن ها بیشتر شده، بهره هوشی فرد بالاتر رود.
 
 
نقش موسیقی در رشد و تکامل کودک
 
در حال حاضر کشورهای توسعه یافته به نقش موسیقی در پرورش استعدادهای کودک و حتی رشد شخصیتی او پی برده و برای آموزش نکات تربیتی از موسیقی استفاده می کنند. آیا می دانید که موسیقی چه اثری بر کودک شما و رشد و تکامل او دارد؟
 
اثر موسیقی بر جنین
 
ساده ترین ابزار موسیقی که دارای ریتم است، قلب انسان است که حرکت منظم و آهنگینی تولید می کند و شنیدن صدای ضربان قلب جنین درون شکم مادرش مبین زندگی تازه و نشانه ای دال بر وجود یک انسان است. مطالعه ها نشان می دهد، زن سازی توسط مادر در هنگام بارداری اثر مطلوبی در جنین به جا می گذارد و شنیدن صداهای دلنشین برای جنین خوش آیند است و به رشد بهتر او منجر می شود.
 
اثر موسیقی بر نوزاد
 
نوزادان در روزهای اولیه زندگی خود نسبت به صداهای مختلف عکس العمل نشان می دهند. نوازد صداها را می شنود و نسبت به صداهای مختلف واکشن های متفاوتی دارد. اغلب به صداهای ریز با فرکانس بالا واکنش بیشتری نشان می دهد. شاید دلیل آن، حجم صوتی ایجاد شده و ظرافت اندام شنوایی نوزاد باشد که صداهای زیر را سریع و بهتر درک می کند.
 
او صداهایی با شدت بالا و اصوات ناگهانی را دوست ندارد و این صداها باعث ترس و دلهره اش می شود. اغلب نوزادان نوای خوش، آهنگ های ملایم پیانو و فلوت را می شنوند و احساس آرامش می کنند. ساده ترین و زیباترین موسیقی برای شیرخواران، لالایی مادر است. اکثر نوزادان و کودکان با شنیدن لالایی مادر به خواب می روند و این عمل به صورت واکنش شرطی در او به یادگار می ماند. نوع این موسیقی لالایی در فرهنگ های مختلف متفاوت است، اما همگی از احساس مادر به فرزند سرچشمه گرفته و سینه به سینه انتقال یافته است.

 
لالایی، ملودی خواب نوزادان
 
لالایی در واقع شعر- آهنگ های شفاهی سرزمین هاست، چرا که هیچ مادری آن ها را از روی نوشته نمی خواهند. لالایی و زمزمه آن را تمام مادران می دانند و بدون اینکه از زمینه شعر و آهنگ خارج شوند آن ها را به خوبی زمزمه می کنند. شاید بتوان گفت آن ها طیف های رنگارنگ از آرزوها، گلایه ها و نیایش های معصومانه مادران هستند که سینه به سینه از نسل های پیشین تا امروز بیان شده اند. رشته های نامریی از لب های مادر تا گوش کودک و تاثیر جادویی آن، خواب ژرف و آرامی است که نوزاد شیرخوار را فرا می گیرد. تنها زمزمه و لحن گیرای مادر است که کودک را می خواباند. لحن او چون جویباری در گوش های کوچک کودک طراوت و آرامش برای خواب می ریزند: لالالالا گلم باشی/ همیشه در برم باشی/ لالالالا گل زردم/ نبینم داغ فرزندم/ خداوندا تو ستاری/ همه خوابند تو بیداری/ به حق خواب و بیداری/ عزیزم را نگهداری.
 
صدای زنگ دار و اسباب بازی های ریتمیک، نوزاد را تا مدتی به خود مشغول می کند و زمانی که نوزاد رنگ ها را به صورتی مبهم و سایه وار می بیند، گوش او به خوبی قادر است واکنش سریعی در برابر صداها نشان دهد. در مراحل مختلف رشد یک کودک، موسیقی به نوعی در شکل دهی شخصیت او اثر می گذارد. نخستین صداها به صورت گریه و خنده ظاهر می شود. همزمان با بزرگ تر شدن کودک او می تواند صداهایی شبیه به غان و غون به کمک حنجره خود بسازد کم کم با پی بردن به وجود دست های خود به اشیای دور و برش ضربه وارد می کند و از به صدا درآوردن آن ها احساس نشاط و شادمانی می کند. بدون شک تمام این علایم غریزی است و جلوگیری از این تظاهرات در آن ها ایجاد کمبود می کند. زیرا عشق به موسیقی با ما انسان ها متولد می شود.
 
کودک و موسیقی
 
در سنین بالاتر، تقریبا همزمان با 2 سالگی هنگامی که کودک قادر به تکلم و راه رفتن است، می آموزد چگونه آوازی را تقلید کند، حتی اگر مفهوم آن را می فهمد به صورت تقلیدی می خواند. اگر شعری برایش بخوانید یا موسیقی را بشنود ادای آن را در می آورد. از آنجایی که موسیقی به عنوان پدیده اجتماعی و تربیتی در عصر حاضر شناخته شده از این رو، آشنایی و آموزش صحیح و به موقع می تواند نقش موثری در روحیه و شخصیت کودکان داشته باشد و کودکان همراه با فعالیت هایشان در زمینه نقاشی با زبان ورزش و به یادگیری موسیقی نیز آشنا شوند.
 
موسیقی می تواند قدرت تخیل و تمرکز کودکان را پرورش دهد، به آن ها نظم و ترتیب بیاموزد و لذت اجرا و شنیدن یک موسیقی خوب را به آن ها هدیه دهد. بهترین سال های آموزش موسیقی قبل از 5 سالگی است. نکته مهم آن است که باید در هر سنی روش مناسب و مورد نیاز آن سن اتخاذ شود!
 
موسیقی دسته جمعی، شیوه ای است که انگیزه و شوق یادگیری را در کودکان تقویت می کند، چرا که حاصل شادی دسته جمعی است. هدف تمام روش های موسیقی تقویت درک، تخیل و شکوفایی استعدادهای نهفته در کودکان است.
 
پزشکان معتقدند موسیقی را نباید فقط به عنوان کارهای فوق برنامه و غیرضروری تلقی کرد که هدفی جز سرگرمی ندارد، بلکه والدین و البته دست اندرکاران تعلیم و تربیت باید با جدیت و برنامه ریزی آن را در کنار دروس مدارس قرار دهند تا موسیقی قسمتی از وجود کودکان را به خود اختصاص داده و آن ها را در بسیاری از مشکل های روحی و عاطفی یاری دهد.
 
 
فواید موسیقی درمانی برای کودکان
 
بسیاری از تحقیقات انجام شده در پروژه های موسیقی درمانی نشان می دهد که:
 
•    موسیقی تمام حواس را تحریک کرده و زندگی کودک را تحت الشعاع خود قرار می دهد و باعث افزایش بسیاری از مهارت های او می شود.
 
•    بیشترین تاثیر این روش درمانی هنگامی است که کودک اجازه می یابد تا خود لذت اجرای موسیقی را تجربه کند.
 
•    موسیقی در عین تهییج کنندگی می تواند آرامش دهنده نیز باشد. فعالیت های موسیقایی مفرح (که نمونه های آن در مهدکودک ها اجرا می شود) اغلب برای ایجاد حس موفقیت در کودک طراحی شده و عموما باعث می شوند تا کودکان اعتماد به نفس پیدا کرده و از وجود خود احساس رضایت کنند.
 
•    موسیقی می تواند میزان تحمل درد در کودکان را به هنگام بیماری یا موقعیت های دارای استرس افزایش دهد.
 
•    موسیقی می تواند مشوق اجتماعی تر شدن کودکان شود و توانایی آن ها را در نشان دادن نظرات و احساسات و نیز برقراری ارتباط با دیگران افزایش دهد.
 
•    تاثیر موسیقی بر هر دو نیم کره مغز باعث می شود تا ارتباط این قسمت ها با یکدیگر تسهیل شده و ضریب لحظه ای هوشی بالا رود. این هماهنگی همچنین برای درمان لکنت کلام بسیار مفید است.
 
•    کودکانی که در گذشته تحت آموزش موسیقی قرار گرفته اند، حافظه شفاهی بسیار قوی تری دارند و می توانند لغات بیشتری را از فهرست خوانده شده به یاد بیاورند و در هر سنجش، بهتر از سنجش قبل عمل می کنند.
 
اثرات موسیقی درمانی بر کودکان
 
از برنامه های موسیقی درمانی برای سازگاری اجتماعی، ثبات عاطفی، کنترل شخصی، افزایش تمرکز، انگیزش، احساس ارزش شخصیتی، تقویت هماهنگی ماهیچه ها و تقویت مهارت های خودیاری استفاده می شود و تنظیم برنامه ها به گونه ای است که به تقویت رفتار مطلوب کودکان می انجامد. برای کودکان معلول و استثنایی برحسب نوع نقیصه حسی و حرکتی از فعالیت های متنوع موسیقی درمانی استفاده می کنند. آوازخواندن، نواختن فردی و گروهی، شنیدن و انجام حرکات موزیکال، از جمله برنامه های جلسات موسیقی درمانی می باشد.
 
طی پروژه ای تحقیقاتی در آلمان، یکی از متخصصین که با روش موسیقی درمانی روی توانایی های کودکان فعالیت می کرد، شاگردی داشت که علاوه بر برخی نارسایی های جسمی دچار نوعی تاخیر و کندی در انجام حرکات بدنی، ناتوانی در صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران بود. این دختربچه شش ساله از سن سه سالگی تحت درمان با موسیقی قرار گرفته بود و درمانگران او خیلی زود متوجه توانایی های بالای این دختر در درک و اجرای موسیقی شده و به همین جهت استفاده از موسیقی درمانی را برای او پیشنهاد داده بودند.
 
نکته جالب آن بود که این دختر با وجود داشتن تنها چهار انگشت در هر دست خود، خیلی زود توانست توانایی نواختن پیانو را به دست آورد. او با وجود آنکه به ندرت صحبت می کرد، می توانست بدون داشتن غلط موسیقایی، درست آواز بدون کلام بخواند. نحوه درمان از ابتدا به صورت جلسات 45 دقیقه ای در هفته از سال 1996 در شروع شد و به مدت سه سال ادامه پیدا کرد. به تدریج طول زمان درمان از 45 دقیقه به یک ساعت رسید.
 
نتیجه کار بسیار رضایت بخش بود، او در پایان سه سال درمان (یعنی در سن شش سالگی) می توانست به راحتی جملات سه یا چهار کلمه ای بسازد، مهارت های اجتماعی اش قوی تر شده و اعتماد به نفس لازم برای زندگی متکی به خو را کسب کرده بود. علاوه بر موارد بالا، او به این مهارت بسیار دشوار دست یافته بود که می توانست در آن واحد پیانو بزند و آواز بخواند. او در حالی که در اوایل دوره درمان اجازه نمی داد کودکان دیگری در کنار او ساز بزنند. هم اینک با بهبود و رشد رفتار اجتماعی اش، به سادگی به صورت گروهی با دوستان خود ساز می زد. او در شش سالگی با پیانو ملودی اجرا و درمانگر در کنار او و یا با ساز دیگر با او همراهی می کرد. هنگامی که در مراسمی از او خواسته می شد که برای دیگران پیانو بزند، به راحتی آن را قبول می کرد.
 
اثرات موسیقی درمانی در کودکان مبتلا به سرطان نیز در بخش روانشناسی بیمارستان کودکان دانشگاه تورنتوی کانادا مورد پژوهش قرار گرفت. آن ها از این پژوهش نتیجه گرفتند که موسیقی درمانی موجب بهترشدن احساسات کودکان و بهبود فعالیت های روزمره آنان می شود. این تاثیر در کودکان پیش دبستانی و بالغین وجود داشت اما در کودکان سنین مدرسه این تاثیر مشاهده نشد. محققان پیشنهاد کردند که مطالعات کامل تری در این مورد انجام شود.
 
 
روش های موسیقی درمانی برای کودکان
 
متخصصین، کودکان را در فعالیت هایی نظیر خواندن آواز، گوش دادن به موسیقی، رقص و حرکات موزون، نوازندگی و دیگر فعالیت های سازنده مرتبط با موسیقی مشارکت می دهند تا قدرت فراگیری آن ها افزایش یابد. آن ها در این میان بر روی گسترش خودآگاهی، اعتماد به نفس، مهارت های آمادگی، مهارت های مدیریتی و رفتارهای اجتماعی کودک کار کرده و تکنیک های تحمل درد را به کودکان آموزش می دهند.
 
یک درمانگر موسیقی در طول دوره درمان کودک در می یابد که کدام سبک یا ابزارآلات موسیقی بیشترین تاثیر و تحریک را بر کودک می گذارد تا به این ترتیب بتواند بیشترین استفاده را از وقت صرف شده بر روی کودک بنماید. آن ها معمولا به صورت یک تیم با تخصص های مختلف کار می کنند. این تیم شامل افرادی نظیر متخصص موسیقی، پزشک کودک، روانشناس، متخصص فیزیوتراپی، متخصص گفتاردرمانی، متخصصین هنر و... می باشد. پس از انجام آزمایش های لازم طی هفته ها کار، آن ها به خانواده ها منابع موسیقی را که کودک باید در خانه از آن ها استفاده کند را معرفی می کنند.
 
نوع برنامه ها در موسیقی درمانی کودکان
 
نوع برنامه ها و فعالیت های موسیقی درمانی به نوع ناراحتی، نقیصه و مشکل کودک و یا بیمار بستگی دارد. برای مثال در کودکانی که دچار مشکل حرکتی هستند، برنامه های ریتمیک که به کنترل حرکتی آن ها کمک می کند بیشتر مدنظر قرار می گیرند. حال اگر مشکل حرکتی آن ها کمک می کند بیشتر مدنظر قرار می گیرند. حال اگر مشکل حرکتی با انقباض و گرفتگی عضلانی همراه باشد، ریتم ها و موسیقی ملایم انتخاب می شود و بدین ترتیب کنترل حرکتی تقویت می شود. همچنین کودکانی که روان ترند به برنامه های موزیکالی احتیاج دارند که خاصیت برون فکنی داشته و هیجان ها را بیشتر تخلیه کنند.
 
معمولا جلسات موسیقی درمانی از گروه های کوچک همانند تشکیل می شود و شرایط شرکت کنندگان هرچه همسان تر باشد، اهداف و برنامه های مشترک بیشتر خواهند بود و این مسئله به هماهنگ و تقویت بیشتر گروه کمک می کند. البته می توان کودکانی با توانایی های مختلف را در طبقه موسیقی درمانی قرار داد، اما مهم این است که از نظره بهره هوشی فاصله زیادی با یکدیگر نداشته باشند، تا در انجام تمرین ها و برنامه ها هماهنگی بیشتری باشد. طول دوره و مدت زمان جلسات بستگی به اهداف درمانی مورد نظر و مشکلات فرد دارد. تعداد جلسات درمانی گاهی هر روز و گاهی هفته ای چند جلسه است و مدت زمان هر جلسه به مقتضای حال و هوای هر درمانجو متفاوت است. به طور کلی فعالیت های موسیقی درمانی بر پایه چند محور کلی است که عبارتند از:
 
* خواندن
 
وقتی کودکان با هم می خوانند، مملو از شور و توانایی یکپارچه می شوند. ترانه ها تصور آن ها را به گونه ای فعال و سازنده می کنند و بدیهی است انتخاب اشعاری که تصورات و برداشت های مثبت از محیط و پدیده ها را به کودک منتقل می سازد، اهمیت ویژه ای دارد. ریتم و آهنگ ترانه ها در کودکانی که اندکی نگران ناتوانی و ارتباط خود با محیط هستند، موفقیت و توانایی ایجاد می کند و کودک منزوی را فعال می سازد. در جلسات موسیقی درمانی از خواندن استفاده های فراوان می شود و برنامه های متنوعی به شکل تک خوانی و گروه خوانی طراحی می شود. در موسیقی درمانی برای کودکان، اشعاری که برای خواندن انتخاب می شوند باید کوتاه، تمایل فهم و با آهنگی ساده باشد تا کودکان بتوانند آن ها را حفظ کنند.
 
* ساخت آهنگ
 
منظور از ساختن آهنگ در جلسات موسیقی درمانی، خلق آهنگ با ویژگی های دقیق موسیقی نیست. بلکه ایجاد یک ریتم ساده یا خواندن شعر و آهنگ در شکل و حالتی خاص است. یکی از ویژگی های مهم سازهایی که در موسیقی درمانی به کار می روند مانند سازهای اُرف نواختن ساده آن هاست. به طوری که با انتخاب تیغه های محدودی از آن ها می توان آهنگ ساده و یا ریتم تازه ای را به راحتی ساخت. بنابراین مهم این است که کودکان ساختن را تجربه کنند و فعالیت مثبت و موثر خود را در ایجاد اشکالی ساده از فعالیت های موسیقی ببینند. این تجربه احساس توانایی و اعتماد آن ها را نسبت به خود بالا می برد و ترس و نگرانی آن ها را از فعالیت های شخصی و ارتباط با وسایل و ابزار موسیقی که نشانه و نماینده ای از مسایل مختلف محیطی است کاهش می دهد.
 
* گوش دادن به موسیقی
 
شنیدن موسیقی از جمله برنامه های موسیقی درمانی است. ذهن با گوش دادن در دنیا اصوات و ملودی ها قرار می گیرد و موضوعی برای توجه و تمرکز پیدا می کند. با شنیدن آهنگ ها، احساس های گوناگون را به راحتی می توان به وجود آورد که چنین تجربه ای های وسیعی، با نواختن سازها (به دلیل محدودیت) به دست نمی آید. شنیدن، افراد را در یک تجربه مشترک سهیم می سازد، توجهی که در گوش دادن گروهی به وجود می آید و در تنهایی ایجاد نمی شود. گوش دادن به موسیقی در بروز احساسات کودکان و برون فکنی تصورات آن ها بسیار موثر است. علاوه بر آن، تقویت گوش از راه شنیدن، دقت کودکان را به محرک های شنوایی افزایش می دهد.
 
* حرکات موزیکال
 
حرکات موزیکال دامنه وسیعی از فعالیت های حرکتی موسیقی درمانی را تشکیل می دهد و بسیاری از برنامه های درمانی برمبنای آن طراحی می شود. حرکات موزون خود نوعی موسیقی است. حرکات ترجمه احساس ها هستند و نتیجه نیروها و احساسات درونی و نامرئی ما، احساس هایی که با بیان نمی توان توصیف کرد. حرکات بدون واسطه به روح و احساس ما متصل هستند و شیوه هایی از تفکر و اندیشه به حساب می آیند. هر حرکتی می تواند گویای نوعی احساس باشد. در ضمن باید به این نکته توجه کرد که درواقع مشارکت در حرکات موجب فعال کردن انرژی می شود نه کیفیت حرکات. پس بهتر است که حرکات ساده و انعطاف پذیر باشد و هرچه حرکات با موسیقی همراهی و همخوانی بیشتری داشته باشند، دستگاه های مختلف بدن، انرژی بیشتری آزاد خواهندکرد.
 
آموزش موسیقی به کودکان استثنایی
 
سیر تحول و پیشرفت موسیقی درمانی در ایران به طور پیوسته طی نشده و در مقاطعی در حد ذهنی و نوشتاری باقی مانده است. برای پیشرفت در این خصوص، لازمه کار، استفاده از اطلاعات جدیدی در این زمینه و پیمودن راه های تجربی برای کشف و ایجاد زیرساخت های موسیقی درمانی ایران است. البته بدیهی است که بدون وجود رشته موسیقی درمانی در دانشگاه های کشور، امکان تحرک برای محققان و مطالعه و آزمایش برای دانش پژوهان میسر نخواهدبود. کودکان استثنایی نیز  همانند کودکان عادی به موسیقی علاقه دارند، خصوصا اگر دریابند که می توانند با تمرین های مداوم و با سازهای ساده آهنگ ها را نواخته و آواز بخوانند، علاقه و همکاری آن ها فوق العاده می شود.
 
برای آموزش موسیقی به کودکان استثنایی به چند نکته اساسی باید توجه کرد:
 
•    توان هوشی و شرایط ذهنی کودک؛
 
•    محدودیت های حسی و حرکتی آن ها.
 
در آموزش موسیقی به کودکان استثنایی بهتر است از سازهایی استفاده کنیم که نواختن آن برای کودکان ساده تر باشد و آن ها را جذب کند. سازهای اُرف معمولا مناسب ترین ساز برای آموزش کودکان استثنایی هستند. این سازها با صداهای متنوع و در اندازه های مختلف وجود دارند و بهتر است ترانه هایی که انتخاب می شوند زیبا، محرک و قابل فهم و پیرامون مسایل ملموس و زیبایی های دنیای کودکی باشد تا به خاطرسپاری آن ها برای کودک راحت تر گردد.
 
 
موسیقی درمانی برای کودکان معلول
 
کودکان معلول برحسب نوع عارضه حسی و حرکتی که دارند، از فعالیت های متنوع موسیقی درمانی استفاده می کنند. معلولی که می تواند دست و انگشتان خود را حرکت دهد، از سازهایی که تنها دست و انگشتان را به کار می گیرند، استفاده می کند. آوازخواندن، نواختن فردی و گروهی و انجام حرکات موزیکال از جمله برنامه های جلسات موسیقی درمانی آن هاست. بیشتر کودکان معلول به فعالیت های موسیقی درمانی علاقه دارند و در نواختن ساز پشتکار نشان می دهند. بعضی از آن ها در صورت وجود امکانات، موسیقی را در حد تخصصی دنبال می کنند.
 
نواختن موسیقی عامل ارزنده ای برای کاهش ناتوانی و جبران احساس نقص آن هاست و بر احترام و ارزش اجتماعی آن ها می افزاید. کودک معلولی که یک دست دارد، می تواند همه سازهای مضرابی، کوبه ای (طبل، سه گوش، خاشخاشک (ماراکس)، قاشقک، سنج) و سازهای تیغه ای (زیلوفون ها) را بنوازد، و معلولی که تنها انگشتان خود را حرکت می دهد از سازهای بادی و کلیدی مانند فولت و ارگ استفاده می کند.
 
سازهای زهی و آرشه ای مانند ویلن و ویلنسل و کمانچه نیز برای معلولین قابل استفاده اند. کشیدن آرشه روی سیم ها، کنترل و هماهنگی حرکات دست را تقویت می کند. آن ها می توانند ابتدا یک سیم و به تدریج سیم های دیگر را نیز به کار برند. نواختن سازهای انتخابی با روش های گوناگون، تحرک مفاصل و عضلات مورد نیاز معلولین را تقویت می کند. برای مثال، پیانو برای حرکت و خم کردن و کشش انگشت ها مناسب است.
 
موسیقی هیجان معلولی را به سوی خلاقیت سوق می دهد و آن ها را از بروز فعال و خلاق احساساتشان بهره مند می کند. آن ها با آشنایی مقدماتی با سازها و با پشتکار خود، می توانند قطعاتی را بسازند و ارائه کنند. نواختن و خواندن آواز فرصت مناسبی برای بروز شور و هیجان و احساسات ناکام آن هاست. جلسات موسیقی درمانی در تخلیه احساسات، ایجاد محبت و احساس پذیرش در گروه موثر است.
 
همخوانی و همنوازی برای کودکان معلول احساس ارزش، اعتماد به نفس، غرور و افتخار به همراه می آورد. آن ها وقتی خود را در اجرای موفق یک آهنگ (و در یک گروه منسجم و هماهنگ) شریک می بینند، به خود اعتماد بیشتری می کنند و از این ارزش اجتماعی بهره مند می شوند. حرکات موزیکال که برای معلولین نوعی فیزیوتراپی لذت بخش و بدون خستگی است، برمبنای اهداف درمانی تنظیم و برنامه ریزی شده و در تقویت مهارت های حرکتی تخلیه هیجانی آن ها موثر است و کنترل حرکات و تعادل آن ها را نیز تقویت می کند. کودکان معلولی که با شرکت در جلسات موسیقی درمانی به نواختن ساز علاقه مند می شوند و سازی را در حد تخصصی دنبال می کنند، سرمایه ای ارزشمند و جبران مناسبی برای کاهش نگرانی ها و کمبودهای خود کسب کرده اند که همیشه می توانند از آن استفاده کنند.
 
موسیقی درمانی برای کودکان بستری در بیمارستان
 
برنامه موسیقی درمانی در بیمارستان و مراکز درمانی کودکان یک تجربه خاص درمانی و ساده لذت بخش را ارائه می دهد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نظام پرستاری، تحقیقات نشان می دهد موسیقی درمانی در یک محیط بیمارستانی، در درمان درد مفید است همچنین در آرام کردن کودکان زمانی که آن ها احساس اضطراب دارند. کاهش میزان افسردگی، افزایش حرکات بدن،کاهش تنش عضلانی از مزایای استفاده موسیقی درمانی در محیط های بالینی است.
 
مداخلات مبتنی بر شواهد بالینی در بیماران تایید می کند که موسیقی درمانی بر علایم جسمی، عاطفی و شناختی کودکان موثر است، برنامه موسیقی درمانی بخشی لاینفک و مهم از فرایند درمان کودکان است. ارائه موسیقی درمانی در بخش های درمانی کودکان مستلزم یک تیم حرفه ای با تخصص های مختلف است. این تیم شامل افرادی نظیر متخصص موسیقی، پزشک کودک، روانشناس، متخصص فیزیوتراپی، متخصص گفتاردرمانی، متخصصان هنر و پرستار کودکان و... است.
تیم حرفه ای موسیقی درمانی جهت حمایت از نوزادان، کودکان و نوجوانان آموزش می بینند. هدف از موسیقی درمانی استفاده از تجربه موسیقی برای کمک به بیمار در حفظ و یا به دست آوردن سطح مطلوبی از عملکرد و سلامت است که به چهار هدف درمانی زیر تقسیم می شود:
 
* اولین هدف از موسیقی درمانی در بیمارستان، افزایش تطابق و پذیرش شرایط و مراحل درمانی است. قبل و در طول مراحل درمانی با ارائه موسیقی مناسب سن کودک، اضطراب و تنش کودک را کاهش می دهند. مانند استفاده از گیتار و بازی با ابزارآلات موسیقی و همچنین خواندن اشعار کودکانه به صورت آواز و همخوانی با کودک در طول اجرای پروسه های درمانی اضطراب را کاهش می دهد. پس از بروز سانحه کودک دچار بیقراری می شود، استفاده از موسیقی درمانی به فراموش کردن سانحه دلخراش در کودک کمک می کند. تشویق به مشارکت در اجرای موسیقی به توانبخشی کودک کمک کرده و عملکرد او را افزایش می دهد. اجرای موسیقی لذت بخش در شادکردن و لذت بردن از زندگی از اهداف موسیقی درمانی کودکان است.
 
* هدف دوم موسیقی درمانی در کودکان ایجاد و حفظ مهارت های لازم برای ارتباط سالم و در سطح تکامل کودک است. برای دستیابی به این هدف، موسیقی کمک می کند کودک با همسالان خود یک تعامل سالم داشته باشد، مانند ساختن یک ترانه، اجرای موسیقی و کار گروهی که به حفظ و ایجاد تعامل با همسالان کمک کننده است. همچنین موسیقی وسیله ارتباطی مناسب بین والدین و کودک را تسهیل می کند. ساختن و اجرای آهنگ در نوجوانان و کودکان مبتلا به بیماری های خاص مانند سرطان وسیله ای برای ارائه خود و بیان احساسات است و در نهایت در راستای این هدف، موسیقی پل ارتباطی کودک و نوجوان با دنیای خارج می باشد و در کودکانی که به علت بیماری منزوی شده اند، یک وسیله ارتباط با دنیای بیرون است.
 
* هدف سوم تسهیل در سازگاری کودک با بیماری و فرایند بستری شدن در بیمارستان است. اجرای موسیقی توسط کودک سبب ایجاد یک تجربه مثبت از بستری شدن در بیمارستان در کودک و خانواده می شود. همچنین در کودکانی که بیماری مزمن و یا درد مداوم دارند، باعث توسعه مهارت های کنترل بیماری و درد می شود.
 
* و در نهایت هدف چهارم، ترویج مشارکت کودک در سیر درمان و پیشرفت بهبودی است.
 
کاهش اضطراب، ترس، خشم، ناراحتی و غم و اندوه در کودک بیماری او را به سمت سلامتی سوق می دهد. موسیقی منجر به افزایش درک، پذیرش و تعامل بهتر با تجارب ناآشنای بیمارستان می شود و در نهایت در بیماران کمایی سبب تحریک مغز و بهبود بیمار می شود. موسیقی درمانی به سازگاری کودک در محیط ناآشنای بیمارستان کمک فراوانی می کند. کارکردن با ابزارآلات موسیقی، باعث می شوند کودک با بیماری و دیگر بحران های درمانی و استرس های موجود سازگاری یابد. افزایش تطابق و پذیرش دوره های درمانی، ایجاد و حفظ مهارت های لازم برای ارتباط سالم، تسهیل در سازگاری کودک با بیماری و فرایند بستری شدن در بیمارستان و ترویج مشارکت کودک در سیر درمان و پیشرفت بهبودی از اهداف کاربردی موسیقی درمانی کودکان است.
 
موسیقی درمانگر چه باید بداند و چه انجام دهد
 
* درمانگر باید کودک را از نظر هوشی، عاطفی، حسی، هیجانی، علاقه به موسیقی، روابط اجتماعی و انگیزه سطح همکاری خانواده را ارزیابی کند.
 
* درمانگر باید تشخیص دهد آیا کودک مورد مناسبی برای موسیقی درمانی هست یا نه؟ زیرا این روش بر همه کودکان اثر یکسان ندارد و نمی توان یک تجویز عمومی برای همه آن ها ارائه داد.
 
* درمانگر باید فعالیت های موزون موسیقی را براساس نیاز کودک و هدف کار خود مشخص کند. مثلا اگر کودک نیاز به برقراری روابط اجتماعی با دیگران دارد، موسیقی باید در بازی، فعالیت های گروهی و نواختن سازها به کار گرفته شود.
 
* اگر تماس چشمی کودک ضعف است، به وسیله کف زدن نزدیک چشم یا تمرکز بر روی آلات موسیقی باید تمرین شود و اگر کودک گفتاری نظیر جیغ زدن، فریاد کشیدن و زمزمه کردن دارد. باید صداها و آوازهای موسیقی با صامت ها و مصوت ها، غان و غون های تصنعی و صداهایی شبیه به این ها که مبهم باشند و نیز از طریق سخنانی مفهوم به او نزدیک شود.
 
 
* درمانگر باید عضو فعال و علاقه مند جلسه موسیقی درمانی باشد، به نحوی که کودک خود را از نظر روانی به او نزدیک احساس کند، نه اینکه درمانگر را عضو جدای جلسه تصور کند.
 
* درمانگر باید تمام فعالیت ها و نوع واکنش ها و پاسخ های کودک را ثبت کند.
 
* درمانگر باید تماس فیزیکی از نوع مادرانه یا کودک داشته باشد. گذاشتن کودک روی پاها، خواندن لالایی، نواختن موسیقی و تکان دادن آرام کودک به او نوعی احساس ایمنی و هیجان مثبت می دهد. همچنین بازی هایی از طریق تماس دست ها مفید است.
 
* درمانگر باید بداند به اصول تغییر رفتار آگاه باشد تا از روش های تقویت رفتار استفاده کند.
 
* درمانگر باید بداند که هدف پیشرفت مهارت های موسیقی کودک نیست، بلکه از موسیقی در جهت بهبود کارکردهای جسمی، روانی، واکنش های عاطفی، اجتماعی و رشد توانایی های حرکتی، ارتباطی کودک استفاده می شود.
 
* برخی از کودکان به دلیل اختلالات حسی که در حوزه شنیداری دارند، از شنیدن آوازها اجتناب می کنند. این کودکان باید ابتدا درمان های مربوط به یکپارچه سازی حسی را در حوزه اختلالات شنیداری دریافت کرده و سپس وارد موسیقی درمانی شوند.
 
* درمانگر باید کودک را آزاد بگذارد تا براساس علاقه، کنجکاوی به وسایل موسیقی نزدیک شود و باید طوری رفتار کند که مزاحم کودک نباشد تا کودک به محیط اطمینان پیدا کند. درمانگر در برقراری ارتباط با کودک نباید شتاب کند.
 
* درمانگر باید در کنار کودک وانمود کند که به کار خود مشغول است، اما واکنش های کودک را نسبت به هر ساز یا صدایی ارزیابی کند. درمانگر باید به خاطر داشته باشد این کودکان براساس عادت به گوش نکردن و عدم توجه به محرک های پیرامون ممکن است علامت از گوش دادن نشان ندهند.
 
* بعد از اینکه درمانگر به علاقه کودک در زمینه آهنگ های گوناگون پی برد، باید سعی کند از آن ها برای ایجاد گوش کردن در کودک و بروز واکنش های عاطفی و شناختن درد کمک بگیرد. خواندن لالایی و ترانه آهنگین برای ایجاد رابطه کودک با درمانگر و نیز برای گوش دادن موثر است. این موارد باعث ایجاد صداهایی در کودک می شود که این سرآغاز خوبی برای رشد گفتار محسوب می شود.
 
* اگر کودک صداسازی کرد درمانگر آن را نباید بدون پاسخ گذاشته و بایستی سعی کند که شبیه آن را با وسایل موسیقی تولید کند. درمانگر باید کودک را متوجه صدایی که تولید کرده است، بنماید. چون این صداها غیرارادی هستند و کودک به آن ها آگاهی ندارد.
 
* درمانگر باید از موسیقی همراه کلام استفاده کند، به ویژه باید ترانه هایی را انتخاب کند که مصوت های فراوان داشته باشد.
 
* در همراه کردن موسیقی و کلام، درمانگر باید از وسایل بازی مثل عروسک استفاده کند. اسم و فعل باید در عبارات همراه آواز ترانه شود: مثل: عروسک راه می ره/ عروسک می پره.
 
* درمانگر باید اسم  کودک، اسم اطرافیان و اسامی دیگر را ضمن خواندن و تکرار با موسیقی به کودک آموزش دهد.
 
* درمانگر برای آشنا کردن کودک با هندسه فضایی اتاق و جهات مختلف، باید در هر گوشه اتاق یک ساز بگذارد.
 
* درمانگر باید از ترانه ها و شعرهای کوتاه همراه تصویر استفاده کند. یادگیری به کمک تصویر روش موثری برای کودکان است و باعث می شود تا آن ها به تدریج با دنیای غیر از درون خود آشنا شوند.
 
* درمانگر می تواند عروسک را داخل پارچه بگذارد و مثل گهواره تکان دهد و لالایی بخواند و بدین طریق آرام آرام کودک دیگری را وارد بازی می کند. زیرا کودکان باید در کنار گروه فعالیت کنند.
 
* درمانگر روی زمین دایره بکشد و به کودک یک ساز بدهد و همراه کودک ضمن نواختن قدم های آرامی روی دایره بردارد.
 
* درضمن نواختن ساز، پس از اتمام هر قطعه، درمانگر باید یک حرکت انجام دهد مثلا بنشیند، بچرخد، لی لی کند.
 
* درمانگر باید برای کودک ترانه های ملودیک بخواند، با او پا بکوبد و یا دست بزند.
 
* درمانگر می تواند دو دستور در نظر بگیرد و با هر دستور موسیقی خاصی را که کودک دوست دارد همراه کند. ضمن شنیدن موسیقی، کودک باید دستور مورد نظر را انجام دهد. به تدریج می تواند دستورات را افزایش دهد.
 
* درمانگر باید سایر تمرینات را متناسب با نیاز کودک برنامه ریزی کرده و انجام دهد.
 
نتیجه گیری
 
موسیقی درمانی بیش از هر تکنیک درمانی دیگر با زندگی روزمره آمیخته و با نیاز و احساس انسان عجین شده است. علت گرایش و علاقه مردم به موسیقی به خاطر طبیعت و فطرت آدمی است. در ساختمان عصبی انسان به طور فطری سه تمایل مهم برای گرایش به دنیای موزون اصوات و موسیقی وجود دارد: شنیدن/ خواندن/ حرکت کردن؛ احساساتی که کاملا ذاتی و خدادادی بوده و سرچشمه الهی دارند!

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 567
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
ترکیب لاک ناخن سرطان‌زا شناخته شده و استفاده از آن برای کودکان مضر است و باعث تغییراتی در هورمون‌ها، مشکلات تیروئیدی و بارداری در آنها خواهد شد



 متاسفانه بعضی مادران روی ناخن‌های کوچک و زیبای دختربچه‌های کم سن‌و سال خود لاک‌های رنگی مختلف می‌زنند، اما لاک‌های ناخن حاوی مقادیری مواد شیمیایی هستند که فقط بافت نسبتا محکم ناخن‌ها می‌توانند آنها را تحمل کنند.

متخصصان پوست معتقدند که ممکن است چشم و پوست کودکان در اثر تماس با این مواد لاک، دچار تحریک و حساسیت شود. این تحریک و حساسیت برای مخاط دهان به مراتب شدیدتر و بدتر اتفاق خواهد افتاد.
 
 
 
به گفته این متخصصان؛ ترکیب لاک ناخن سرطان‌زا شناخته شده است و باعث تغییراتی در هورمون‌ها، مشکلات تیروئیدی و بارداری بخصوص در پسرها می‌‌شود. فرمالدئید یک ماده شیمیایی است که برای نگهداری اجساد از آن استفاده می‌‌شود و به عنوان ماده نگهدارنده در ترکیب لاک ناخن به کار برده می‌‌شود.
 
 
 
‌‌این ماده نیز سرطان‌زا شناخته شده است و تماس پوست با‌‌ این ماده باعث واکنش‌‌های آلرژیک می‌‌شود. خشکی و آسیب به ناخن‌‌ها از عوارض استفاده از آن گزارش شده است.
 
 
 
از سوی دیگر، وجود ماده بسیار مضر سرب در لاک‌های رنگی دور از انتظار نیست. به همین دلیل والدین برای پیشگیری از ابتلا به ناراحتی‌های پوستی، چشمی، مخاطی یا عوارض گوارشی، بهتر است از خیر استفاده از لاک روی ناخن‌های فرزندشان بگذرند.
 
 
 
همچنین، از آنجا که برخی بچه‌های کوچک، عادت به جویدن ناخن‌های خود یا در دهان کردن انگشت و ناخن‌ها دارند، ممکن است در صورت آغشته بودن ناخن‌ها به لاک، مقداری از لاک ناخن را بجوند و با بلعیدن مواد شیمیایی موجود در آن، دچار واکنش‌های دهانی یا ناراحتی‌های گوارشی بشوند.
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 619
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مشورت درباره امور فرزندان، از سنین شیرخوارگی و کودکی تا بزرگسالی، متوجه والدین است
 
ترتیب فرزندان در خانواده در تربیت و شكل‌گیری شخصیت فرزندان و البته رفتار والدین تاثیرگذار است. فرزندان بر اساس این كه فرزند چندم خانواده هستند رفتار متفاوتی از والدین می‌بینند كه این رفتار‌ها دلایل مشخصی دارد.
 
 وقتی فرزند اول خانواده به دنیا می‌آید پدر و مادر بسیار خوشحالند و فرزند خود را بهترین و استثنایی‌ترین بچه می‌دانند. این احساس به دلایل مختلفی به وجود می‌آید كه اولین آن به دلیل بی‌تجربگی در روند رشد كودكان است. والدین چون در جریان ریز اتفاقاتی كه طی رشد فرزند می‌افتد قبل از این نبوده‌اند تصورشان بر این است كه فقط فرزند آنها دارای این رفتار است، برای همین فكر می‌كنند كه فرزندشان منحصر به فرد است. دلیل دوم این است كه معمولا والدین می‌خواهند بهترین والدین باشند.
 
 
 
زن و شوهری كه هنوز بچه‌دار نشده‌اند هرگاه كودكی را در حال گریه می‌بینند و یا وقتی كودكی را در حال رفتار ناشایستی می‌بینند با خود می‌گویند كه عجب والدین بی‌مسوولیتی دارد، من كه به هیچ‌وجه نمی‌گذارم فرزندم این‌گونه شود. در حالی كه خیلی از اتفاق‌ها و رفتار‌ها برای همه بچه‌ها است و جزو روند رشدی آنهاست. آنها در ابتدا با خود می‌گویند من كاری می‌كنم كه فرزندم بهترین باشد و در تربیت او مانند بقیه پدر و مادرها رفتار نمی‌كنم، در صورتی كه ماهیت پدر و مادری یك چیز است و آن تربیت و پرورش روحی و جسمانی همه‌جانبه فرزند و هیچ والدین و فرزندی خالی از اشكال نیستند به این دلیل كه هیچ انسانی كامل نیست.
 
والدین وقتی دارای اولین فرزند خود می‌شوند احساس می‌كنند كه خودشان و فرزندشان كاملا منحصربه‌فردند در حالی كه باید بدانند روند رشدی متعادل كودكان روندی است كه در همه یكسان است (البته تفاوت‌های بسیار كمی ‌با هم دارند كه به مسائل مختلف مربوط می‌شوند اما به‌طور كل می‌توان از یك روند طبیعی نام برد) این دانش با چیزی غیر از مطالعه و مشاوره با افراد كاردان صورت نمی‌گیرد. شما به عنوان والدین باید بدانید كه فرزندتان چه موقع به پزشك احتیاج دارد و چه موقع مثلا یك دل‌درد ساده دارد و اینها در اولین فرزند احتیاج به مطالعه و دقت فراوانی دارد چرا كه شما كاملا بی‌تجربه هستید.
 
نمی‌توان به این دلیل كه پدران و مادران بی‌تجربه هستند به آنها حق داد كه هر طور خواستند با فرزند اول رفتار كنند و هر تجربه‌ای را با هر آزمایشی می‌خواهند با فرزند اولشان به دست آورند. گاهی والدین به فرزندان خود ضربات جبران‌ناپذیری می‌زنند كه باعث از بین رفتن مقطعی از زندگی فرزندشان می‌شود، مثلا فرزندی كه در دوران بلوغ است و والدینی كه هیچ تجربه‌ای ندارند و حساسیت شدیدی در تربیت فرزندشان به خرج می‌دهند را تصور كنید، ناگفته پیداست كه تمام این مسائل باعث می‌شود كه فرزندشان را بدون این كه بخواهند آزار دهند و نتوانند در این دوران به او كمكی كنند و با او دوست باشند.
 
اشتباه دیگر والدین این است كه بدون این كه به رفتارشان دقت كنند نیتشان را در نظر می‌گیرند. آنها همیشه می‌گویند ما به نفع فرزندمان تصمیم می‌گیریم، برای او دلسوزیم و خیرش را می‌خواهیم و متاسفانه گاهی پشت این نیات پنهان می‌شوند و رفتارهای خود را توجیه می‌كنند. والدین باید بدانند كه بی‌تجربه‌اند و فرزند اولشان در هر سنی كه باشد آنها تجربه قبلی آن دوران را نداشته‌اند و امكان دارد اشتباه كنند.
 
رایزنی و مشورت در هر کاری، معقول و پسندیده است. در واقع مشورت کردن، شریک شدن در خرد دیگران است.
 
اهمیت و حساسیت تربیت و تصمیمات تربیتی، ضرورت بهره گیری مربیان از نظرات کارشناسان و مشاوران را دو چندان می سازد و در تربیت خانوادگی با تأکیدات بیشتری همراه است.
 
وجوب مشورت درباره امور فرزندان، از سنین شیرخوارگی و کودکی تا دوران بزرگسالی آنان، متوجه والدین است.
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 588
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
براي ترغيب بچه‌ها به خوابيدن در اتاق شخصي، بايد توجه زيادي به طراحي دكوراسيون اتاق بچه‌ها داشت
 
روانشناسان كودك پيشنهاد مي‌كنند براي ترغيب بچه‌ها به خوابيدن در اتاق شخصي، ابتدا بايد توجه زيادي به طراحي دكوراسيون اتاق بچه‌ها داشت. به اين شكل كه نه‌تنها از لحاظ رعايت شرايط فيزيكي و وضعيت نور و هوا، بلكه در انتخاب همه وسايل اتاق بچه‌ها هم بايد توجه كافي داشت. بهترين پيشنهادي كه آنها مي‎دهند نظرخواهي از خود بچه‌ها در اين زمينه است. آنها معتقدند اين بهترين شيوه‌اي است كه والدين مي‌توانند با صبر و حوصله تنها خوابيدن را به يك زمان و فرصت دلپذير براي بچه‌ها تبديل كنند.
 
امروزه كودكان قبل از آن كه پا به جهان بگذارند اتاق‌شان با تمام امكانات برايشان حاضر شده است. رنگ‌هاي شاد و زيبا، وسايل و دكور خوب و فضايي كه دلچسب هر كودكي است. تقريبا همه چيز آماده است تا كودك بتواند در اولين زمان مناسب پس از تولد به استقلال برسد. چيزي كه در گذشته كمتر جزو ضروريات بود و شرايط احيايش ديرتر و سخت‌تر به دست مي‌آمد. يكي از مشكلات در عملي كردن اين ايده مشكل دل كندن والدين از فرزندان‌شان است.
 
البته به طور کلی در یک سال اول توصيه مي‌شود شیرخواران در معرض دید والدین باشند. چرا كه نوزاد در بدو تولد نیازهای بسیاری دارد که به طور ویژه‌ای مادر مسئولیت رسیدگی به آن‌ها را دارد. شاید دلیل عمده حضور نوزادان در اتاق والدین رسیدگی به موقع به این دسته از نیازها باشد. تعویض به موقع و رفع گرسنگی نوزاد توسط مادر از بارزترین دلایل حضور نوزاد در نزدیک‌ترین مکان به مادر است‌. از طرف دیگر نوع تنفس نوزاد و چگونگی خوابیدن او و بسیاری مسائل دیگر هستند که نیازمند دقت و رسیدگی هستند.
 
به همین دلیل توصیه می‌کنیم حتی اگر اتاق جدایی برای فرزند در نظر گرفته می‌شود، در معرض دید والدین باشد. از آنجا که این امکان معمولا وجود ندارد، بهتر است در یک سال اول شیرخوار در اتاق والدین اما در تخت جدا خوابانده شود.

اتاق خواب كودكان
 
والدين مي‌توانند با صبر و حوصله تنها خوابيدن را به يك زمان و فرصت دلپذير براي بچه‌ها تبديل كنند
 

روانشناسان كودك پيشنهاد مي‌كنند براي ترغيب بچه‌ها به خوابيدن در اتاق شخصي، ابتدا بايد توجه زيادي به طراحي دكوراسيون اتاق بچه‌ها داشت. به اين شكل كه نه‌تنها از لحاظ رعايت شرايط فيزيكي و وضعيت نور و هوا، بلكه در انتخاب همه وسايل اتاق بچه‌ها هم بايد توجه كافي داشت. بهترين پيشنهادي كه آنها مي‎دهند نظرخواهي از خود بچه‌ها در اين زمينه است. آنها معتقدند اين بهترين شيوه‌اي است كه والدين مي‌توانند با صبر و حوصله تنها خوابيدن را به يك زمان و فرصت دلپذير براي بچه‌ها تبديل كنند.
 
در قدم دوم والدين بايد اعتماد كودك را به خود جلب كنند به اين شكل كه اگر او بر اثر عاملي دچار ترس و اضطراب شد والدين خود را در دسترس خود ببيند و به اين صورت از ميزان ترس و اضطراب خويش بكاهند.
 
قدم بعدي احساس خودمختاری است. به این ترتیب که کودک احساس می‌کند فضای شخصی خود را دارد. اين حس به او انگيزه مي‌دهد تا تنهايي براي او در مكاني كه مختص اوست دلنشين شود.
 
 
اگر مشاهده شد كه پس از اين اقدامات كودك هنوز به خوابيدن در كنار شما اصرار دارد مطمئن باشيد عاملي بازدارنده وجود داردچيزي مانند: ترس و اضطراب كابوس‌هاي شبانه و ... كه مانع اين جداسازي مي‌شود.
 
پس بر عهده شماست كه ريشه‌يابي كرده و عامل ترس را بر طرف كنيد در غير اين صورت كودك هرگز راضي به جدا كردن اتاق خوابش نمي‌شود و اگر هم بشود مطمئنا دچار آسيب‌هايي جدي خواهد شد. براي مرتفع كردن تدريجي اين گونه مشكلات به طور مثال مادر مي‌تواند تا به خواب رفتن كودك در كنار او باقي بماند يا اين كه او را پس از خوابيدن به اتاقش منتقل كند. اگر علت ترس او از تاريكي است چراغ خوابي براي اتاقش تعبيه كنيد تا اتاق در تاريكي مطلق نباشد. اما يادتان باشد هرگز دست و موي خود را به كودك ندهيد. در مقابل اصرار احتمالي او مي‌توانيد يكي از عروسك‌هايش را به او بدهيد تا در آغوش بگيرد چرا كه ايجاد هر گونه وابستگي جداسازي او را سخت‌تر خواهد كرد. پس از رفع اين موانع، كودك شما آماده اين جداسازي است اكنون مي‌توانيد اتاق خواب او را با خيالي آسوده جدا كنيد و با آرامش خاطر او را در اتاقش تنها بگذاريد و تقريبا مطمئن باشيد كه او در آسودگي است.


 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 554
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
شروع تغذیه تکمیلی برای کودکان پایان شش ماهگی است



 همانند بزرگسالان، نیازهای تغذیه‌ای در کودکان با یکدیگر متفاوت است. بسته به سن، جنس و میزان فعالیت بدنی کودکان نیز نیازهای متفاوتی دارند. با افزایش سن نیازهای تغذیه‌ای کودکان افزایش می‌یابد. شروع تغذیه تکمیلی برای کودکان پایان شش ماه یا 180 روزگی است و از این زمان باید علاوه بر شیر، مواد غذایی مورد نیاز خود را از طریق غذاهای دیگر دریافت دارند. شروع تغذیه تکمیلی با یکبار در روز غذای جامد شروع شده و به تدریج تا پایان یکسال به سه وعده غذایی در روز افزایش می‌یابد.
 
از حدود یک سالگی به بعد بسته به میزان وزن‌گیری کودک و بررسی وضعیت نیازهای تغذیه‌ای وی می‌توان میان وعده‌های مغذی را در برنامه روزانه وی قرار داد. این میان وعده‌ها می‌تواند ترکیبی از شیر و میوه‌های طبیعی، انواع نان همراه پنیر و مغزها، کورن فلکس‌های ساده همراه میوه‌ها و شیر، خرما و مغزها و ... موارد متنوع دیگری باشد.
 
بستنی، چوب شور، انواع کیک و کلوچه و پاستیل و حتی ژله میان وعده‌های مناسبی برای کودکان محسوب نمی‌شوند. بستنی بسیار شیرین بوده و ذائقه کودک را به سمت شیرینی می‌برد و علاوه بر آن احساس سیری زودرس در کودکان ایجاد می‌کند که نتیجه آن محدودیت در دریافت غذاهای اصلی است.

از حدود دو سالگی به بعد استفاده از میان وعده‌ها به جهت حذف شیر برای همه کودکان ضروری است و به خصوص در مورد کودکانی که وزن گیری مناسبی ندارند سه وعده اصلی صبحانه، ناهار و شام و دو میان وعده مغذی در نظر بگیرید.
 
 
نکته مهم در تامین غذای روزانه کودکان استفاده از همه گروه‌های غذایی به صورت روزانه است و این مساله در تامین همه جانبه مواد مغذی جهت رشد کودک اهمیت دارد.

میوه ها و سبزی ها در شادابی کودکان، حائز اهمیت هستند
 
گروه‌های غذایی اصلی که باید به صورت روزانه برای کودکان استفاده کنید، عبارتند از:
1. غلات: شامل نان، برنج، ماکارونی، سیب زمینی که این گروه اصلی ترین تامین کننده انرژی برای بدن هستند و 50 تا 60 درصد نیاز روزانه را شامل می شوند. توصیه می شود در سه وعده اصلی حتما از این گروه استفاده نمایید.
 
2. گروه گوشت‌ها: شامل انواع گوشت قرمز، ماکیان، ماهی، حبوبات و تخم مرغ که به لحاظ تامین پروتئین مورد نیاز جهت رشد بدن و همچنین تامین آهن و روی از اهمیت زیادی برخوردارند و توصیه به مصرف آنها در سه وعده اصلی روزانه است.
 
3. گروه لبنیات: شامل شیر، ماست، پنیر و دوغ است. این گروه هم تامین کننده اصلی منابع کلسیم در بدن هستند که جهت رشد استخوان‌ها و دندان های کودکان در این دوران بسیار ضروری هستند و مصرف روزانه این گروه توصیه می‌شود. توصیه به مصرف لبنیات کم چرب است.
 
4. گروه سبزیجات: که بسیار مهم هستند و تامین بسیاری از ریز مغذی‌های ضروری به عهده این گروه است. تامین فیبر، اسید فولیک، ویتامین آ و دیگر مواد مغذی ضروری از طریق این گروه امکانپذیر است.  

سبریجات بسیار مهم هستند و تامین بسیاری از ریز مغذی‌های ضروری به عهده این گروه است
 
 
5. گروه میوه‌ها: که از گروه‌های اصلی و مهم هستند. دریافت روزانه آنها جهت تامین ویتامین ث مورد نیاز بدن و دیگر مواد مغذی توصیه می‌شود. میوه ها و سبزی ها در شادابی کودکان، دریافت ریز مغذی‌های ضروری و همچنین استفاده از منابع آهن حائز اهمیت هستند.
 
6. گروه روغن‌ها: که در میان آنها روغن زیتون، کنجد و همچنین انواع آجیل‌ها به خصوص بادام و گردو از اهمیت بیشتری برخوردارند. توصیه می‌شود کودکانی که دچار اضافه‌وزن هستند میزان کمتری از انواع روغن‌ها در رژیم غذایی آنها باشد.
 
مصرف انواع دسرها و اسنک‌ها و نوشیدنی‌های شیرین حاوی شکر و همچنین مصرف مواد غذایی آماده مثل چیپس و پفک را که حاوی مقادیر بالایی نمک هستند، برای کودک خود بسیار محدود کنید.یکی از نکات مهم در تامین مواد مغذی کودکان تامین ویتامین دی لازم برای رشد آنها است. استفاده روزانه از نور خورشید به مدت 10 تا 15 دقیقه سه بار در هفته و همچنین استفاده از لبنیات غنی شده با ویتامین دی و استفاده از انواع ماهی در رژیم غذایی می‌تواند نیاز به این ویتامین را تامین کند.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 771
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
گاهی احساس فقدان، کودکان را عصبانی و خشن می کند



برچسبی كه روی رفتار فرزندتان می زنید زمینه شكل گیری رفتار بعدی بچه هاست. همان قدر که ممکن است قلدری بچه ها باعث نگرانی خانواده شود، این احتمال هم وجود دارد که خانواده فکر کند، فرزند زرنگی دارد و به کارهایش بخندد و به آن افتخار کند.
 
«محسن کوچولو این روزها قد کشیده و دندان هایش ریخته اما از همیشه قلدرتر و بداخلاق تر شده است. مادرش می ترسد او با پرخاشگری هایش در مدرسه هم با بچه های دیگر درگیر شود و با دیگران کنار نیاید.
 
 
مدرسه ای که محسن را برای پیش دبستانی پذیرفته بود اکنون او را برای کلاس اول ثبت نام نمی کند و این موضوع پرخاشگری را در وی بیشتر کرده. محسن می گوید: همه دوستانم در این مدرسه اند و من نمی خواهم به مدرسه دیگری بروم. من اصلا مدرسه نمی روم.
 
 
او قبل از بهانه مدرسه نیز به بهانه توجه به بچه کوچک تر خانواده پرخاشگری می کرد و می گفت که هیچ کس او را دوست ندارد. محسن پنهانی برادر کوچکش را آزار می داد و می گفت: برو گم شو! تو این خونه هیچ کس تو رو نمی خواد!
 
 
بچه های پرخاشگر در خانواده ها کم نیستند. آنها به مادرشان جواب تندی می دهند و برای پدرشان قلدری می کنند، خواهر و برادر و دوستانشان را اذیت می کنند و بسختی می توان با آنها کنار آمد، اما کنار آمدن با این کوچولوهای عصبانی و قلدر نیز راه حلی دارد.»
 
 
نه تنها محسن بلکه همه بچه های زورگو یا قلدر به اقدام های اورژانسی خانواده نیاز دارند تا قبل از تثبیت این رفتار دردسرساز اصلاح شوند. كمك های اولیه برای اصلاح رفتار كودك زورگو را با ما تمرین كنید:
 
 
بچه زرنگش خوبه!
برچسبی كه شما روی رفتار فرزندتان می زنید زمینه شكل گیری رفتار بعدی بچه هاست. مثلا «صف شلوغه اما اگه زرنگ باشی می تونی زود خرید كنی و بیای.» یا اگر وقتی كودكتان توانسته كار بد همسالش را جبران كند و مثل او كتكش بزند بگویید:« آفرین خوب حق ات را گرفتی» این نمونه ها به كودك پیام می دهد كه زورگویی یا شبیه زورگو ها شدن نامش زرنگی است و خوب است. رشد رفتار منفی بچه ها در اینجا تمام نمی شود ممكن است قدم بعدی همان كتك كاری با كوچك ترها، افتخار دانستن مخالفت با بزرگ تر ها و... باشد.
 
 
آیا فردای قلدری را دیده اید؟
1-اغلب فرزندانی كه رفتار قلدری آنها اصلاح نشود ممكن است از پیشرفت درسی در حد استعدادشان عقب بمانند.2- روابط اجتماعی ضعیفی با خانواده و جمع همسالان پیدا كنند.3- علاقه مندی آنها در گروه های مختلف مردم به سمت افراد قلدر مسلك برود یا بخواهند در كنار افراد ضعیف قرار بگیرند تا به حرف شنوی، آنها دست پیدا كنند. 4- آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهكاری و... در بین بزرگسالان زیاد پیش می آید از اهمیت پیشگیری در دوران كودكی،کودک زورگو خبر می دهد.

اعمال محدودیت برای کنترل پرخاشگری را مشاوران خانواده و روان شناسان کودک پیشنهاد می کنند

خواستن توانستن نیست!
اینكه می گویید كودكتان حرفش را با زور به كرسی می نشاند یعنی چه؟ چند بار در هفته؟بیشتر به چه كسانی؟ در مورد یك موضوع یا همیشه؟ اگر تعداد رفتارهای زورگویی او دائمی شده است و نه فقط حساس بودن به بعضی مسائل، به این فكر كنید كه منبع قدرت اش كجاست؟ ممكن است فرزندتان بدن قوی دارد پس با فرستادن به ورزش، استفاده از لقب های مثبت مثل پهلوان، بیان داستان های قدیمی مانند زندگی پهلوانان در كمك به دیگران و... به زور جسمی اش جهت بدهید. اگر به خواسته اش نمی رسد داد و بیداد و گریه راه می اندازد، یعنی فكر می كند این نقطه ضعف شماست پس شروع به بی اعتناعی كنید.
 
 
راه حل های عملی
اگر پرخاشگری های کودک تلافی جویانه است بایستی کودک را از آزار و اذیت کردن دور کنیم تا مجبور نباشد برای تلافی و انتقام، افراد دیگر را اذیت کند.اگر کودک شما سعی می کند پرخاشگری را وسیله جلب توجه قرار دهد باید راه های دیگری را برای شاخص شدن به او نشان دهیم تا ناچار نباشد از روش خشونت برای جلب توجه استفاده کند.
 
 
گاهی احساس فقدان، کودکان را عصبانی و خشن می کند. اگر این فقدان جایگاه عاطفی کودک باشد سخت تر می تواند آن را درک کند تا از دست دادن یک اسباب بازی. روان شناسان دلایل پرخاشگری را اغلب بیرونی می دانند. اگر کودکان شما به این حد از پرخاشگری رسیده اند توصیه می شود رفتار و روش های خود را نیز بررسی کنید. شاید شما هم تغییراتی در رفتار خود داده اید که کودک احساس افسردگی می کند. اگر او احساس کمبود توجه می کند و فکر می کند دوستش ندارید، سعی کنید با رفتار خودتان این حس را از بین ببرید.
 
 
یک برنامه ضدقلدری داشته باشید
اعمال محدودیت برای کنترل پرخاشگری از توصیه هایی است که مشاوران خانواده و روان شناسان کودک پیشنهاد می کنند. مثلا چیزی را به کودک می دهید که باید بدهید و او با صدای معمولی درخواست کرده است، یا این که در صورتی او را به یک گردش روزانه ببرید که رفتار رضایت بخشی از خود نشان داده است و... .
 
 
زورگویی و عاقبت آن
رفتارهای پسندیده را بوضوح تشریح و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان کنید. برای خوش خلقی و بد خلقی، پاداش ها و تنبیه هایی در نظر بگیرید. سعی کنید آگاهی کودک را به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید و به او بفهمانید که این رفتار چه عاقبتی دارد. اگر کودکان به هم پرخاشگری می کنند از کودک مورد خشونت قرار گرفته دلجویی کنید، نه از کودک پرخاشگر.
 
 
انجام تمرین های آرامش بخش
رفتارهای منطقی و آرام كودكتان را تشویق و خیلی به آن توجه كنید.
فیلم های خشن یا بازی های جنگی و... را با جایگزین های جذاب دیگر عوض كنید.
روش درست جذاب شدن و زرنگی را با حرف زدن و الگو معرفی كردن در واقعیت یا داستان به او یاد دهید.
هرچه مشاجره، كشمكش و... كمتری در خانه رخ دهد، فرزندتان میل به آرامش بیشتری نشان خواهد داد.
با او منطقی باشید و در برابر او به زور متوسل نشوید تا او به جبران رفتار شما با دیگران قلدری نكند.
ارتباط با مدرسه فرزندتان را بیشتر كنید تا كودكتان بداند مراقبش هستید.
 
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 599
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
داشتن یک الگوی غذایی سالم در طول سفر بسیار حائز اهمیت است
 

سفر با کودکان بسیار دلنشین است؛ اگرچه نیازمند رعایت نکاتی برای حفظ سلامت آنهاست ولی با رعایت تمام این نکات و در صورت داشتن اطلاعات مناسب می‌توان سفر خوشایندی پیش رو داشت. با توجه به اینکه برنامه غذایی افراد در طول مسافرت دستخوش تغییرات می‌شود و انسان مجبور است غذاهایی غیر از غذاهای معمول و در زمان‌هایی غیر از برنامه معمول غذایی مصرف کند. به همین دلیل بسیار باید مراقب تغذیه کودک خود هنگام سفر باشید.
 
 بهتر است توصیه‌های دکتر صفوی، متخصص تغذیه و رژیم درمانی را بخوانید.
 
احتمال آلودگی میکروبی و مسمومیت در کودکان بسیار شایع است.
داشتن یک الگوی غذایی سالم در طول سفر بسیار حائز اهمیت است به خصوص در کودکان که سیستم بدنی حساس‌تری دارند. بنابراین در طول سفر والدین باید به تغذیه و انتخاب غذای کودکان خود اهمیت بیشتری بدهند زیرا شرایط نگهداری موادغذایی در خارج از منزل ممکن است باعث شود موادغذایی آلوده شوند و سموم غذایی کودک را بیمار کند. درضمن به دلیل اینکه کودکان نیاز به موادمغذی مختلفی دارند، باید در طول روز از تمام گروه‌های غذایی به آنها داده شود که شامل نان و غلات، گوشت، لبنیات و میوه و سبزیجات است.
 
از طرف دیگر، با توجه به اینکه کودکان تمایل زیادی به خوردن غذاهای تهیه شده در بیرون از خانه از جمله انواع فست‌فود دارند، باید احتیاط لازم را برای استفاده از این‌گونه غذاها به خرج داد. سالم‌ترین راه برای تغذیه کودکان در طول سفر، این است که غذایی ساده در خانه تهیه و در یک ظرف خنک یا یخچال‌های مسافرتی نگهداری شود.
 
 از غذاهایی که احتمال فاسدشدن آنها در سفر کمتر است، می‌توان به کوکو، کتلت، ساندویج مرغ و... اشاره کرد و بهتر است غذاهایی که حاوی سس هستند به دلیل اینکه احتمال فاسدشدنشان زیاد است مثل سالادالویه تهیه نشود و یا اینکه حتما باید در جعبه‌های حاوی یخ حمل شود.

در طول سفر والدین باید به تغذیه و انتخاب غذای کودکان خود اهمیت بیشتری بدهند
 
 
با همه اینها، در مواردی که شرایط به‌گونه‌ای است که می‌خواهید در رستوران غذا بخورید حتما در انتخاب غذا احتیاط لازم را به عمل بیاورید و از مکان‌هایی کاملا بهداشتی غذا تهیه کنید زیرا کودکان بسیار حساس‌اند و احتمال آلودگی میکروبی و مسمومیت در آنها بسیار زیاد است. برای مثال باید از دادن غذاهایی که در آنها از گوشت چرخ‌کرده استفاده شده مانند کباب، همبرگر و چیزبرگر پرهیز کرد زیرا احتمال کهنه بودن و مخلوط کردن مواد دیگر به غیر از گوشت داخل آنها زیاد است و این می‌تواند باعث ایجاد مسمومیت در کودکان شود.
 
درضمن، باید از خوردن غذاهایی که از انواع سس برای خوش طعم کردن آنها استفاده شده نیز بپرهیزید زیرا امکان اینکه این غذاها کهنه و مانده باشد و برای پنهان کردن طعم و بوی بد آنها از سس و ادویه‌جات زیاد استفاده شده باشد، بسیار است.
 
در رستوران هم به جای سالاد برای کودکان باید از ماست‌های پاستوریزه با مارک‌های شناخته شده که از سلامت آنها اطمینان دارید، استفاده کنید و به ظروفی که غذای کودک در آن سرو می‌شود توجه کنید که کاملا استریل و تمیز باشد. حتی بهتر است قاشق، چنگال، ‌کارد و لیوان مخصوص کودک خود را به همراه داشته باشید و آنها را با استفاده از موادضدعفونی‌کننده کاملا تمیز و استریل کنید و در صورت استفاده از ظروف یکبار مصرف نیز حتما پس از یکبار استفاده آنها را دور بریزید.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 648
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
برای تقویت خلاقیت در کودکان باید به آنها تفکر نقادانه را آموخت
 
برای تقویت خلاقیت در کودکان باید به آنها تفکر نقادانه را آموخت تا از طریق ارزیابی مساله به یک راه حل خلاقانه برسند شکوفایی خلاقیت در بچه ها بزرگسالانی خوشفکر پرورش خواهد داد.
 
برای دوام در دنیای پررقابت امروز نیازمند خلاقیت هستیم. اما خلاقیت به عنوان یکی از مهارت های مورد نیاز انسان باید از زمان کودکی به افراد آموزش داده شود. در واقع، باید به کودکان تکنیک هایی را آموزش داد که آنها بتوانند با دیدی نو و تازه به شرایط و موقعیت های اطراف خود نگاه کنند.
 
آموزش خودباوری در کودک به خلاقیت می انجامد
تلاش و خودباوری ۲ اصل مهم است که باید به کودکان آموزش داد. باید به کودکان یاد داد با هر مشکلی که با آن روبرو می شوند چه ساختن یک کاردستی یا درگیری و اختلاف با همکلاسی، راه حل های زیادی را برای حل مساله به کار بگیرند. اگر بتوان در کودکی خلاقیت و مهارت حل مساله را آموزش داد، در بزرگسالی قادر به حل خلاقانه مسائل خود خواهد بود. بهتر است والدین ابتدای کار سریع دخالت نکنند و اجازه دهند فرزندشان خودش به تنهایی با مشکل روبرو شود. مگر اینکه مشکل خطرناک باشد. درواقع، لازم است که کودک د رچالش قرار بگیرد.
 
تکنیک «چرا» در این روش که بیشتر در مورد کودکان کاربرد دارد والدین یا مربی برای کودک سوال هایی را مطرح می کنند تا کنجکاوی کودک را تحریک کنند. برای مثال: «چرا این شکل گرد است؟»، «چرا رنگ این حیوان زرد است؟»، «چرا گوشه این کاردستی ات این شکلی است؟» و... درواقع با طرح «چرا» ذهن کودک را وادار به خلاقیت می کنند و مانع شکل گیری یک الگوی تکراری می شوند.
 
مشورت کردن راه خلاقیت را باز می کند
از کودکان بخواهیم و هرگاه با مشکلی روبرو شدند نظر افراد خانواده یا دوستان و معلم خود را نیز جویا شوند. با این کار ایده های مختلف به ذهن کودک راه پیدا می کند و همچنین به خلاقیت گروهی می رسد. زیرا بعضی از خلاقیت ها فردی و برخی دیگر گروهی است. در این تمرین کودک از طریق مشورت به راه حل های متنوعی می رسد و مهارت خلاقیت در او شکوفا می شود.
 
 
 
تکنیک های ایجاد خلاقیت در فرزندان
 
برای ایجاد خلاقیت در فرزندان، اجازه بدهید کودک به تنهایی با مشکل خود روبرو شود
 
 
 
ترسیم مشکل
از فرزندتان بخواهید مشکل خود را نقاشی کند. وقتی کودک مشکل را نقاشی می کند نیمکره راست او شروع به فعالیت می کند و نمای کلی مساله در مقابل او نشان داده می شود. درواقع، وقتی می خواهیم به کودک خلاقیت را آموزش دهیم قبل از هر چیز باید مساله را مشخص کنیم؛ اینکه «مساله» واقعا چیست؟
 
خلاقیت با ایفای نقش
اگر فرزندتان با مساله ای روبرو شده و می خواهد به یک راه حل خلاقانه برسد، از او بخواهید مشکل خود را با کمک پدر و مادر یا خواهر و برادرش به صورت یک نمایش به اجرا دربیاورد. از این طریق نگرش جدیدی در ذهن کودک ایجاد کرده اید.
 
قبل از خواب به مشکل فکر کنید
یکی از تکنیک هایی که هم در دوران کودکی و نوجوانی و هم در بزرگسالی برای تقویت خلاقیت می توان از آن استفاده کرد فکر کردن و اندیشیدن به مشکل هنگام خواب است. هر مشکلی که دارید شب قبل از خواب با این اندیشه بخوابید. هنگام خواب کورتکس مغز که آشنا با بایدها و نبایدهای دیکته شده است، دیگر فعال نیست و در عوض سیستم های دیگر مغز که با بایدها و نبایدهای جامعه و اطرافیان آشنا نیست، فعالیت خود را آغاز می کند. برهمین اساس فرد ممکن است صبح وقتی از خواب بیدار شود جرقه ای در ذهنش زده شده باشد و به یک راه حل جدید برسد. این روش در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر کاربرد دارد.
 
مشکل کودک را به خودش بسپارید
یکی از تکنیک های ایجاد خلاقیت در فرزندان این است که والدین اجازه بدهند کودک به تنهایی با مشکل خود روبرو شود. از کودک بخواهید در مقابل مشکلی که برایش ایجاد شده راه حل هایی ارائه دهد یعنی تنها به یک راه حل اکتفا نکنید. البته رسیدن به راه حل ها می تواند با مشورت و کمک گرفتن از والدین یا افراد دیگر نیز باشد، اما مهم تر از همه ارزیابی راه حل هاست. باید به کودک کمک کرد که تفکر نقادانه داشته باشد یعنی به ارزیابی راه حل هایی که ارائه می دهد، بپردازد.
 
والدین باید به کودک کمک کنند تا اطلاعاتی راجع به راه حل ها به دست بیاورد و براساس آن بتواند به یک تصمیم درست برسد. از این طریق کودک همزمان تفکر نقادانه و مهارت حل مساله را خواهد آموخت. ممکن است کودک از طریق این روش به راه حل های جدید و نویی برسد که حتی به ذهن والدین نیز خطور نکند.
 
نیمکره راست کودکان فعال تر است
در سنین کودکی هنوز افکار و دیدگاهی در کودکان شکل نگرفته و کودک هنوز به یک شیوه زندگی برای مثال یک روش کاری، یک روش تفکر یا یک روش ارتباطی عادت، نکرده بنابراین در این شرایط بروز خلاقیت بسیار آسان تر از دوران بزرگسالی است. کودکان و نوجوانان آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت دارند چون نیمکره راست آنها در این سنین فعال تر است و همان طور که می دانید نیمکره راست مرکز خلاقیت و اندیشه های نو است. اما با بالا رفتن سن نیمکره چپ بلندپروازی ها و نواندیشی های نیمکره راست را محدود می کند. به همین دلیل سیستم آموزشی و تربیتی آموزش و پرورش و خانواده ها باید به گونه ای پایه ریزی شود که باعث از بین رفتن خلاقیت های ذاتی در کودکان و نوجوانان نشود.





 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 614
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
هیدروسل به جمع شدن آب در اطراف بیضه‌ها می‌گویند که در نوزادان پسر شایع است


هیدروسل بیماری نسبتا شایعی در نوزادان پسر است که از همان ابتدای تولد بروز می‌کند. اما بسیاری از پدر و مادر‌ها از این بیماری اطلاع ندارند.

هیدروسل چیست؟
 
هیدروسل بیماری نسبتا شایعی در نوزادان پسر است که از همان ابتدای تولد بروز می‌کند. اما بسیاری از پدر و مادر‌ها از این بیماری اطلاع ندارند و تنها متخصص اطفال می‌تواند آن را در کودک تشخیص دهد.
 
هیدروسل چیست؟
« هیدروسل به جمع شدن آب در اطراف بیضه‌ها می‌گویند که در 10 تا 15 درصد نوزادان پسر شایع است. معمولا پزشکان و متخصصان با معاینه نوزادان می‌توانند این بیماری را در آنها تشخیص دهند. به این صورت که با یک چراغ‌قوه بیضه‌ها را معاینه و بررسی می‌کنند که به این روش ترانس ایلومینیشن می‌گویند.»

علت هیدروسل
 
عامل به وجود آمدن هیدروسل مادرزادی است و چون در دوره جنینی در سراسر بدن مایعات مختلف وجود دارند قسمتی از آن در بیضه‌ها جمع می‌شود که بعد از مدتی جذب بدن می‌شود. البته هیدورسل بیشتر در نوزادانی دیده می‌شود که به موقع به دنیا نمی‌آیند و یا 7 ماهه به دنیا می‌آیند در صورتی در نوزادانی که پس از 9 ماه و به موقع به دنیا می‌آیند این بیماری بسیار کم دیده می‌شود.»
 
 
علام باليني هيدروسل
* تورم بدون درد بيضه که نرم بوده و کم کم زياد مي شود.
 
 
*)کودک نبايد درد داشته باشد، وجود درد نشان از يک بيماري زمينه اي ديگر مثل عفونت و يا سرطان بيضه است.
 
 
* بيضه را معمولا مي توان در کودکان لمس کرد، ولي اگر ميزان مايع اطراف بيضه زياد باشد، بيضه غير قابل لمس خواهد بود.
 
 
* اگر در يک اطاق تاريک نور چراغ قوه را در کيسه بيضه بتابانيم، در صورت وجود هيدروسل از کيسه بيضه عبور مي کند.

هیدروسل ممکن است با فتق‌های ناحیه آلت تناسلی اشتباه گرفته شود
 
 
* در کودکان بايد هيدروسل را از ساير بيماريهاي خطرناک بيضه افتراق داد، مهمترين آنها پيچش بيضه و فتق بدام افتاده است. پيچش بيضه اگر تا شش ساعت درمان نشود، سبب از بين رفتن بيضه شده و فتق بدام افتاده اگر بدرستي تشخيص داده نشده و اورژانس عمل جراحي نشود سبب سياه شدن روده ها مي شود.
 
هیدروسل ممکن است با فتق‌های ناحیه آلت تناسلی اشتباه گرفته شود. برای تشخیص دقیق‌تر باید سونوگرافی ناحیه بیضه‌ها انجام شود. اگر مایع دور بیضه زیاد نباشد، جای نگرانی نیست چون این آب بعد از یک‌سالگی کودک جذب بدن می‌شود. اما اگر بعد از یک‌سالگی جذب بدن نشد، باید با جراحی آن را از بیضه‌ها خارج کنند. هیدروسل تأثیری بر باروری و زایایی کودک ندارد و والدین نباید از این جهت نگران شود. تنها بیماری‌هایی مانند بیضه نزول نکرده یا بالا ماندن بیضه (UTC) باروری کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهند و اگر به آن اهمیت داده نشود باعث عقیم شدن و نازایی کودک در آینده می‌گردد.»
 
بیضه‌ها در دوران جنینی داخل شکم جنین تکامل می‌یابند و با افزایش سن، از مسیر مشخص پایین می‌آیند و داخل کیسه بیضه قرار می‌گیرند و در این محل دمای مناسب برای رشد و تولید اسپرم‌ها فراهم می‌شود. بنابر‌این اگر در دوران کودکی بیضه‌ها در جای خود قرار نگیرند، کودک دچار بیماری بیضه نزول نکرده یا بالا ماندن بیضه‌می‌شود.
 
 
درمان هيدروسل در کودکان
 بسياري از موارد هيدروسل در کودکان بخودي خود با گذشت زمان برطرف مي شوند و نيازي به جراحي ندارند.
 
 
اگر مطمئن شديم که بيماري زمينه اي خاصي وجود ندارد و هيدروسل نيز از نوع ارتباطي نيست و رزو بروز بر اندازه آن افزوده مي شود، بايد کودک جراحي شود.
 
 
 بعضي ها آب کيسه بيضه را با سرنگ مي کشند، آن به هيچ وجه توصيه نمي شود چون اولا بدون تاثير است و ظرف چند روز دوباره مايع دور بيضه جمع مي شود و ثانيا اگر علت سرطان بيضه بوده باشد، درمان را به مخاطره مي اندازد.
 
 
بهترين درمان هيدروسل جراحي است که در آن پرده ايکه سبب ترشح مايع مي شود با جراحي برداشته مي شود.
 
اگر کودکي مبتلا به هيدروسل است و لازم است جراحي شود، بايد در اولين فرصت اينکار صورت گيرد، چون با گذشت زمان مايع اطراف بيضه زيادتر شده و کيسه بيضه بزرگتر مي شود و وقتي اندازه کيسه بيضه خيلي بزرگ شد، بعد از عمل جراحي خود را بخوبي نمي تواند جمع کند و براي هميشه از کيسه طبيعي طرف مقابل بزرگتر باقي مي ماند.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 636
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مشغله زیاد روی دوستی‌ها و زندگی اجتماعی بچه‌ها هم تاثیر مخرب دارد
 
"پسرم خیلی خوب فوتبال بازی نمی‌کند، خیلی هم این ورزش را دوست ندارد اما همه دوست‌هایش اینکار را می‌کنند."
 
"اگر یک روز تمرینم را از دست بدهم، حتی برای رفتن پیش دکتر هم باشد، نیمکت‌نشین می‌شوم."
 
"اگر فعالیتی برای ساعات بعد از مدرسه دخترم نگذارم، آنوقت فقط در خانه نشسته، تلویزیون نگاه می‌کند و تنقلات می‌خورد."
 
"دخترم خودش دوست دارد که به کلاس‌های ژیمناستیک، نقاشی، رقص و آشپزی برود. من مجبورش نمی‌کنم."
 
اینها توضیحات و بهانه‌های متداول والدین و بچه‌ها است. مشخص است که بعضی از بچه‌ها کارهای زیادی دارند و وقت کافی برای انجام آن ندارند. و خیلی سخت است که بخواهیم تشخیص دهیم که این والدین هستند که آنها را به اینهمه کار محبور می‌کنند یا خودشان هستند که دوست ندارند از دوستان و همسالانشان عقب بیفتند.
 
دلیل این مشغله هرچه که باشد، یک چیز مشخص است: از یک چیز باید چشم‌پوشی کرد. فرزند شما هم سرش خیلی شلوغ است؟
 
چرا بچه‌ ها اینقدر مشغله دارند؟
در خیلی از خانواده‌ها بچه‌ها برای اینکه احساس نکنند عقب مانده‌اند، برنامه پرمشغله‌ای را دنبال می‌کنند. خیلی از نوجوانان برای اینکه بتوانند در دانشگاه موردعلاقه خود قبول شوند مجبورند فعالیت‌های درسی خود را بیشتر کنند.
 
بعضی از والدین تصور می‌کنند بهتر است فرزندان خود را مدام مشغول نگه دارند تا اینکه بگذارند وقت آزاد برای بازی کردن، اکتشاف و یادگیری‌ داشته باشند. همچنین ممکن است احساس کنند اگر فرزندشان کارهایی که بچه‌های دیگر انجام می‌دهند را انجام ندهد، تجربیات مهمی را از دست خواهد داد.
 
اما اکثر والدین معمولاً بهترین‌ها را برای فرزندشان می‌خواهند. اما حتی بااینکه قصد و نیت خوبی دارند ممکن است ناخواسته باعث پرمشغله شدن برنامه زندگی فرزندشان شوند. فشاری که برای شرکت در فعالیت‌های مختلف از طرف والدین به بچه‌ها تحمیل می‌شود هم برای بچه‌ها و هم خود والدین خسته‌کننده خواهد بود.
 
البته انجام فعالیت‌های منظم و ورزش می‌تواند مفید باشد. این فعالیت‌ها می‌تواند مهارت‌های اجتماعی بچه‌ها را تقویت کرده و فرصت‌هایی برای بازی و ورزش در اختیار آنها قرار دهد. همچنین ورزش‌کار بودن، نظم و حل مشکلات را به آنها یاد می‌دهد. از همه بهتر اینکه این فعالیت‌ها مفرح هستند! رمز کار این است که فعالیت‌هایی مفرح برای آنها انتخاب کنید که مطمئن شوید هم بچه‌ها و هم خودتان خسته و کلافه نشوید.
 
نشانه ‌های پرمشغله بودن بچه ‌ها
دیر یا زود بچه‌هایی که مشغله کاریشان زیاد باشد علائمی نشان می‌دهند. هر کودکی متفاوت است اما همه بچه‌های پرمشغله:
 
• احساس خستگی، اضطراب و افسردگی خواهند کرد.
 
• از سردرد و دل‌درد شکایت خواهند کرد که می‌تواند به خاطر استرس، خوب غذا نخوردن و کم‌خوابی باشد.
 
• از درس‌های مدرسه عقب می‌افتند و موجب افت نمراتشان خواهد شد.
 
مشغله زیاد روی دوستی‌ها و زندگی اجتماعی بچه‌ها هم تاثیر مخرب دارد. حتی زندگی خانوادگ یهم دچار مشکل خواهد شد—وقتی یکی از والدین یکی از بچه‌ها را برای تمرین بسکتبال می‌برد و آن دیگری بچه دوم را به کلاس رقص می‌رساند، خانواده دیگر نمی‌تواند وعده‌های غذایی را در کنار هم صرف کند. درنتیجه، زمانی زیادی برای ارتباط باقی نمی‌ماند.

احساس خستگی، اضطراب و افسردگی کودکان به علت پر مشغله بودن آنها است

نکاتی برای خانواده ‌های پرمشغله
حتی آن دسته از والدینی که سعی می‌کنند به فرزندانشان کمک کنند بعضی از فعالیت‌های خود را کم کنند ممکن است با مربیانی که با غیبت شاگردان خود کنار نمی‌آیند و یا بچه‌هایی که دوست ندارند از تمین خود عقب بیفتند دچار مشکل شوند. اما خیلی مهم است که والدین مطمئن شوند فعالیت‌های اضافه موجب خستگی بیش از اندازه بچه‌ها نمی‌شود.
 
رمز کار این است که برنامه‌ها را به اعتدال و با در نظر داشتن سن، روحیه، علایق و توانایی‌های فرزندتان انتخاب کنید. اگر چیزی خیلی پیشرفته است مطمئناً تجربه آن برای فرزندتان خسته‌کننده خواهد بود. اگر جذابیت لازم برای درگیر کردن بچه‌ها را نداشته باشد هم برای آنها کسل‌کننده خواهد بود. و زمانیکه بچه‌ها کاری را فقط برای رضایت و خوشنودی والدینشان انجام می‌دهند، هدف اصلی فراموش خواهد شد.
 
می‌توانید بنا بر سن و علایق فرزندتان محدودیت منطقی برای فعالیت‌های فوق‌برنامه او مشخص کنید و باعث لذت‌بخش‌تر شدن این فعالیت‌ها شوید.
 
در زیر چند پیشنهاد ساده برایتان داریم:
• درمورد قوانین اصلی از قبل توافق کنید. بعنوان مثال برنامه‌ریزی کنید که در هر فصل بچه‌ها بتوانند فقط در یک ورزش شرکت کنند و یا فعالیت‌های آنها را به دو روز در طول هفته محدود کنید.
 
• بدانید به چه میزان زمان نیاز است. مثلاً باید ببینید که زمان کافی برای درس خواندن باقی می‌ماند؟ آیا فرزندتان متوجه می‌شود که تمرین فوتبال او دو روز در هفته و درست بعد از اتمام مدرسه و تا زمان شام طول می‌کشد؟ آیا فرزندتان می‌رسد تکالیف مدرسه خود را به خوبی انجام دهد؟
 
• برای منظم بودن یک تقویم داشته باشید. تقویم را روی یخچال یا هر مکان دیگری که در دسترس و جلو چشم باشد نصب کنید تا همه از اتفاقات باخبر باشند.
 
• اجازه بدهید فرزندتان یک تا دو جلسه غیبت داشته باشد. گاهی اوقات استفاده از فرصت برای با هم بودن خیلی مهمتر از حاضر شدن سر تمرینات است، حتی اگر برای آن پول زیادی پرداخت کرده باشید.
 
• با سایر والدین برنامه‌ریزی کنید که هر بار یکی بچه‌ها را سر کلاس ببرد تا بتوانید به کارهای خودتان بهتر رسیدگی کنید.  

سعی کنید فعالیت‌ ها را برای همه فرزندانتان و خودتان متعادل کنید
 
 
• سعی کنید فعالیت‌ ها را برای همه فرزندانتان و خودتان متعادل کنید. عادلانه نیست که همه زمان و انرژی خود را صرف بردن و آوردن یکی از بچه‌ها به کلاس‌هایش کنید و برای فرزند دیگرتان زمانی را اختصاص ندهید. برای خودتان هم باید وقت بگذارید و کارهایی را انجام دهید که از آن لذت می‌برید. زمانی را هم خانواده باید در کنار هم سپری کنند.
 
• زمانی را به دور هم بودن اختصاص دهید. طوری برنامه‌ریزی کنید که همه بتوانند روزهایی سر یک ساعت مشخص خانه باشند و بتوانید دور هم غذا بخورید. باید زمانی را هم برای تفریحات خانوادگی اختصاص دهید.
 
• اولویت ‌بندی کنید. مدرسه باید اولویت اول باشد. اگر می‌بینید فرزندتان برای کارهای مدرسه مشکل دارد باید از فعالیت‌های فوق‌برنامه او کم کنید.
 
• بدانید کی "نه" بگویید. اگر برنامه فرزندتان پر است اما اصرار دارد که فعالیت دیگری را هم آغاز کند، با او درمورد اینکه کدامیک از فعالیت‌های دیگر را باید حذف کند تا بتواند این فعالیت جدید را شروع کند صحبت کنید.
 
• اهمیت زمان استراحت را به یاد داشته باشید.  همه آدم‌ها به زمانی برای استراحت کردن و فکر کردن به آن روز خود نیاز دارند. لازم است بعضی وقت‌ها هیچ کاری انجام ندهند.
 
فعالیت‌ها را متعادل کنید
لحظه‌ای زمان بگذارید و به زندگی فرزندتان فکر کنید. اگر می‌بینید مشغله او زیاد است با هم بنشینید و تصمیم بگیرید کدام فعالیت‌ها را می‌توانید حذف کنید.
 
دوچرخه‌سواری، پیاده‌روی، بازی کردن، گوش دادن به موسیقی، یا حتی بیکار بودن برای زمانی می‌تواند زمانی که بچه‌ها برای استراحت نیاز دارند را در اختیار آنها قرار دهد. و هیچوقت فراموش نکنید که چقدر برای بچه‌ها بازی کردن با بچه‌های دیگر مهم است. بچه‌ها نیاز دارند زمانی را واقعاً بچه باشند.
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 624
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
حواس نوزاد قبل از متولد شدن فعال می شود
 
در سال های اول کودکی همه چیز در جهان برای بچه ها جدید است. یادگیری کودکان یک فرآیند 24 مرحله ای است. آنها طی این مراحل یاد می گیرند که چگونه بدنشان را حرکت دهند، چگونه اشیاء را لمس کنند و ... . در این مطلب قرار است شما را با چند روش یادگیری کودکان آشنا کنیم.
 
بچه ها در رحم مادر شروع به یادگیری می کنند
بخشی از مغز کودکان، صداها را در سه ماهه ی اول بارداری پردازش می کند و آنها می توانند آنچه را در رحم مادر می شنوند به خاطر بسپارند.
 
یک بررسی نشان می دهد که کودکان واژه ها و کلمات موسیقی هایی که مادرشان در طول بارداری به آن ها گوش داده را می شناسند و برایشان آشناست.
 
 
در دو روزگی مغزشان شروع به پردازش واژه ها می کند
تنها چند روز پس از تولد، کودکان قادر به پردازش کلمات خواهند بود، درست مانند بزرگترها! زمان افعال ،هجاها، شروع و پایان یک کلمه و ... همه ی چیزهایی است که مغز کودک آنها را درک می کند.
 
آنها حتی قادر خواهند بود یک وقفه ی 25 میلی ثانیه ای در ادای کلمات را نیز تشخیص دهند و جدا بودن کلمات در یک عبارت را تشخیص دهند.
 
 
حرکات دهان به آنها در گوش دادن کمک می کند
کودکان نیاز به حرکت دادن زبانشان دارند تا بتوانند اصوات را تشخیص دهند. پستانک مانع حرکت درست زبان شده و کودک نمی تواند به راحتی فرق بین دو حرف مشابه را متوجه شود.
 
 
تقلید، کار کلیدی بچه هاست
وقتی کودک به تماشای حرکات خاص یک فرد بزرگسال می نشیند، بخشی از مغزش جهت تطابق و درک آنها روشن می شود.
 
 
تماشای بزرگ ترها در حالی که یک اسباب بازی در دست دارند یا حرکات خاصی را انجام می دهند، می تواند به کودک کمک کند تا کمی بدنش را تکان دهد.
 
 
لمس کردن به آن ها کمک می کند تا واژه ها را بیاموزند
لمس کلمات همراه با گفتن، در یادگیری بچه تأثیر بسزایی دارد. در یک بررسی، همزمان با گفتن واژه ای آن را روی دست بچه به طور لمسی نوشتند، در حالی که آن واژه یک واژه ی بی معنی بود، اما کودک توانست به راحتی آن را بیاموزد.
 
 
موسیقی را سریع می آموزند و برای برقراری ارتباط به کار می گیرند
قبل از اینکه کودک یاد بگیرد که زبان را درک کند، به طور ریتمیک شبیه یک آهنگ صحبت می کند. درک موسیقی به کودک در یادگیری زبان نیز کمک خواهد کرد.

کودکان نیاز به حرکت دادن زبانشان دارند تا بتوانند اصوات را تشخیص دهند
 
یادگیری موسیقی نیز در نهایت به کودک کمک خواهد کرد تا به بهترین نحو به برقراری ارتباط با دیگران بپردازد.
 
 
خندیدن کمک کننده است
بچه ها در حدود سن 18 ماهگی، حس شوخ طبعی پیدا می کنند. خندیدن می تواند به بچه ها کمک کند تا کارهای جدید را بیاموزند. اگر کاری را با لبخند و خنده به آن ها یاد بدهیم، سریع تر می آموزند.
 
 
شگفت زده کردن بچه ها
وقتی کودکان از کاری تعجب کنند آن را بهتر یاد می گیرند، مثلا یک شی متحرک مانند توپ خیلی برایشان عجیب و جالب است. معمولا در آزمایشات یادگیری نیز از توپ استفاده می شود. این گونه اشیا آنقدر برایشان جالب است که تمام حواس شان را روی آن متمرکز می کنند.
 
 
اندر فواید چرت کودکان
چرت زدن در طول شبانه روز باعث می شود مغز کودک تمام آنچه را در بیداری آموخته است، در خود تثبیت کند و این خود بخشی از فرایند یادگیری محسوب می شود.
 
 
آن ها حتی قبل از تولد یاد می گیرند از بوها و طعم های خوش لذت ببرند
حواس نوزاد قبل از متولد شدن فعال می شود و همانطور که از بوها و طعم های خوش در رحم مادر لذت می برند، مثلا در صورت مصرف موادی مانند آب هویچ توسط مادر در دوران بارداری، به راحتی می تواند طعم و عطر خوش آن را پس از تولد بشناسد.



 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 635
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 1 فروردين 1391 | نظرات ()